close
تبلیغات در اینترنت
فتنه 88

حزب الله

Music v:12 Music v:12 Music v:12 Music v:12

فتنه 88


بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه:
9دی،عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد!
نهم دی ماه یک هزار وسیصد و هشتاد و هشت جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود!
9دی، درد کوته بینی حکمیت راتا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد!
9دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد!
9 دي اوج ولايتمداري و غيرتمندي ملت ايران بود و مي توان گفت عشق ملت قهرمان ايران به امام راحل را ثابت کرد. 9 دي سند ماندگار بيعت مجدد با رهبري، ولايت فقيه و تبلور آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي است.  راهپيمايي 9 دي بزرگ ترين و تاريخي ترين راهپيمايي در تاريخ انقلاب اسلامي بود که عشق ملت ايران به امام(ره)، رهبر و انقلاب اسلامي را براي هميشه تاريخ به جهانيان ثابت کرد
9 دي ماه سال 88 روزي بسيار به ياد ماندني در تاريخ سياسي ايران به حساب مي آيد و از همين روست که به‌نظر مي رسد از هم اکنون بايد به تبيين مفاهيم بلند اين حماسه بزرگ پرداخت. 9 دي ماه يک ميتينگ سياسي نبود، راهپيمايي ها هم نبود بلکه ميثاقي دوباره ميان مردم با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران آن هم بعد از 8 ماه جنگ سياسي بود. 9 دي از آن جهت پر اهميت و ويژه است که ناظر به مفهومي به نام جنگ نرم و براندازي است
روزشمار جمهوري اسلامي ايران، سرشار از حوادثي شگفت‌انگير است كه هر كدام به تنهايي عبرت‌آموز و قابل تامل و تعمق و تحليل مي‌باشد. اما در اين ميان برخي روزها از امتيازي خاص برخوردارند و يادآور رويدادي سرنوشت‌ساز هستند كه مي‌توان تعبير نقطه عطف را درباره آنها به كار برد و نهم دي ماه 1388 يكي از آن روزهاست. البته اگر تحليلي عميق از اغتشاشاتي كه حركت پرشور مردم در نهم دي ماه بدانها خاتمه بخشيد، نداشته باشيم، ممكن است تصور كنيم كه عده‌اي از كساني كه نامزد انتخاباتي‌شان راي نياورده بود - آنچنان كه در بسياري از كشورها متداول است- به عنوان اعتراض به خيابان‌ها آمدند و راهپيمايي كردند اما اگر مروري بر روند امور كشور و برنامه‌ريزي‌هاي نرم و گسترده دشمنان طي سال‌هاي پس از دفاع مقدس داشته باشيم، ابعاد و اهميت حضور سرنوشت‌ساز و شكوهمند مردم در نهم دي ماه آشكارتر خواهد شد.
هرچند بعيد است دشمن از سرمايه‌گذاري‌هاي خويش طي ساليان متمادي گذشته مايوس نشده باشد و چه بسا مهره‌هاي جديدي را جايگزين مهره‌هاي سوخته كند و لذا هوشياري ايجاب مي‌كند كه غائله فتنه 88 را خاتمه يافته نينگاريم و در پرتو مشعل روشنگر نهم دي ماه، رد پا و اثر انگشت دشمن را هوشيارانه شناسايي كنيم اما بي‌ترديد با شكست سياسي جريان فتنه در اين مقطع تاريخي،‌برخي پرده‌ها كنار رفت و بسياري از اسرار پشت پرده آشكار شد و ماموران مستقيم نظام سلطه‌جهاني در جريان محاكمات خويش، ابعاد گسترده و پيچيده برنامه‌ريزي درازمدت بيگانگان را براي براندازي، شفاف ساختند. با توجه به اين اعترافات روشن شد كه طي دو دهه گذشته، دشمنان ملت ايران، سه نوع شيوه براندازي را عليه نظام اسلامي به كار گرفته‌اند؛ يكي شيوه استحاله فرهنگي كه در دوران دولت سازندگي پيگيري مي‌شد و روزنامه همشهري و شهرداري تهران و فرهنگسراها و دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي و خانه هنرمندان و حتي سازمان دانش‌آموزي، از جمله عرصه‌هاي تاخت و تازه سر سپردگان اين تفكر بودند و بنيادهاي آمريكايي نظير «جستجو»، «كارنگي»، «سوروس» و «صندوق حمايت از دموكراسي» از آنان پشتيباني مي‌كردند. شيوه ديگر براندازي، ‌استحاله سياسي بود كه از خرداد 76 آغاز گشت و با حضور نيروهاي دگرانديش در مصادر امور، حاشيه اي امن براي آنان ايجاد شد و احزاب سياسي و سازمان‌هاي غير دولتي اصلاح‌طلب! يكي پس از ديگري نمايان شدند و تحت حمايت مالي، فكري و سياسي بيگانگان قرار گرفتند و دست‌اندركاران اين احزاب و سازمان‌ها، براي شركت در كارگاه‌هاي آموزشي به آمريكا يا كشورهاي ديگر سفر كردند تا براي اجراي مرحله بعد يعني نافرماني مدني،‌دوره‌هاي لازم را طي كنند.
از جمله وظايف ابلاغ شده به اين افراد خودباخته يا خود فروخته آن بود كه با شناسايي و جذب نخبگان و شبكه‌سازي و نهادسازي و توليد جزوه‌ها و مطالب و برگزاري همايش‌هايي كه جملگي هدف درازمدت براندازي را رصد مي‌كرد، زمينه‌اي فراهم آورند براي:
1- مشروعيت زدايي از نظام اسلامي، از طريق حمله به باورها و اعتقادات مردم
2- اعتبار زدايي از نظام اسلامي با ناكارآمد جلوه دادن مسئولان و دولتمردان
3- اعتمادزدايي از مردم نسبت به مسئولان از طريق وارد آوردن تهمت و دروغگو خواندن آنان
تا مقدمات دو قطبي شدن جامعه و ايجاد شكاف بين مردم و مسئولان پي‌ر يزي شود.
سرانجام شيوه و مرحله آخر بود كه طي آن نيروهاي مخالف نظام چنانچه نتوانستند از طريق پيروزي در انتخابات و نفوذ در حكومت، هدف براندازي را تحقق بخشند، با به كارگيري شيوه نافرماني مدني و با شعار دفاع از آراي مردم و پافشاري روي مسئله تقلب و دروغگويي و زير سئوال بردن مراجع رسمي و قانوني، و با استفاده از تجربياتشان در كشورهايي نظير صربستان، گرجستان و اوكراين، براي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي تلاش كنند.
نكته قابل توجه آنكه در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري نظام سلطه جهاني به برخي سردمداران هر سه جريان يعني جريان سازندگي، جريان اصلاحات و جريان نافرماني مدني، نقش‌هايي واگذار كرد و خواص فريب خورده يا خائن، احزاب و تشكل‌هاي قدرتمند خود همچون كارگزاران، مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب را متحد و يكپارچه به صحنه آوردند تا با حمايت ضد انقلاب خارجي، ابتدا عليه انتخابات موضعگيري كنند و در گام‌هاي بعدي با انقلاب مردم و اركان نظام اسلامي بستيزند و نهايتا عليه مقدسات مردم و اسلام، موضعگيري نمايند.
اما آنان با شتابزدگي و قبل از موعدي كه مقرر شده بود با عزاداران حضرت سيد الشهدا (ع) درگير شدند و نيات پليدشان آشكار گشت. همان‌گونه كه حضرت زينب (س) نيز با استناد به اين آيه كريمه، سير سقوط اين‌گونه افراد را تحليل فرمود؛ «ثم كان عاقبه الذين اساءالسوءا ان كذبوا بايات الله» (سرانجام بدكاران آن شد كه آيات الهي را تكذيب كردند. سوره روم، آيه 10)
و اينچنين شد كه نهم دي ماه با محرم در آميخت و عاشورايي ديگر شد و پرچم برافراشته و مشعل هدايتگر و كشتي نجات بخش امام حسين (ع) بار ديگر به ياري ملت ايران شتافت و حماسه‌اي ماندگار خلق كرد.
بر اين اساس،‌واقعيت آن است كه فضاي مالامال از شبهه و توهم و فتنه سال 88، آخرين مرحله از سال‌ها برنامه‌ريزي و توطئه دشمنان خارجي و ياران داخلي‌شان بود چنانكه رهبري معظم انقلاب اسلامي فرمودند:
«اين فتنه منحصر به حضور عده‌اي افراد در خيابان‌ها نبود بلكه ناشي از يك بيماري بود كه با اقدامات سياسي و امنيتي قابل دفع شدن نبود و به يك حضور عظيم مردمي نياز داشت كه چنين هم شد.»
۹ دي آزمون وفاداري ملت ايران به اسلام
اما به راستي صحبت از حماسه نهم دي کاري دشوار است . در اين روز راهپيمايان بسيار پرشور وشعور به خيابان ها آمدند و تجلي وحدت مردم با ولايت را به رخ جهانيان کشيدند. چهارشنبه 9 دي ماه 88 روزي بود که در آن مردم با بصيرت تام مولاي خويش را تنها نگذاشتند و براي محکوميت حرمت شکنان عاشورا بي دريغ همگي به پاخاستند. اما يکي از دلايلي که بر اهميت حماسه 9 دي مي افزايد تبلور اين حماسه مردمي در کوران فتنه است. در9 دي 88 وقايعي رقم خورد که کشور ما چند ماه را در آتش فتنه ها گذرانده بود و حتي برخي از خواص نيز مردود مشروط شده بودند . اما مردم در بزنگاه خطر وارد عرصه شدند و تومار فتنه و فتنه گران را در هم پيچيدند.
آنچه که ما از تاريخ سياسي اسلام طي 14 قرن گذشته درک مي کنيم اهميت ويژه مقاطع بحراني و اقدامات مردمي در آن زمان است . اگر خلافت پس از پيامبر اکرم (ص) به جانشين اصلي اش نرسيد ، اگر امام حسن (ع) به صلح با معاويه تن داد ، اگر اباعبدالله الحسين (ع) در عاشورا به خاک و خون کشيده شد همه و همه به خاطر غفلت هاي عوام و خواص در اوضاع فتنه بود . در اساس ماهيت فتنه و بلا به گونه اي است که در آن مرز هاي ميان حق و باطل در هم تنيده مي شود و ديگر نمي توان به سهولت جبهه حق و باطل را از هم تمايز داد . تاريخ اسلام مشحون است از بلايا و فتنه هايي که در آن عوام و خواص فريب حطام دنيا را خوردند و با انتخاب باطل به جاي حق روي خود را مشوه ساخته اند. فتنه سال 88 نيز يکي از آزمون هايي بود که يک بار ديگر جامعه اسلامي را آزمود. در اين فتنه نيز فضا غبار آلود بود و حق و باطل به هم آميخته شده بودند . اين بارهم دو طرف دم از اسلام و قرآن مي زدند . اين بارهم در دو سوي ميدان صحابه و ياران قديمي که براي اسلام شمشير زده اند وجود داشت.
اما مردم ايران اسلامي در 9 دي با دفاع از ارزش هاي اسلامي و بيان اينکه ما حامي ولايت فقيه هستيم از اين امتحان پيروز بيرون آمدند و نشان دادند که مردم آخرالزمان مردمي ديندار ، بصير و مومن هستند که دينشان را هرگز رها نمي کنند و از آن تا آخرين قطره خون به دفاع مي پردازند . به تعبيري حماسه نهم دي ماه جلوه گاهي بود از غيرت و تعصب ديني که با شعور و بصيرت سياسي گره خورد بود . در اين روز همه آمده بودند تا بگويند " ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند. " همه آمده بودند تا بگويند اگر چه در کربلا توفيق حضور و شهادت برايمان رقم نخورد اما هم اکنون ايستاده ايم تا از عزاداران حسيني حمايت کنيم و در راه دفاع از آنها کشته شويم . نهم دي 88 روز به ياد ماندني بود که بي شک ياد آن همواره در تارک تاريخ خواهد درخشيد .
گستاخي هدفمند عده اي در اهانت و جسارت به قرآن، مساجد، حسينيه‌ها و تکيه‌ها، نذورات، عزاداران و مراسم حسيني، تخريب اموال عمومي، به بازي گرفتن مقدسات مردم و شعار عليه اصل ولايت‌فقيه آن هم در مراسم عزاي سيد و سالار شهيدان امام حسين(ع) در روز عاشورا آحاد ملت ايران را متالم و خشمگين کرد. اين خشم مقدس آغازي بر پايان فتنه و پلکاني براي حرکت توفنده کشور در مسير تعالي و پيشرفت بود. مردم بر عبور جريان فتنه از اصول نظام شوريدند. فتنه گران در روز قدس سال 88 با سر دادن شعار نه غزه نه لبنان شعار سي ساله صهيونيسم ستيزي ملت ايران را زير سئوال برده بودند. آنها در 13 آبان همان سال با اعلام همپيماني با آمريکا از مرزهاي استکبارستيزي ملت عبور کرده بودند و در 16 آذر 88 با اهانت به ساحت مقدس حضرت امام و جسارت به تصوير ايشان ثابت کردند که تمامي ادعاهاي گذشته مبني بر پيروي از خط امام(ره) گزافه بوده است و در روز عاشورا آخرين تکه هاي پازل براندازي را کنار هم گذاشتند و با اهانت به مقدسات مردم در ايام عزاداري امام حسين(ع) و شعار عليه اصل ولايت فقيه ماهيت دين ستيزانه خود را به نمايش گذاشتند.
اين در حالي بود که سران اين جريان کوچکترين اظهار تاسف و يا موضع گيري در محکوميت فتنه‌گران از خود بروز ندادند و حتي به کساني که در روز عاشورا کف و سوت زده بودند و به هيئت هاي مذهبي حمله کرده بودند لقب “مردم خداجوي” دادند. اما حماسه تاريخي نهم دي نشان داد جامعه ايران يک جامعه مذهبي، انقلابي، معتقد به خط امام خميني(ره)، وفادار به ولايت فقيه و داراي سلايق و علايق مختلف است. اما در اصول و محکمات خود که همان اسلام، انقلاب، ولايت فقيه، شعارهاي استکبارستيزانه و صهيونيسم ستيزانه است يکصدا و مستحکم است. اين شعار نيست بلکه واقعيتي است که حماسه نهم دي در کوران تبليغات رسانه هاي بيگانه و فضاسازي سران فتنه به همه جهان ثابت کرد.
حماسه نهم دي سال 88، مظهر عاشوراي حسيني بود. اين حماسه، نقش تعيين كننده اي در بقاي نظام جمهوري اسلامي داشت و به ناكامي توطئه هاي شوم دشمنان انقلاب منجر شد. ملت ايران اسلامي در روز نهم دي سال 88با الگو گرفتن از امام حسين(ع) براي عقب راندن فتنه گران وارد صحنه شدند. فتنه افكنان بعد از انتخابات در پي تضعيف و خدشه دار كردن نظام جمهوري اسلامي بودند كه با حضور آگاهانه مردم، اقدامات آنها خنثي و بي اثر شد. مهمترين پيام معظم له اين بود كه مردم آن زمان ، امام حسين را در روز عاشورا و تاسوعا تنها گذاشتند اما امروز مردم نبايد نظام جمهوري اسلامي را تنها بگذارند و بايد هميشه در صحنه حضور داشته باشند. دشمنان بايد بدانند ملت ايران اسلامي به شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي پايبند است و در مقابل توطئه هاي دشمنان ايستادگي مي كند. حضور مردم در صحنه ها بويژه در 9 دي 88 نشان دهنده پشتيباني آنها از نظام جمهوري اسلامي است.
9 دی : درباره هر طايفه و رجل سياسي كه در فتنه غوطه خورد و دانسته، سواري داد، به خيال امارت و گندم ري! روزي كه «فرقان» و «ميزان» شناسايي مرد و نامرد، خادم و خائن، و دوست و دشمن براي هميشه خواهد بود. آن روز دست خدا از آستين ملت بيرون آمد و آيت الهي در آينه مردم ما جلوه كرد تا هر نارفيقي نتواند به نام ملت ايران سخن بگويد و در كام دشمن بريزد.
نداي لبيك يا حسين(ع) كه روز نهم دي ماه 1388- سه روز پس از ماجراي عاشورا- ميدان امام حسين تا ميدان آزادي را پر كرد، لبيك به خميني و خامنه اي بود. تحليل گران روزنامه نيويورك تايمز آن شكوه شعور را درست ديده بودند كه نوشتند «اين تظاهرات، بزرگ ترين اجتماع در تهران از زمان تشييع پيكر آيت الله خميني در سال 1989 به اين طرف است. بسياري در غرب به خاطر تمركز بيش از حد روي فعاليت اپوزيسيون، چشم را بر حقيقت بسته بودند. اكنون وجود يك اپوزيسيون در ايران محل ترديد است».آن روز « لعن علي عدوك يا حسين- خ….. و ك ….. و م……..» به درستي و به موازات شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل طنين انداخته بود تا معلوم شود اگر جماعتي جاه طلب و دنياپرست دست رد بر سينه دشمن نزدند و به قول شيمون پرز به نيابت از دشمنان به جنگ جمهوري اسلامي آمدند، نزد ملت منفورتر از دشمنان خواهند شد.
عوامل موثر در شكل گيري حماسه نهم دي ماه
خون خدا «اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.»
مديريت رهبري عبور از فتنه 88 و شكل گيري حماسه نهم دي ماه 88 از جمله مواردي است كه با نگرش به اصول مديريت بحران به نقش اثرگذار رهبري در آن مي توان اشاره نمود. در واقع نقش رهبري، گذر از فتنه و تحقق بصيرت ملي را در طول 8 ماه جنگ تبليغاتي فشرده دشمن به ارمغان آورد و اهميت و جايگاه ولايت فقيه را بعنوان ستون خيمه نظام معنا نمود. واقعيتي كه فوكوياما نظريه پرداز سياسي جهان، از آن به عنوان جريان ولايت و استراتژي پرنده شيعه ياد مي نمايد.
بصيرت ملت ايران بصيرت در تاريخ اسلام و ايران به عنوان يكي از سرنوشت ساز ترين خصوصيات افراد محسوب مي گردد، كه به كرات نداشتنش باعث گمراهي و بدنامي و داشتنش باعث مجد و سر بلندي و موفقيت بوده است. در همين راستا يكي از ملموس ترين بي بصيرتي ها در خواص و نخبگان جامعه در جريان اغتشاشات بعد از انتخابات ايران رقم خورد جايي كه برخي از خواص نيز سر در گريبان جيب خويش فرو برده دم بر نياوردند، و با سكوت خود شعله هاي ناداني و غبار فتنه را دو چندان نمودند.
9 دي و علل پيدايش آن
در جبهه سياست و اعتقاد « در جريان فتنه 88 دشمن تلاش كرد در دو جبهه سياست و اعتقادات و ارزش هاي ديني و فرهنگي شبهه آفريني كند. اين اقدام در روز عاشورا رخ داد و قصد داشتند با تحريف عاشورا دل هاي عزادار ملت را دوباره داغدار كنند.»
حذف ولایت اين دوران را بايد يكي از پيچيده ترين شرايط سه دهه گذشته انقلاب اسلامي است كه به واسطه آن خيلي از ظرفيت ها و واقعيت هاي جمهوري اسلامي مورد آزمون قرار گرفت. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي از ابتداي فعاليت هاي انتخاباتي در نيمه دوم سال 87 با تيزبيني و دور انديشي رهنمودهاي خود را براي هدايت ملت مطرح كردند كه عمل و توجه به آن راهگشاي مردم و جريان ها و گروه هاي سياسي بود.
کاش صدر اسلام هم .....9 دي...داشت .
9 دي ، يك روز ويژه در تاريخ اسلام به حساب مي آيد چرا كه در اين روز مردم به ميدان آمدند و مدعيان مردم سالاري- و به واقع جباران و ديكتاتورهاي سفاك- كه به نام مردم به بنيان هاي نظام مردمي و ديني مي كوبيدند را سيلي زده و سر جاي خود نشاندند. كاش مولي علي بن ابي طالب (عليه السلام) هم يك روز 9 دي داشت و كاش امام مجتبي(ع) و... و كاش در مشروطه يك 9 دي به وجود آمده بود يا حداقل يك 30 تير داشت و...
نهم دي ماه روزي بود كه مردم احساس كردند، با شرارت عناصر خارجي و داخلي جز آنان و حضورشان هيچ نيروي ديگري نمي تواند انقلاب و نظام را حفظ كند و هيچ كاري جز حضور گرم و متراكم نمي تواند نشان دهد كه دين و رهبري در اين كشور غريب نيست و انصافا 9 دي توانست هم استحكام دين و هم اقتدار رهبري را به دنيا نشان دهد. اگر به تحليل و تفسير محافل خارجي نگاهي بياندازيم درمي يابيم كه ميان آنچه پيش از 9 دي گفته مي شد و آنچه پس از اين روز مطرح مي گرديد، فاصله اي بزرگ وجود دارد. بعد از 9 دي روند توطئه خارجي كند نشد اما اميد دشمن به كار در جغرافياي ايران و اميد به كارآيي عوامل فتنه از بين رفت و حركت به سمت اقدامات خارجي نظير تحريم و قطعنامه و دسته بندي هاي بين المللي پيش رفت و اولين محصول آن قطعنامه 1929 بود و صد البته خود آنان اعتراف كرده اند كه جمهوري اسلامي با فشار خارجي از بين نمي رود. در واقع 9 دي مهمترين نقص «مردم سالاري» را برطرف كرد. اگر در ايران 9 دي نبود توطئه عليه مردم به ثمر مي نشست همانگونه كه در كشورهاي ديگر توطئه به نتيجه رسيده است.
دراین مقاله  به بررسی حماسه ی 9 دی و علل آن می پردازیم، از این رو باید برای فهم این حماسه ی عطیم به 8ماه قبل تر برگردیم..

انتخابات
بله انتخابات ،همان انتخاباتی که جمهوریت کشور را به رخ بیگانگان کشید با حضور 85% مردم این یعنی مردم سالاری انتخابات در هر کشوری برگزار می شود انتخابات برای شرکت دادن مردم در جریان اداره ی کشور است بر همین مبنا باید انتخابات هم سازمان و قانون مشخصی  داشته باشد  انتخابات قانون خاص خود را دارد تا از بروز مشکلات در روند اداره ی جامعه جلوگیری نماید در کشور ما ایران نیز انتخابات قوانین خاص خود را دارد قانون انتخابات در ایران دارای 8 فصل می باشد که ما در این جا فقط به 3 فصل آن اشاره می کنیم:

فصل دوم_ كيفيت انتخابات

ماده 10_ انتخابات به صورت ‌مستقيم و عمومي و با رأي مخفي خواهد بود.
ماده 11_ هر گاه در فاصله ده روز پيش از رأي‌گيري يكي از نامزدهايي كه صلاحيت او طبق اين قانون احراز شده فوت كند انتخابات به مدت دو هفته به تأخير مي‌افتد.
ماده 12_ انتخابات رييس جمهور با كسب اكثريت مطلق آراء مي‌باشد.
ماده 13_ چنانچه در مرحله اول براي هيچ‌يك از داوطلبان اكثريت مطلق حاصل نگرديد انتخابات دو مرحله‌اي خواهد شد بدين معني كه دو نامزدي كه بيشترين آراء را در مرحله اول داشته‌اند در انتخابات مرحله دوم شركت مي‌كنند.
ماده 14_ انتخابات مرحله دوم در جمعه هفته بعد انجام خواهد گرفت.
ماده 15_ منسوخ شد.
ماده 16_ چنانچه در مرحله دوم يكي از دو نفر حائز اكثريت فوت نمايد مهلت انتخابات براي دو هفته تمديد مي‌شود.
ماده 17_ وزارت كشور پس از وصول نظريه شوراي نگهبان مبني بر خاتمه انتخابات و امضاي ‌حكم‌رياست ‌جمهوري توسط مقام ‌رهبري دستور‌امحاي ‌تعرفه و اوراق ‌رأي ‌را صادر خواهد نمود.
‌ماده 18_ حذف شد.
‌ماده 19_ در هر مرحله انتخاباتي هر شخص واجد شرايط مي‌تواند فقط يك بار با ارائه شناسنامه و كارت ملي خود رأي دهد.
‌‌تبصره_ رأي‌دهندگان در خارج از كشور در صورت همراه نداشتن شناسنامه و كارت ملي مي‌توانند با ارائه گذرنامه معتبر ايراني، رأي دهند.
‌ماده 20_ اخذ رأي در داخل و خارج كشور در يك روز انجام مي‌شود و مدت آن ده ساعت است و در صورت ضرورت قابل تمديد مي‌باشد.
‌تبصره 1_ تشخيص ضرورت و مدت تمديد اخذ رأي در سراسر كشور به عهده وزير كشور است.
‌تبصره 2_ اخذ رأي بايد در روز جمعه انجام گيرد.
‌ماده 21_ كليه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و ادارات دولتي و مؤسسات وابسته به دولت و نهادهاي انقلابي موظفند كه حسب درخواست وزارت كشور،‌استانداران، فرمانداران و بخشداران، كاركنان و ساير امكانات خود را تا خاتمه انتخابات در اختيار آنان قرار دهند، بديهي است مدت همكاري كاركنان مذكور جزء ايام مأموريت نامبردگان محسوب خواهد شد.
تبصره_ كليه نهادها و ارگان‌هاي فوق‌الذكر موظفند حسب درخواست شوراي نگهبان و هيأت‌هاي منصوب از جانب آن، كاركنان خود را در اختيار آنان قرار دهند و همچنين وزارت كشور، استانداران، فرمانداران و بخشداران موظفند امكانات لازم را در اختيار آنان قرار دهند.
ماده 22_ انتخابات رياست جمهوري و انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا همزمان برگزار مي‌گردد و وزارت كشور موظف است تمهيدات لازم براي انتخابات شوراها را نيز فراهم نمايد و چنانچه همزمان انتخابات ديگري نيز برگزار گردد، در هر شعبه ثبت‌نام و أخذ رأي با اعضاي واحد، صندوق‌هاي مجزا براي هر انتخابات در نظر بگيرد.
تبصره_ درصورتي‌كه در اثر موجبات مذكور در اصل يكصد و سي و يكم (131) قانون اساسي دوره رياست جمهوري قبل از چهار سال به پايان برسد، مجلس جهت همزمان شدن انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا با انتخابات رياست جمهوري از طريق توقف يا تمديد دوره شوراهاي اسلامي در چهارچوب قانون اساسي تصميم‌گيري خواهد كرد.
‌ماده 23_ صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مكلف است برنامه‌هاي آموزش انتخاباتي را كه وزارت كشور يا هيأت مركزي نظارت منتخب شوراي نگهبان ضروري تشخيص مي‌دهند و همچنين كليه اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌هاي مربوط به انتخابات را از شبكه سراسري يا محلي صدا و سيماي ‌جمهوري اسلامي ايران، پخش نمايد.
‌ماده 24_ مأموران انتظامي در حدود قانون موظف به ايجاد نظم و جلوگيري از هر گونه بي‌نظمي در جريان انتخابات و حفاظت صندوق‌ها مي‌باشند.‌نيروهاي نظامي و انتظامي حق دخالت در امور اجرائي و نظارت در انتخابات را ندارند.
ماده 25_ در موارد ذيل با تأييد هيأت نظارت يا نماينده وي برگ‌هاي رأي باطل ولي جزء آراء مأخوذه محسوب و مراتب در صورت جلسه قيد و آراء مذكور ضميمه صورت جلسه خواهد شد:
1_ آراء غير قابل خواندن.
2_ آرايي كه از طريق خريد و فروش به  دست آمده باشد.
3_ آرايي كه سفيد به صندوق ريخته شده باشد
‌ماده 26_ در موارد ذيل با تأييد هيأت نظارت يا نماينده وي برگ‌هاي رأي باطل و جزء آراء مأخوذه محسوب نشده و مراتب در صورت جلسه قيد و آراء مذكور ضميمه صورت جلسه خواهد شد:
1_ صندوق فاقد لاك و مهر انتخاباتي باشد.
2_ آراء زائد بر تعداد تعرفه باشد.
3_ آراء كساني كه به سن قانوني رأي دادن نرسيده باشند.
4_ آرايي كه با شناسنامه افراد فوت شده يا غير ايراني داده شده باشد.
5_ آرايي كه با تقلب و تزوير (‌در تعرفه‌ها، آراء، صورت جلسات، شمارش) به دست آمده باشد.
6_ آرايي كه با شناسنامه غير يا جعلي اخذ شده باشد.
7_ آراء تكراري.
8_ آرايي كه با شناسنامه كساني كه حضور ندارند اخذ شده باشد.
9_ آرايي كه از طريق تهديد به دست آمده باشد.
10_ آرايي كه روي ورقه غير از برگ رأي نوشته شده باشد.
‌تبصره 1_ كل آراء مندرج در صورت‌جلسه‌اي كه صندوق اخذ رأي آن فاقد اوراق رأي يا برگ‌هاي تعرفه باشد، باطل و جزو آراء مأخوذه محسوب نخواهد شد.
‌تبصره 2_ به تعداد آراء زائد مذكور در بند(2) به قيد قرعه از كل برگ‌هاي رأي كسر مي‌شود.
‌ماده 27_ حذف گرديد.
‌ماده 28_ در صورتي كه در برگ رأي نام بيش از يك نفر نامزد نوشته و يا علامت‌گذاري شده باشد برگ رأي باطل است ولي جزو آراء مأخوذه محسوب خواهد شد.
‌ماده 29_ قبل از شروع رأي‌گيري بايد در حضور نماينده يا نمايندگان هيأت نظارت، صندوق‌هاي خالي، بسته و ممهور به مهر شعبه ثبت نام و اخذ رأي گردد و در صورت‌جلسه‌اي كه قبل از شروع رأي‌گيري انتخابات توسط اعضاي صندوق در محل اخذ رأي تنظيم مي‌گردد، نماينده يا نمايندگان هيأت ‌نظارت شعبه مربوطه، تعداد صندوق‌ها و خالي بودن آن‌ها را گواهي نمايند و در صورتي كه در جريان رأي‌گيري نياز باشد كه صندوقي را اضافه نمايند بايد ‌به همين ترتيب عمل نموده و صورت جلسه گردد.
‌ماده 30_ وزارت كشور موظف است در طول برگزاري انتخابات با توجه به وظايفي كه به عهده دارد، مطالب مربوط به انتخابات را به اطلاع عموم برساند.
ماده 31_ وزارت كشور مجري برگزاري انتخابات رياست جمهوري است و زير نظر هيأت اجرائي مركزي انتخابات با تركيب اعضاي ذيل اقدام مي‌نمايد:
1_ وزير كشور(به عنوان رئيس هيأت(
2_ يكي از اعضاي هيأت رئيسه مجلس شوراي اسلامي با انتخاب مجلس (بدون حق رأي(
3_ دادستان كل كشور
4_ وزير اطلاعات
5_ تعداد هفت نفر از شخصيت‌هاي ديني، سياسي، فرهنگي و اجتماعي به عنوان معتمدان مردمي به ترتيب مقرر در تبصره‌هاي(1) و (2) اين ماده
تبصره 1_ وزير كشور حداقل پنج‌ماه قبل از پايان دوره چهارساله رياست جمهوري، سي نفر از شخصيت‌هاي مذهبي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي كشور را كه داراي صلاحيت‌هاي مندرج در تبصره(3) ماده(39) اين قانون باشند به عنوان معتمد به هيأت مركزي نظارت بر انتخابات معرفي مي‌نمايد و با رعايت تبصره(2(این ماده پس از تأييد هيأت مركزي نظارت حداكثر ظرف يك هفته جلسه‌اي با حضور حداقل دو سوم معتمدان مذكور تشكيل مي‌دهد كه ضمن آن هفت نفر معتمدان موضوع بند(5) با رأي مخفي و اكثريت نسبي به عنوان عضو اصلي و چهار نفر عضو علي‌البدل به ترتيب آراء انتخاب شوند.
تبصره 2_ چنانچه هيأت مركزي نظارت به هر دليلي كل يا تعدادي از معتمدان پيشنهادي را تأييد ننمود، وزير كشور موظف است به تعداد دو برابر مورد نياز، افراد واجد شرايط ديگري را به هيأت مركزي نظارت پيشنهاد نمايد. هيأت مركزي نظارت حداكثر ظرف بيست و چهار ساعت نظر خود را كتباً اعلام مي‌نمايد. در هر صورت نظر هيأت مركزي نظارت براي وزير كشور لازم‌الاتباع است.
تبصره 3_ هيچ يك از اعضاي هيأت اجرائي مركزي انتخابات نبايدنامزد انتخابات رياست جمهوري باشند.
تبصره 4_ اولين جلسه با دعوت وزير كشور تشكيل مي‌شود و دبير ستاد انتخابات كشور به پيشنهاد وزير كشور و تأييد هيأت اجرائي مركزي انتخاب مي‌گردد. مسئوليت دبيري هيأت اجرائي مركزي نيز بر عهده دبير ستاد انتخابات است.
تبصره 5_ نائب رئيس هيأت اجرائي مركزي انتخابات با رأي اكثريت و از بين اعضاي هيأت انتخاب مي‌شود.
تبصره 6_ تصميمات هيأت اجرائي مركزي انتخابات نبايد موجب تداخل در وظايف و اختيارات نظارتي شوراي نگهبان در ارتباط با انتخابات رياست جمهوري گردد؛ در غير اين صورت تصميمات مذكور، باطل و هرگونه اقدامي در اين جهت ممنوع است. مرجع تشخيص موضوع اين تبصره، شوراي نگهبان است.
تبصره 7_ جلسه هيأت اجرائي مركزي انتخابات با حضور نه نفر رسميت مي‌يابد و مصوبات آن با رعايت تبصره(6) اين ماده با رأي حداقل هفت نفر از اعضاء قابل اجراء است.
تبصره 8_ نتيجه شمارش آراء انتخابات رياست جمهوري پس از وصول گزارش هيأت اجرائي مركزي به وسيله وزير كشور اعلام مي‌شود و تأييد نهايي صحت انتخابات بر عهده شوراي نگهبان است.
تبصره 9_ وزارت كشور با اطلاع هيأت اجرائي مركزي انتخابات مي‌تواند مأموراني براي بازرسي و كنترل جريان انتخابات به طور ثابت يا سيار به شهرستان‌ها، بخش‌ها و شعب ثبت‌نام و أخذ رأي اعزام كند.
‌ماده 32_ پس از پايان انتخابات صورت جلسه نتيجه انتخابات با امضاء هيأت اجرائي شهرستان و هيأت نظارت بر انتخابات شهرستان در چهار نسخه تهيه مي‌شود و يك نسخه نزد هيأت اجرائي شهرستان مي‌ماند و بقيه براي هيأت نظارت بر انتخابات مزبور و وزارت كشور و هيأت مركزي نظارت بر انتخابات ارسال مي‌شود.
‌ماده 33_ ارتكاب امور ذيل جرم محسوب مي‌شود:
1_ خريد و فروش رأي.
2_ تقلب و تزوير در اوراق تعرفه يا برگ رأي يا صورت جلسات.
3_ تهديد يا تطميع در امر انتخابات.
4_ رأي دادن با شناسنامه جعلي.
5_ رأي دادن با شناسنامه ديگري.
6_ رأي دادن بيش از يك بار.
7_ اخلال در امر انتخابات.
8_ كم و زياد كردن آراء يا تعرفه‌ها.
9_ تقلب در رأي‌گيري و شمارش آراء.
10_ رأي گرفتن با شناسنامه كسي كه حضور ندارد.
11_ توصيه به انتخاب كانديداي معين از طرف اعضاء شعبه اخذ رأي اعم از مجريان يا ناظران يا هر فرد ديگر محل صندوق رأي به رأي دهنده.
12_ تغيير و تبديل يا جعل و يا ربودن و يا معدوم نمودن اوراق و اسناد انتخاباتي از قبيل تعرفه و برگ رأي و صورت جلسات و تلكس و‌تلفنگرام‌ها و تلگراف‌ها.
13_ باز كردن و يا شكستن ‌قفل‌و محل نگهداري و لاك ‌و مهر صندوق‌هاي‌رأي بدون مجوز قانوني.
14_ جابجايي، دخل و تصرف يا معدوم نمودن اسناد انتخاباتي بدون مجوز قانوني.
15_ دخالت در امر انتخابات با سند مجعول.
16_ ايجاد رعب و وحشت براي رأي دهندگان يا اعضاي شعب ثبت نام و اخذ رأي با اسلحه يا بدون اسلحه در امر انتخابات.
17_ دخالت در امر انتخابات با سمت مجعول و يا به هر نحو غير قانوني.
‌تبصره 1_ چنانچه وقوع جرايم مندرج در ماده فوق موجب گردد كه جريان انتخابات در يك يا چند شعبه ثبت نام و اخذ رأي از مسير قانوني خود خارج شود و در نتيجه كلي انتخابات مؤثر باشد مراتب وسيله وزارت كشور به منظور طرح در شوراي نگهبان به هيأت مركزي نظارت اعلام مي‌گردد.
تبصره 2_ هيأت‌هاي اجرائي و نظارت موظفند در صورت اطلاع از ارتكاب هر يك از جرائم فوق، موضوع را براي رسيدگي به مرجع قضائي ذي‌صلاح اعلام نمايند. موضوع بايد بلافاصله توسط دادستان حوزه مربوطه رسيدگي شود.
ماده 34_ قوه قضائيه يكي از شعب موجود در هر حوزه قضائي را به‌منظور رسيدگي خارج از نوبت به تخلفات و جرائم انتخاباتي اختصاص مي‌دهد.
تبصره 1_ به‌تخلفات و جرائمي كه به وسيله نامزدها صورت مي‌گيرد پس از برگزاري انتخابات، در شعبه رسيدگي به تخلفات و جرائم انتخاباتي در تهران رسيدگي مي‌شود.
تبصره 2_ تشكيلات قضائي هر شهرستان يا بخش به‌منظور پيشگيري از وقوع جرم، اقدامات لازم را در محدوده قوانين و مقررات مربوطه، معمول مي‌دارد.

فصل هفتم_ شكايت و نحوه رسيدگي

‌ماده 78_ اعلام نتايج رسيدگي به شكايات انتخابات رياست جمهوري از طريق رسانه‌هاي گروهي از اختيارات شوراي نگهبان است.
ماده 79_ شوراي نگهبان ظرف يك هفته و در صورت ضرورت حداكثر ده روز پس از دريافت نتيجه انتخابات رياست جمهوري نظر قطعي خود را نسبت به انتخابات انجام شده به وزارت كشور اعلام و وزارت كشور از طريق رسانه‌هاي گروهي نتيجه نهايي را به اطلاع مردم خواهد رساند.
ماده 80_ هيأت‌هاي اجرائي موظفند از تاريخ اعلام نهايي صلاحيت داوطلبان تا دو روز پس از اعلام نتيجه اخذ رأي ‌انتخابات، شكايات واصله را ‌بپذيرند و ظرف بيست ‌و چهار ساعت در جلسه ‌مشترك هيأت اجرائي و ناظرين شوراي نگهبان در شهرستان مربوطه به آن‌ها رسيدگي نمايند و نتيجه را صورت‌جلسه نموده و به وزارت كشور اعلام دارند.
‌تبصره 1_ كساني كه از نحوه برگزاري انتخابات شكايت داشته باشند، مي‌توانند ظرف سه روز از تاريخ اخذ رأي شكايت مستند خود را به ناظرين شوراي نگهبان يا دبيرخانه اين شورا نيز تسليم دارند.
تبصره 2_ شكاياتي قابل رسيدگي خواهد بود كه مشخصات شاكي يا شاكيان شامل نام، نام خانوادگي، شغل، نشاني كامل، شماره تلفن (‌در صورت‌داشتن تلفن) و اصل امضاء شاكي را داشته باشد.
تبصره 3_ در صورتي كه شاكي بدون دليل و مدرك و مغرضانه داوطلبان انتخاباتي را متهم نمايد و عمل شاكي عنوان افتراء داشته باشد قابل تعقيب و پيگيري است.
‌تبصره 4_ طرح و بررسي شكايات در مورد افراد محرمانه بوده و افشاي آن ممنوع است.
‌تبصره 5_ بازرسان گزارشات خود را منحصراً به مراجع ذيصلاح قانوني ارسال مي‌دارند.
ماده 81_ شكاياتي كه در جريان انتخابات به هيأت اجرائي تسليم مي‌شود مانع از ادامه كار انتخابات نبوده و در موعد رسيدگي به شكايات مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
ماده 82_ هيأت اجرائي پس از بررسي شكايات و گزارشات چنانچه تشخيص دهد كه امور انتخابات در يك يا چند شعبه از جريان عادي خارج شده و صحيح انجام نگرفته است، با تأييد شوراي نگهبان، انتخابات يك يا چند شعبه مزبور را باطل اعلام مي‌نمايد.
ماده 83_ وزير كشور پس از وصول اعتبارنامه از شوراي نگهبان، رييس جمهور منتخب را به حضور رهبر يا شوراي رهبري معرفي مي‌نمايد.

‌فصل هشتم_ مجازات

‌ماده 84_ مجازات تخلف از بند (16) ماده (33) به ترتيب ذيل تعيين مي‌گردد:
‌الف_ چنانچه مرتكب بدون اسلحه ايجاد رعب و وحشت نمايد تا هفتاد و چهار ضربه شلاق محكوم مي‌گردد.
ب_ چنانچه ايجاد رعب و وحشت خواه به تحريك يا بالمباشره همراه با اسلحه باشد و محاربه صدق نكند تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و يا حداكثر تا دو سال حبس محكوم خواهد شد.
ماده 85_ مجازات كسي كه با اتخاذ سمت مجعول در انتخابات دخالت كند (‌موضوع بند 17 ماده 33) تا پنجاه ضربه شلاق خواهد بود و هر گاه مرتكب سندي هم در اين باره جعل نموده باشد، مجازات جعل و تزوير را خواهد داشت و چنانچه دخالت وي مؤثر در سرنوشت انتخابات باشد و مسير انتخابات يك بخش و يا يك شهرستان و يا يك استان را بر هم بزند مرتكب از يك تا پنج سال حبس محكوم خواهد شد.
ماده 86_ مجازات تخلف از ماده (21) و تبصره آن دو الي شش ماه انفصال از خدمت دولتي خواهد بود.
ماده 87_ اعضاء اداري هيأت اجرائي (‌فرماندار يا بخشدار، رييس ثبت احوال، دادستان يا نماينده وي) در صورت تخلف از ماده (41) و تبصره (2) ماده (47) اين قانون به مجازات كسر حقوق تا يك سوم از يك ماه تا شش ماه به حكم مراجع صالحه محكوم خواهند شد و در مورد بقيه اعضاء محروميت تا دو نوبت انتخابات از عضويت هيأت‌هاي اجرائي و نظارت و شعب اخذ رأي مي‌باشد.
‌ ماده 88_ متخلفان از موارد مندرج در ماده(68) و تبصره‌هاي آن و كساني كه از طريق راديو و تلويزيون تبليغ انتخاباتي له يا عليه يكي از نامزدهاي انتخاباتي نمايند و همچنين مسئولان مستقيم برنامه‌هاي مربوطه به مجازات حبس از يك تا شش ماه محكوم مي‌شوند.
ماده 89_ چنانچه مأموران انتظامي با دستور كتبي فرماندار يا بخشدار از امحاء اعلانات، عكس‌ها، پوسترهاي منصوبه در تابلوها و اماكن ممنوعه مندرج در ماده (69) استنكاف نمايند به مجازات كسر حقوق تا يك سوم از يك ماه تا سه ماه محكوم مي‌گردند. و چنانچه افرادي عالماً در حين الصاق دستگير گردند به مجازات پنج الي پانزده ضربه شلاق محكوم مي‌گردند.
ماده 90_ مجازات تخلف از ماده (72) محروميت از عضويت در شعبه ثبت نام براي دو دوره مي‌باشد.
‌ ماده 91_ مجازات تخلف از ماده(74)، تعطيل نشريه يا سايت خبري يا مركز ارسال پيامك و شبكه‌هاي مجازي از يك تا سه‌ماه است و مدير نشريه يا سايت خبري يا مركز ارسال پيامك و شبكه‌هاي مجازي به شلاق تا هفتاد و چهار ضربه محكوم مي‌گردد. در صورت مشخص بودن نويسنده مقاله اين مجازات شامل نويسنده نيز مي‌شود.
ماده 92_ مجازات تخلف از ماده (71) در مواردي كه افترا يا نشر اكاذيب باشد همان مجازات افتراء يا نشر اكاذيب است و در غير موارد فوق مجازات آن تا سه ماه حبس خواهد بود.
ماده 93_ در اجراء صحيح اصل (99) قانون اساسي و حفظ بي‌طرفي كامل، ناظرين شوراي نگهبان موظفند در طول مدت مسئوليت خود، بي‌طرفي كامل را حفظ نمايند و ابراز جانب‌داري ناظرين به هر طريقي از يكي از كانديداها جرم محسوب مي‌شود.
‌تبصره_ مجازات تخلف از ماده فوق انفصال شش ماه تا يك سال از خدمات دولتي يا شش ماه تا يك سال زندان خواهد بود.
ماده 94_ مجازات‌هاي اين فصل به انواع مذكور منحصر نبوده و قاضي در هر مورد مي‌تواند متخلف را به مجازات مذكور و يا هر مجازات متناسب ‌ديگري كه در قانون تعزيرات آمده است محكوم نمايد.

شورای نگهبان
طبق قانون اساسي ايـن شـورا بر انتخابات رياست جمهوري نيز نظارت دارد و از ايـن رو تنهـا مرجع قانوني براي رسـيدگي بـه شـكايات نامزدهـا و تخلفـات احتمالي است و همـه ی اعتراضـات بايـد از مجـراي آن حـل وفصل شود.انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهوري و ادعاي چند تـن ازكانديداها داير بر تقلب در انتخابـات و اغتشاشـات متعاقـب آن باعث نقش   آفريني بيش از پـيش شـوراي نگهبـان در صـحنه ی سياسي كشور شد. پس از شـمارش آراي انتخابـات  و مشـخص شدن مشاركت بي نظير 85 درصدي مـردم برخـي نامزدهـا بـهشايعه ي تقلب دامن زدند و صحت عملكرد شوراي نگهبان را به عنوان نهاد ناظر بر انتخابات مورد ترديد قرار دادند. اما شـوراي نگهبان با طمأنينه و خويشـتن داري بـه منظـور صـيانت از آراي مردم و انجام وظايف خويش جهت حصول اطمينان از صحت وســلامت انتخابــات بــه اقــداماتي دســت زد كــه حتــي فراتــر ازوظيفه ي خويش بود
در كمتر از سه روز بعد از جمعه 22 خرداد 1388، شـوراي نگهبان  علی رغم فقدان وظيفه با دعوت از نامزدهـاي معتـرض ،آمادگي خود را براي استماع اظهارات و دريافت اسناد و مدارك آنها جهت فراهم آمدن امكان بررسي و رسيدگي بهتـر و بيشـتراعلام نمود. اين جلسه در شوراي نگهبان، با حضـور نماينـدگان نامزدهــاي محتــرم، تشــكيل و پيرامــون نحــوه رســيدگي بــه شكايت ها  بحث و گفتگو شد. آقايـان محتشـمي پـور، آخونـدي و هاشمی بــه نماينــدگي از ســوي آقــاي ميرحســين موســوي،آقاي كرباسچي به نمايندگي از سوي آقاي كروبي و آقاي دانـش جعفري به نمايندگي از سوي آقاي محسن رضـا یی در شـوراي نگهبان حضور يافتند و به بيان نقطـه نظـر ات خـود پرداختنـد .لازم به ذكر اسـت كـه نماينـدگان مزبـور خواسـتار حضـور درجلســه ی عمــومي شــوراي نگهبــان نيــز شــدند. اين در حالي است كـه نماينـدگان محتـرم نامزدهـا، عـلاوه بـرحضور در شوراي نگهبان، روز سه شـنبه  26  خـرداد 1388 درديــدار بــا مقــام معظــم رهبــري (مدظلــه العــالي) بــه تفصــيل مطالبشان را مطرح و معظم له نيز با ارائه ی رهنمودهاي لازم وترغيب و توصيه ي  آنان بـه خويشـتن داري، خواهـان پـي گيـری درخواست های شان از مجاري قانوني شدند و شـوراي  نگهبـان  رابه ملاحظه ی اسناد و مدارك و شنيدن حرفها و اعتراض هـاي آنان و همچنين بررسي و اظهار نظر در چارچوب قانون و شـرع توصيه فرمودند
در روز شــنبه 30/3/1388، در پــي دعــوت از نامزدهــاي معترض جهت حضور در جلسه ی عمومي شوراي نگهبان، فقـط
آقاي محسن رضايي از اين امكان استفاده نمـود و در جلسـه ي عمومي   شوراي نگهبان حاضر شـد و نقطـه نظـرات خـود را بـه صورت مستقيم بـا اعضـاي محتـرم شـوراي نگهبـان در ميـانگذاشت و در ايـن جلسـه مقـرر شـد بـا در اختيـار قـرار دادن فرمهاي 28، بازشماري ده درصد صندوقها در شش اسـتان بـاحضور نمايندگان ايشان انجام پذيرد به محض معرفي نماينده ي  آقاي محسن رضايي، بازشماري درحوزه هاي كه  مورد نظرآغاز شد آراي استان كرمانشـاه و نزديـك بــه نیمی از آرای شهرســتان هــاي اســتان فــارس و بعضــي ازشهرستانهاي اسـتان اصـفهان و اسـتان خوزسـتان بـا حضـورنماينــدگان آقــاي محســن رضــايي، اعضــاي هيئــت اجرايــي وناظرين شوراي نگهبان مورد بازشماري قرار گرفت.پس از پايان بازشماري آرا  و عدم وجود مغايرت محسوس بـين آرای اعلا مي و نتايج بازشماري، آقاي محسن رضـايي در تـاريخ2/4/1388 با ارسال نامي ه ي شماره 332-01/م  رسماً انصـراف پی گیری خود را از شكايت هاي مطروحه اعلام نمـود علاوه بر اين شوراي نگهبان آمادگي خود را بـراي بررسي موضوع با حضور دو نامزد ديگر (آقايان: مهدي كروبي وميرحسين موسوي)تكرار نمود و ايـن امكـان را مجـدداً  بـراي آنان فراهم ساخت تا چنانچه موارد مستند و يـا قـانوني و قابـل طرح دارند وبه هر دليلي نتوانسته اند به صـورت مكتـوب يـا ازطريـق نماينــدگان خــود مطــرح ســازند، بــدين شــيوه بتواننــد نظرات خود را بيان نمايند.با اين حال علـي رغـم  وجـود قـوانين اساسـي و عـادي در امـرانتخابات و بـا توجـه بـه برخـوردار بـودن كشـور از سـي سـال سابقه ي درخشان در عرصه هاي گوناگون انتخابـات ،رفرانـدوم وهمــه پرســي و بــا عنايــت بــه اينكــه انتخابــات دهمــين دوره ی رياست جمهوري بـا وجـود اهميـت و اعتبـا ر، اولـين  و آخـرين انتخابــات در نظــام جمهــوري اســلا مي نبــوده و نمــيباشــد ،معالاسف بعضي از نامزدهاي محترم، اغلب به جـاي سـلوك دربستر قانون و توسل به مراجع ذيربط براي پی گیری اعتراضهـا و شكايت ها با صدور بيانيه ها و دعوت از مردم بـراي حضـور درخيابان هـا  موجـب اخـلال در طـي مراحـل طبيعـي  و  قـانوني انتخابات گرديدند.

 تقلب بزرگ

میرحسین موسوی شامگاه ۲۲ خرداد، هنگامی که هنوز در بسیاری از شعب اخذ رای مردم در حال شرکت در انتخابات بودند در کنفرانسی مطبوعاتی که با پوشش گسترده رسانه‌های خارجی همراه بود، خود را پیروز انتخابات و رئیس‌جمهور منتخب نامید و به نهاد‌های مجری و ناظر انتخابات هشدار داد هر نتیجه دیگری نشان‌دهنده «تقلب» در انتخابات است! وی همچنین در بیانیه‌ای رسمی از هوادارانش خواست آماده برگزاری جشن پیروزی شوند. هواداران نیز که به موسوی و کروبی گمان «راستی» می‌بردند و در ایام پیش از برگزاری انتخابات در ماراتن نفسگیر چند ماهه تبلیغات از کینه نامزد رقیب- که رئیس‌جمهور کشور نیز بود- سیراب شده بودند این ادعا را پذیرفتند و اینگونه «اقلیت» ‌دچار «توهم اکثریت» شد و حوادثی تلخ شکل گرفت.
مساله اصلی شواهدی است که نشان می‌دهد اصحاب فتنه نسبت به سلامت انتخابات ریاست‌جمهوری– پیش و پس از برگزاری- اطمینان داشته‌اند و علاوه بر اینکه پیش از برگزاری انتخابات همین نتیجه را گمانه‌زنی می‌کردند، پس از انتخابات نیز در صحت نتایج شمارش آرا تردیدی نداشتند و تنها بر اساس یک طرح از پیش دیکته شده از سوی مراکز خاص ادعای «تقلب» را مطرح کردند تا از خلال مخدوش جلوه دادن نتایج انتخابات «فرصت» رای ۴۰ میلیونی ملت را برای نظام تبدیل به «تهدید» کنند، نهاد‌های قانونی کشور را بی‌اعتبار کرده و اعتماد بی‌نظیر ملت به نظام را سلب کنند. در واقع نظام در آن ایام با یک کنش معقول سیاسی یا اعتراضی طبیعی روبه‌رو نبود. جریان فتنه ۸۸ و ادعای «تقلب» در انتخابات واجد ویژگی‌هایی است. زمینه‌سازی، برنامه‌ریزی و پشتیبانی گسترده رسانه‌ای و مالی مشخصه‌هایی است که می‌تواند پرده از یک «پروژه» بزرگ و خطرناک بردارد. آنچه در ادامه به بررسی می‌نشینیم، شواهد و دلایلی است که اثبات می‌کند اصحاب فتنه با علم و آگاهی نسبت به سلامت روند انتخابات و شمارش آرا ادعای شوم «تقلب» را طرح کردند؛ دروغ بزرگی که قرار بود مقدمه یک «کودتا» باشد.

زمینه‌سازی «دروغ بزرگ»
زمینه طرح ادعای تقلب در انتخابات را باید به‌طور خاص از پاییز ۸۷ پی گرفت. هرچند هاشمی‌رفسنجانی پس از شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم در سال ۸۴ نیز سخنانی مبنی بر مخدوش بودن انتخابات مطرح کرده بود. علاوه بر آن در آخرین نمازجمعه پیش از انتخابات دوم خرداد ۷۶ نیز با هشدار نسبت به لزوم دقت مسؤولان وزارت کشور در خواندن آرای مردم، با گسترش شایعه تقلب که آن روز‌ها نیز از سوی هواداران خاتمی دامن زده می‌شد، به پیروزی او کمک شایانی کرده بود. وی آذر ۸۷ در همایش «۳۰ سال قانونگذاری و نظارت در مجلس شورای اسلامی» زمزمه تشکیک در سلامت انتخابات پیش ‌روی ریاست‌جمهوری را آغاز کرد:«بعید است مردم ضدانقلاب شوند اما اگر احساس کنند رای‌شان در سرنوشت‌شان بی‌اثر است و متولیانی پیدا می‌شوند که رای آنها را هرجور که می‌خواهند می‌خوانند، آنگاه دلسرد می‌شوند».
محسنی‌اژه‌ای که در آن مقطع وزیر اطلاعات بود در گفت‌و‌گو با روزنامه خراسان، نقش هاشمی‌رفسنجانی را در زمینه‌سازی شعار تقلب پررنگ می‌داند: «در نیمه دوم سال ۸۷ بود که آقای هاشمی‌رفسنجانی در نماز جمعه استارت مربوط به این ماجرا (تقلب) را زد. ایشان مطرح کردند باید مراقب بود که در انتخابات تقلب نشود. شواهد دیگری هم مطرح بود که می‌خواهند بعد از انتخابات مسائلی از جمله مساله تقلب را مطرح کنند». البته هاشمی گرچه پیشتاز «تشکیک» بود اما در این عرصه تنها نبود. در فاصله آذر ۸۷ تا خرداد ۸۸ سران و فعالان اصلاح‌طلب بارها نسبت به «سلامت انتخابات» ‌و «دستکاری در آرای مردم» ابراز نگرانی کردند.
حجم این سمپاشی و تخریب به حدی بود که رهبر انقلاب در نخستین روز سال ۸۸ در جمع زائران حرم رضوی نسبت به «تلاش‌هایی برای خدشه‌دار جلوه دادن انتخابات» هشدار دادند. تداوم این جریان موجب شد نهم اردیبهشت‌۸۸ نیز این موضوع در میان محورهای بیانات ایشان جای گیرد«با حضور پرانگیزه مردم همواره انتخاباتی سالم، متقن و خوب در ایران برگزار شده اما متاسفانه برخی دوستان بی‌انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند با ناسپاسی علیه ملت حرف می‌زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن سلامت انتخابات را زیر‌سوال می‌برند».
با نزدیک شدن انتخابات، فتنه‌گران برای «پرورش ایده تقلب» راهکاری عملی را نیز در دستور کار قرار دادند و با اعلام رسمی تشکیل «کمیته صیانت از آرا» پروژه تشکیک در سلامت انتخابات وارد فاز جدیدی شد. علی‌اکبر محتشمی‌پور به نمایندگی از میر‌حسین موسوی، مرتضی الویری به نمایندگی از مهدی کروبی و مهدی هاشمی به عنوان نماینده تام‌الاختیار هاشمی‌رفسنجانی از اعضای این کمیته بودند. این کمیته که پیش از انتخابات با وارد کردن دستگاه‌های پیشرفته ارسال، دریافت و مانیتورینگ پیامک با جدیت تلاش می‌کرد تشکیلاتی موازی با نهاد‌های اجرایی و نظارتی انتخابات ایجاد کرده و «پروژه تشکیک» را با آمار و ارقام ساختگی تغذیه کند، در روزهای پس از انتخابات نیز نقش محوری در ترویج ایده «تقلب»ایفا کرد. کمیته گرچه موفق شده بود فضای مسمومی را علیه انتخابات تولید کند اما در انجام اصلی‌ترین ماموریت خود که «سند‌سازی» به نفع ایده تقلب بود، توفیقی نیافت.
اعضای کمیته صیانت از آرا در جلساتی نیز که پس از انتخابات با برخی نمایندگان مجلس و هیات ویژه شورای نگهبان داشتند، از اقامه «حتی یک دلیل» به نفع «ایده تقلب» عاجز ماندند.
جریان فتنه البته در گسترش «تشکیک» در میان توده هوادار خود بسیار موفق عمل کرد و چنانکه از فضای خیابانی کمپین‌های حمایت از موسوی در آن ایام برمی‌آمد، برای هواداران موسوی این باور به وجود آمده بود که عدم انتخاب موسوی مترادف با «تقلب» در انتخابات است.
شعار «اگر تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه» که در روزهای پیش از انتخابات بارها از سوی هواداران موسوی سرداده می‌شد، موید این نظر است.
اصحاب فتنه با نوع اظهارات و رفتار خود این حس را در میان هواداران خود تشدید می‌کردند و در کوره «تشکیک» می‌دمیدند. به عنوان نمونه زهرا رهنورد، همسر میر‌حسین موسوی در روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۸۸ در اجتماعی انتخاباتی می‌گوید: «همان‌طور که موسوی گفت هر فرد یک ستاد، می‌گوییم هر فرد یک کمیته صیانت از آرا. ما حضور مردم را می‌بینیم اما از صیانت از آرا نگرانیم».
وی سپس در واکنش به شعار «اگر تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه» حضار می‌گوید: «من همین‌جا به وزارت کشور می‌گویم به این شعار مردم توجه کنید یعنی اگر در ایران قیامت شود، وزارت کشور مسؤول آن است»(!)
با اینگونه اظهارات در واقع می‌شد این شعار را به شکل «موسوی پیروز نشه، ایران قیامت می‌شه» نیز خواند!
اصلاح‌طلبان در روز انتخابات و پای صندوق رای نیز فرصت را برای زمینه‌چینی «پروژه تشکیک» که بعدها به «پروژه آشوب» تغییر فاز داد، از دست ندادند. موسوی پس از ریختن رای خود به صندوق می‌گوید: «از حضور سبز همه ملت تشکر می‌کنم که معجزه آفریدند». خاتمی نیز که رای خود را در حسینیه جماران به صندوق ریخته بود نتیجه انتخابات را در صبح روز رای‌گیری اعلام کرد: «همه شواهد امر حاکی است که مهندس موسوی انتخابات را برده است اما من پیشگو نیستم»(!) از همه جالب‌تر سخنان عفت مرعشی، همسر هاشمی‌رفسنجانی است که پس از رای‌دادن در جمع خبرنگاران اعلام می‌کند در صورت برنده اعلام شدن احمدی‌نژاد مردم به خیابان‌ها بریزند: «اگر تقلب کردن، بریزن تو خیابان‌ها»(!)
گرچه شواهد بالا برای اثبات زمینه‌سازی چند‌ماهه جریان فتنه در «پروژه تشکیک» کفایت می‌کند اما ممکن است برخی نیز مدعی باشند هشدارهای مکرر اصلاح‌طلبان نسبت به سلامت انتخابات می‌توانسته نشانه اطمینان آنها از عدم رعایت امانت مجریان و ناظران در انتخابات پیش‌رو باشد و این لزوما به معنای زمینه‌سازی برای یک پروژه سیاسی‌ـ امنیتی نیست. باید گفت اگر جریانی سیاسی از ماه‌ها پیش از انتخابات از عدم سلامت انتخابات مطمئن است، عقل سیاسی حکم می‌کند خود از عرصه رقابت سیاسی خارج شود و بازی ناسالم انتخابات را به خائنان و دروغگویان واگذارد.
جریانی که با تمام قوا، تجهیزات و پشتیبانی گسترده رسانه‌ای به سوی انتخابات اردوکشی می‌کند و در عین حال مدام دم از «تقلب قطعی» در انتخابات می‌زند یا از «عقل» بی‌بهره است یا از «صداقت» یا از «هر دو».
برنامه‌ریزی برای تغییر ساختار قدرت از طریق آشوب خیابانی

روز ۲۱ خرداد ۸۸، نشریه «تایم» در گفت‌وگو با میر‌حسین موسوی پرده از راز مهمی برداشت که گرچه هضم آن در آن روز برای بسیاری ممکن نبود اما حرکات خیابانی و آشوب‌های پس از انتخابات آن را به‌طور واضح تفسیر کرد: «در جایگاه ریاست‌جمهوری موسوی طبعا کمابیش به اندازه رهبر عالی آیت‌الله علی خامنه‌ای قدرت نخواهد داشت بویژه در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی. اما او (موسوی) موکدا ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد، آنوقت چه می‌شود؟ او پاسخ داد: «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است؛ تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر ادامه خواهد یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود».
حرکات رادیکال خیابانی البته هر چند از روز پس از انتخابات به نقطه اوج خود رسید اما در ایام تبلیغات نیز عناصری کوشیدند در نقاط برخورد با هواداران نامزد رقیب موسوی آتش اغتشاش را روشن کنند. به عنوان نمونه در روز جمعه ۱۵ خرداد ۸۸، ۳ دستگاه موتوسیکلت در منطقه هفت‌حوض تهران به آتش کشیده شد و در منطقه تهرانپارس نیز چند دستگاه خودرو که پوسترهای احمدی‌نژاد روی آنها چسبانده شده بود، بر اثر سنگ‌پرانی اغتشاشگران آسیب‌جدی دید. در نقاط دیگری از تهران نیز حوادثی از این قبیل پیش آمد. همه شواهد حاکی از آن بود که اصلاح‌طلبان خود را آماده می‌کنند تا پس از شکست محتمل در انتخابات، بازی را به هم بزنند و با اردوکشی خیابانی اهداف اصلی پروژه «کودتا» را تحقق بخشند.
در روزهای منتهی به انتخابات نامه‌ها و بیانیه‌های پرشماری از سوی جبهه مخالف احمدی‌نژاد منتشر شد که تحلیل آنها بد‌بینی اصلاح‌طلبان نسبت به حصول نتیجه دلخواه را نشان می‌داد. آنها در واقع اطمینان داشتند احمدی‌نژاد رقابت را خواهد برد و این گمانه البته پس از مناظره احمدی‌نژاد‌ـ موسوی در ۱۳ خرداد تقویت شده بود. استراتژی احمدی‌نژاد در مناظره موجب ایجاد دوقطبی بسیار پرقدرتی در فضای سیاسی جامعه شده بود و حالا دیگر رقابت تنها میان احمدی‌نژاد با موسوی و کروبی دیده نمی‌شد و هاشمی نیز که بسیار تلاش کرده بود به‌رغم پرکاری بسیار در پشت‌پرده مقابله با احمدی‌نژاد باقی بماند، اجبارا به میدان رقابت کشیده شد. مخالفان رئیس‌جمهور وقت تلاش کرده بودند با همه توان و با تخریب پرحجم جامعه را به فاز «نه احمدی‌نژاد» منتقل کنند اما احمدی‌نژاد آن را به «نه هاشمی» تبدیل کرد. در روزهای آخر منحنی رای احمدی‌نژاد بویژه در شهرها و روستاهای کوچک شیب عجیبی یافته بود که هر رقیبی را به وحشت می‌انداخت. در این اوضاع بود که هاشمی‌رفسنجانی در روز ۱۹ خرداد نامه‌ای سرگشاده و «بدون سلام» خطاب به رهبر انقلاب منتشر کرد که بسیار مورد توجه ضدانقلاب قرار گرفت و به دلایل گوناگون از لحاظ تحلیل مسائل پیش آمده پس از انتخابات دارای اهمیت فراوانی است. گرچه بخش عمده این نامه متضمن اعتراض به مطالب مطرح شده از سوی احمدی‌نژاد بویژه در مناظره با موسوی بود اما در ذات خود هدفی دیگر را دنبال می‌کرد، چه اگر هدف هاشمی تنها دفاع از خود و خانواده‌اش بود، این امکان پس از انتخابات از راه‌هایی بهتر و در زمانی فراخ‌تر نیز ممکن بود. بنابراین تحلیل قرین واقع آن است که نامه یاد شده کاملا معطوف به انتخابات و نتیجه آن – که ظاهرا آقایان از پیش خود را در آن شکست‌خورده می‌دانستند – بوده است. هاشمی‌رفسنجانی در این موقعیت با این تحلیل که واکنش احتمالی رهبر انقلاب، آرای احمدی‌نژاد را بشدت کاهش خواهد داد اقدام به نگارش این نامه کرد؛ راهبردی که در صورت موفقیت می‌توانست نتیجه انتخابات را کاملا دگرگون کند.
بخش پایانی نامه هاشمی البته محتوایی متفاوت داشت که حوادث نامیمون پس از انتخابات و آشوب‌های خیابانی به خوبی آن را تفسیر و راز بزرگ «طراحی آشوب» را برملا کرد: «با این همه بر فرض که اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و جریان‌ها این وضع را بیش از این برنمی‌تابند و آتشفشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهند گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم... از جنابعالی با توجه به مقام و مسؤولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعله‌ور شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید...
سر چشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل».
نکته‌ای که در اینجا شایسته توجه است، معنای عبارت «پر شدن» در بیت پایان ‌نامه است که ظاهرا با توجه به فضای حاکم بر نامه بیشتر معنای زمانی دارد، یعنی آقای هاشمی‌رفسنجانی با این تلقی که زمان به سود دوستان او نیست و احمدی‌نژاد پیروز انتخابات خواهد بود، از رهبری انتظار داشت علیه او موضع‌گیری کرده و روند انتخابات را دگرگون کنند. به عبارت دیگر وی موضع‌گیری پس از انتخابات را- چنانکه در نماز جمعه ۲۹ خرداد صورت گرفت – به معنای «پرشدن» و از دست رفتن زمان می‌دانست.
این تیر البته به سنگ خورد و رهبر حکیم انقلاب صلاح جامعه را در سکوت دیدند. فتنه‌گران نیز که راهبرد خود را از دست رفته یافتند تلاش کردند در ساعات پایانی نزدیک به انتخابات از طریق انتشار گسترده شایعه «پاسخ رهبر انقلاب به نامه هاشمی» ملت را در انتخاب راه دچار اشتباه کنند که با تکذیب سریع دفتر رهبر معظم انقلاب ناکام ماندند. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همچنین پس از ریختن رای خود به صندوق در اولین ساعت روز انتخابات نسبت به این بداخلاقی‌های سیاسی واکنش نشان دادند: «مردم به این شایعات و دیگر شایعات در خصوص بخش‌های مختلف انتخابات که ساخته انسان‌های ناسالم است توجه نکنند».
همانگونه که موسوی در مصاحبه با «تایم» ناشیانه اعتراف کرده بود،‌انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی در آن تنها بخشی از یک «پروژه» بزرگ‌تر بود و فتنه‌گران در عمق راهبرد خود چیزی فراتر از رقابت سیاسی را دنبال می‌کردند؛ راهبردی که با «تشکیک» در سلامت انتخابات آغاز می‌شد و قرار بود در رویکردی ضدامنیتی «ساختار قدرت» در جمهوری اسلامی را از طریق افزایش شکاف‌های اجتماعی و فشار خیابانی دگرگون کند.

اطمینان پیشینی از شکست

شکل‌گیری ذهنیت شائبه تقلب در انتخابات به صورت طبیعی وابسته به این است که بر اساس شواهد محکم و استدلال‌های متقن، پیروزی نامزد منتخب دور از انتظار باشد، در حالی که پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸ نه‌تنها دور از انتظار نبود که به دلایل متعدد عدم انتخاب او می‌توانست عجیب باشد: اول اینکه مدل رای مردم ایران در انتخابات ریاست‌جمهوری نشان می‌دهد رئیس‌جمهور مستقر برای دور دوم نیز با اعتماد مردم مواجه می‌شود و به غیر از ۲ دوره نخست ریاست‌جمهوری که «ناتمام» ماند (بنی‌صدر، شهید‌رجایی) این رفتار از دوره سوم به بعد تکرار شده است، دوم اینکه از سال ۸۱ به بعد در همه رقابت‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان با شکست روبه‌رو شدند و در مقابل، اصولگرایان خاطره خوش‌تری از مدیریت و تصمیم‌گیری را در ذهن مردم به جا گذاشتند، سوم اینکه برآیند رفتارهای انتخاباتی موجب زنده شدن دوقطبی هاشمی‌– احمدی‌نژاد در سطح جامعه شده بود و ظرفیت رای منفی هاشمی بارها بیش از احمدی‌نژاد بود. طبعا این مساله بویژه پس از مناظره ۱۳ خرداد احمدی‌نژاد– موسوی تاثیر بالایی بر رشد رای احمدی‌نژاد داشت و دست آخر اینکه نظرسنجی‌های معتبر خارجی و داخلی و نیز پیش‌بینی‌های منابع اطلاعاتی دنیا پیش از انتخابات، ناظران سیاسی را از پیروزی «قاطع» احمدی‌نژاد «مطمئن» کرده بود.
به عنوان نمونه مجله «نیوزویک» پیش از ۲۲ خرداد ۸۸ در گزارشی به پیش‌بینی رسمی «سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا» درباره نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دهم ایران که برای «کاخ‌سفید» و «کنگره» تدوین شده بود، اشاره کرده و پیروزی «قاطع» احمدی‌نژاد را حتمی می‌داند: «سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا طی گزارش‌هایی به کاخ‌سفید اعلام کرده بودند که احمدی‌نژاد در انتخابات آتی پیروز می‌شود. ۵ مقام مطلع از گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا که مایل به افشای نامشان نبودند اعلام کردند اغلب کارشناسان سیا و دیگر آژانس‌های اطلاعاتی از ابتدا پیش‌بینی می‌کردند محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران به یک «پیروزی قاطع» برسد». همچنین «ریچارد هاس»، رئیس «شورای روابط خارجی آمریکا» که یکی از موثرترین نهادهای تصمیم‌ساز در آمریکا به‌شمار می‌آید، در گفت‌وگو با ارگان اینترنتی این شورا می‌گوید: «تقلب در انتخابات ایران هزینه‌های بسیاری به همراه دارد که هیچ دولتی قادر به انجام آن نیست. بنابراین استدلال مدعیان تقلب در انتخابات ایران از اساس نادرست است».
بررسی رفتار منفعلانه رسانه‌ها و فعالان اصلاح‌طلب پس از مناظره ۱۳ خرداد نیز به طور واضح نشان می‌دهد حامیان موسوی به خوبی از وضعیت آرای نامزد خود آگاه بوده‌اند و برخلاف اصولگرایان که مناظره را کاملا به سود احمدی‌نژاد ارزیابی کرده و مسائل مطرح شده از سوی احمدی‌نژاد را به طور گسترده بازتاب می‌دادند، اصلاح‌طلبان چون موسوی را «بازنده» میدان مناظره یافته بودند، از پرداختن به جزئیات محتوای مناظره خودداری کرده و اغلب به حواشی آن پرداختند. نگاهی به تیترهایی که روزنامه‌های حامی موسوی در صبح روز شنبه ۱۶ خرداد (نخستین شماره پس از تعطیلات نیمه خرداد) برگزیده بودند، خالی از لطف نیست: روزنامه یاس نو: موسوی: مردم فضای دروغ و فریب را عوض می‌کنند، روزنامه سرمایه: میرحسین: آمده‌ام جریان پرونده‌سازی علیه مردم را تغییر دهم، سیدحسن خمینی: اخلاق یعنی دروغ نگوییم و تهمت نزنیم، روزنامه تحلیل روز: ادب مرد به ز دولت اوست، روزنامه کلمه سبز: واکنش‌ها به تاریخی‌ترین مناظره، ‌وکیل زهرا رهنورد: احمدی‌نژاد عذرخواهی نکند شکایت می‌کنیم، موسوی: ایران را از دست دروغگویان و پرونده‌سازان نجات می‌دهیم.
در واقع اصلاح‌طلبان که راهبرد احمدی‌نژاد را موثر دیده و خود را شکست خورده می‌دانستند، کوشیدند با «دروغگو» و «بی‌اخلاق» خواندن او، کمی از آرای او بکاهند.
مسیح مهاجری، مدیرمسؤول روزنامه جمهوری اسلامی و از حامیان موسوی و هاشمی نیز در سرمقاله ۱۶ خرداد این روزنامه برداشت خود از مناظره را اینگونه بیان کرد: «آقای موسوی در برابر این تهاجمات و اتهامات متعجب شده بود که به کدام پاسخ دهد و چون انسان محجوب و محترمی است، اصولا از مناظره چنین تصویری در ذهن نداشت، به همین دلیل او نه توانست برنامه‌های خود را تشریح کند و نه توانست به اتهامات پاسخ دهد».
در واقع پیش‌بینی حجاریان از نتیجه مناظره کاملا محقق شده بود. سعید حجاریان پیش از مناظره به موسوی توصیه کرده بود در مناظره شرکت نکند، زیرا اگرچه عدم شرکت به معنی شکست
«۳ بر صفر» موسوی است اما حضور موسوی در مناظره به پیروزی «۶ بر صفر» احمدی‌نژاد منتهی می‌شد.
در عین حال فعالان سیاسی و ستادهای نامزدها در آن ایام با نتایج نظرسنجی‌های مراکز معتبر جهانی نیز روبه‌رو بودند. به عنوان نمونه، نظرسنجی موسسه «ترور فری تومارو» (فردای بدون ترور) که در فاصله ۲۱ تا ۳۰ اردیبهشت ۸۸ در ۳۰ استان کشور انجام شده بود و بر پایه آن احمدی‌نژاد رایی معادل ۲ برابر رقبایش به دست آورده بود. نتایج این نظرسنجی در هفته منتهی به انتخابات در خبرگزاری‌های رویترز و فرانسه منتشر شد. دیگر یافته‌های این نظرسنجی نیز تطابق جالبی با نتیجه انتخابات دهم ریاست‌جمهوری دارد. ۸۹ درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کرده بودند در انتخابات شرکت خواهند کرد. در پاسخ به سوال «به چه کسی رای خواهید داد؟» ۳۴ درصد از مصاحبه‌شوندگان اعلام کردند که به احمدی‌نژاد رای خواهند داد و ۱۴ درصد میرحسین موسوی، ۲ درصد رضایی و یک درصد نیز کروبی را نامزد مطلوب خود معرفی کردند. ۱۵ درصد به این سوال پاسخ نداده‌اند و ۲۷ درصد نیز «نمی‌دانم» را انتخاب کرده‌اند، یعنی احمدی‌نژاد در این نظرسنجی دقیقا ۲ برابر مجموع هر سه رقیب خود مقبولیت داشت؛ نسبتی که در ۲۲ خرداد نیز تکرار شد. ۲ موسسه معتبر افکارسنجی «پیپا» و«گلوب‌اسکن» نیز نظرسنجی‌ها‌یی با فاصله چند روز و چند ماه از انتخابات انجام دادند که هرگونه ادعای تقلب را بی‌اعتبار می‌کند. در نظرسنجی «گلوب‌اسکن» که در فاصله ۲۹ خرداد تا ۳ تیر ۸۸ انجام گرفته است، در پاسخ به این سوال که «به چه کسی رای دادید؟»، ۵۶ درصد اعلام کردند به احمدی‌نژاد، ۳۲ درصد به موسوی، ۲ درصد به رضایی و صفر درصد به کروبی رای‌داده‌اند. ۱۰ درصد نیز به این سوال پاسخ نداده‌اند. در نظرسنجی موسسه «پیپا» نیز که در فاصله ۵ تا ۱۹ شهریور ۸۸ انجام شده، در پاسخ به همین سوال، ۵۵ درصد اعلام کردند به احمدی‌نژاد رای داده و ۱۴ درصد نیز موسوی را انتخاب کرده بودند. رضایی و کروبی نیز به ترتیب ۳ و یک درصد را به خود اختصاص داده بودند. ۲۴ درصد نیز به این سوال پاسخ ندادند. در این ۲ نظرسنجی پرسش‌های دیگری نیز بود که نتایج آن در تحلیل ذهنیت مردم ایران نسبت به انتخابات و ادعای تقلب حائز اهمیت است. در نظرسنجی «گلوب‌اسکن» پرسیده شده بود: «به نتایج اعلام شده انتخابات به چه میزان اعتماد دارید؟» ۵۸ درصد اعلام کردند به نتایج اعلام شده «بسیار» یا «تاحدی» اعتماد دارند. ۳۵ درصد نیز گفتند به این نتایج «تاحدی» اعتماد دارند و یا «اصلا» اعتماد ندارند و ۷ درصد نیز به این پرسش پاسخ ندادند. در نظرسنجی «پیپا» نیز در پاسخ به همین سوال ۸۳ درصد اعلام داشتند به این نتایج «بسیار» یا «تاحدی» اعتماد دارند. تنها ۱۳ درصد گفتند به نتایج «چندان» یا «اصلا» اعتماد ندارند و ۵ درصد نیز این سوال را بی‌پاسخ گذاشتند. توجه به زمان انجام این ۲ نظرسنجی در تحلیل نتایج این پرسش نکات مهمی را روشن می‌کند. در نظرسنجی «پیپا» که شهریور ۸۸ انجام شده نسبت به نظرسنجی «گلوب اسکن» که یک هفته پس از انتخابات صورت گرفته، اعتماد به نتیجه اعلام شده انتخابات ۲۵ درصد رشد یافته است یعنی طرح ادعای تقلب در روزهای پس از انتخابات با توجه به فضای پرابهام و نیز «سکوت» خواص و نخبگان از سوی هواداران نامزدهای شکست‌خورده (۳۵ درصد) مورد قبول واقع شده است اما ۳ ماه پس از انتخابات و با فرونشستن غبار فتنه، توضیحات نهادهای مسؤول، بازشماری تصادفی ۱۰ درصد آرا و برخورد اقناعی نظام با مخالفان تنها ۱۳ درصد از مردم طرفدار ایده تقلب باقی مانده‌اند یعنی بخش عمده هواداران موسوی نیز در همین فاصله پذیرفته بودند مدعیان تقلب در انتخابات «دروغ» گفته‌اند.
در روزهای پیش از برگزاری انتخابات دهم مراکز معتبر داخلی نیز اقدام به افکارسنجی کردند که نتایج آن در آن روزها تنها در اختیار مدیران و ستادهای انتخاباتی قرار گرفت و به صورت عمومی پس از انتخابات انتشار یافت. از این میان ۲ نظرسنجی به لحاظ «اعتبار» و نیز «نزدیکی به انتخابات» جهت بررسی انتخاب شده است. یکی نظرسنجی مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی (ایسپا) که به صورت سنتی به جریان اصلاح‌طلب نزدیک است و در این انتخابات نیز به موسوی گرایش داشت، دیگری نظرسنجی سراسری مرکز تحقیقات صدا و سیما که طبعا با اصولگرایان قرابت بیشتری دارد.
نتایج نظرسنجی ایسپا در روزهای ۱۹ و ۲۰ خرداد نشان می‌داد ۲/۵۶ درصد از شرکت‌کنندگان اعلام کردند به احمدی‌نژاد و ۸/۲۹ درصد به موسوی رای خواهند داد. همچنین ۸/۵۵ درصد معتقد بودند احمدی‌نژاد در مناظره «صادق»تر بوده و ۴/۳۵ درصد نیز موسوی را «صادق»تر دانستند.
در نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما در تاریخ ۱۲ خرداد (پیش از مناظره)، ۴/۵۰ درصد پاسخ‌دهندگان به احمدی‌نژاد و ۴/۳۴ درصد به موسوی گرایش داشتند اما در نظرسنجی همین مرکز در ۱۷ خرداد (۴ روز پس از مناظره) رای‌دهندگان به احمدی‌نژاد به ۳/۶۵ درصد افزایش و رای‌دهندگان به موسوی به ۱/۳۰ درصد کاهش یافته‌اند.
گذشته از تمام داده‌های افکارسنجی و پیش‌بینی‌های روشمند انجام گرفته در داخل و خارج از ایران، بررسی برخی اظهارنظرها و اخبار جبهه اصلاح‌طلبان، آگاهی آنها نسبت به شکست قریب‌الوقوع در انتخابات را به خوبی نشان می‌دهد. مرتضی حاجی، مدیرعامل بنیاد باران و وزیر دولت اصلاحات که در ایام انتخابات دبیر اجرایی «کمیته صیانت از آرای» اصلاح‌طلبان نیز بود در گفت‌وگو با روزنامه «وطن‌امروز» که در تاریخ ۱۰ خرداد ۸۸ انتشار یافت شانس پیروزی اصلاح‌طلبان را بویژه پس از ورود موسوی به عرصه انتخابات و انصراف خاتمی «کم» ارزیابی کرد. همچنین محمد خاتمی چند ماه پیش از انتخابات در گپی با علیرضا علی‌احمدی، وزیر آموزش و پرورش در دولت نهم پیش‌بینی کرده بود احمدی‌نژاد با رایی بسیار بالاتر از انتخابات نهم انتخاب خواهد شد. نقل‌قول علی‌احمدی از خاتمی در رسانه‌ها بازتاب گسترده‌ای یافت و هیچگاه نیز از سوی خاتمی تکذیب نشد.
«خودآگاهی انکار‌شده» اصلاح‌طلبان نسبت به واقعیت نتایج انتخابات تنها منحصر به پیش از برگزاری انتخابات نبود. میرحسین موسوی در رکوردی تاریخی ۴۰۶۷۶ ناظر پای صندوق‌های رای فرستاد که این تعداد در تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود. این در حالی بود که احمدی‌نژاد تنها ۳۳۰۵۸ نماینده داشت و مهدی کروبی نیز ۱۳۵۰۶ نفر را برای نظارت بر روند اخذ و شمارش آرا معین کرده بود. ده‌ها هزار ناظر نامزدهای اصلاح‌طلب بر تمام روند انتخابات نظارت داشتند ولی ستاد انتخاباتی موسوی از ساعات اولیه صبح ۲۲ خرداد بارها «بر اساس گزارش‌های دریافتی از سراسر کشور» خبر از پیروزی او «با فاصله زیاد» می‌داد. این «خبرسازی‌»ها در حالی بود که از فردای ۲۲ خرداد اصحاب فتنه بارها ادعا کردند «ناظران» موسوی به محل صندوق‌ها راه داده نشده‌اند اما نگفتند کدام صندوق‌ها! در روزهای پس از انتخابات نیز که «دروغ بزرگ» به اصطلاح در میان هواداران «گرفته بود» و فضایی پرالتهاب را بویژه در تهران موجب شده بود، حتی یک «سند» یا دست‌کم «اظهار مستند» مبنی بر جابه‌جایی و دستکاری در آرا به نقل از بیش از ۴۰ هزار ناظر میرحسین موسوی انتشار یافت.
 نگارنده خود در همان روزها با تعدادی از ناظران موسوی که در تهران و برخی استان‌های شرقی، غربی، جنوبی و مرکزی کشور در محل صندوق‌ها حضور یافته و تا پایان شمارش آرا نیز در محل حضور داشتند گفت‌وگو کردم و همه آنها بالاتفاق بر صحت و سلامت روند انتخابات صحه گذاشتند.
اصحاب فتنه در واقع می‌کوشیدند با پیاده‌سازی طرحی پیچیده که در مراکز خاص خارج از مرزهای ایران تدوین شده بود، دروغی بزرگ را به صورت مصنوعی و با پمپاژ اخبار نادرست، واقعیت جلوه دهند.


شکایات اختصاصی نامزدها

شكايتهاي اختصاصي آقاي كروبي

1ـ قطع سيستم پيامك تلفن همراه در روز انتخابات آقاي كروبي در نامه ی 25/3/1388 خود، قطع سيستم پيامـك را از جمله تخلفات  روز رأي  گيري دانسـته و بـا اسـتناد بـه  آن،ابطال انتخابات كل كشور را خواستار شده اند.  در ايـن خصـوصتوجه به اين نكتـه ضـروري اسـت كـه قطـع سيسـتم پيامـك تأثيري در رونـد سـلامت انتخابـات يعنـي حضـور و رأي دادن مردم ندارد، گواه اين امر حضور آگاهانه ی چهل ميليوني مـردم در انتخابات به رغم قطع سيستم پيامك است. علاوه آنكـه  ايـن ايراد از اساس ارتباطي به موضوع انتخابات ندارد و در انتخابـات ادوار گذشته فقدان سيستم پيامك موجبي براي تخلف در امـرانتخابات تلقي نشده است
.2ـ فعاليت اداره ثبت احوال در روز جمعه
رئيس ستاد آقـاي كروبـي در تـاريخ 25/3/1388  طـي نامـه ي شماره 6014 بـه تعـدادي از تخلفـات انتخابـاتي در روز 22خــرداد اشــاره نمــود  از جمله موارد ذكـر شـده در اين نامه به عنوان تخلف انتخابـاتي و دليـل بـر لـزوم ابطـال انتخابات كل كشور، فعاليت اداره ي  ثبت احوال شـهر ديوانـدره در روز رأي گيري است. در اين خصوص به ايـن توضـيح اكتفـا مي شود كه براساس رويه ي  معمـول در تمـامي انتخابـات هـاي قبلي و به منظور ايجاد تسهيلات بيشتر براي كسـاني كـه قصـدعكــس دار نمــودن شناســنامه خــود را دارنــد و يــا متقاضــي دريافت شناسنامه ي  المثنّي هستند، سازمان ثبت احوال كشـوربه تمامي واحدهاي تابعه ي  خود دسـتور فعاليـت تمـام وقـت وبدون تعطيلي صادر مينمايد. از اين رو اصل اين امـر قـانوني وبراساس وظيفه ی  ذاتي ثبت احوال و به منظور تسهيل شركت وحضور گسترده تر مردم در انتخابات است. صرف نظر از اين امر،اساساً فعاليت يك اداره تحـت هـر عنـوان در روز انتخابـات درشهر ديواندره دليلي بر تخلف انتخاباتي تلقي نمي شود تا بتـوان به استناد آن ابطال انتخابات كل كشور را تقاضا نمود.

شكايت اختصاصي آقاي مير حسين موسوي

تعداد صندوقهاي سيار: بر اساس ماده ی 50 قانون انتخابات رياست جمهوري، تشكيل شُعب سيار اخذ رأي در مراكز بخـش،شهرستان و نيـز منـاطق صـعب العبـور جـزء اختيـارات هيئـت اجرايي است و اين امـر در تمـا مي انتخابـات قبلـي نيـز وجـود داشته است. بخشي از صندوقهاي سيار در مناطق دور افتاده وصعب العبور به كارگرفته مـي شـود امـا بخـش قابـل توجـه ايـنهـا  صندوق هميشـه در شـهرها و در امـاكني مثـل پادگـان هـا،زندانها، بيمارستانها و ... مورد استفاده قرار مي گيرد. افزون براين، تعدادي از صندوقهاي سيار به عنوان كمك به حـوزه هـاي اخذ رأي كه با تراكم جمعيت ناشي از اسـتقبال رأي دهنـدگان مواجه است، اعزام ميشوند. اين موضوع امري قانوني است كـه قانونگذار در ماده ی50قـانون انتخابـات بـدان تصـريح نمـوده است. براساس همين قانون ضروري است كه شوراي نگهبان درخصوص تمامي صندوقهاي سيار اظهـارنظر نمـوده و موافقـت خود را با اعزام نماينده ی ناظر اعلام دارد. متأسفانه اين موضوع ساده كه از جمله نُصوص مصرَّح در قانون انتخابات است به هـردليلي مورد توجه قرار نگرفته و استفاده از صـندوق هـاي  سـياردر شهرها و يا نزديك صندوقهاي ثابت را جزء تخلفات قلمدادنموده،اند حال آنكه به دليل پيش گفته، اين موضـوع نـه تنهـاتخلف نيست بلكه تكليفي قانوني براي مجريان انتخابات است

شكايت اختصاصي آقاي محسن رضايي

در ابتدا لازم اسـت در خصـوص شـكايت و نيـز انصـراف آقـاي محسن رضايي از پی گیری  شكايت هـای  مطروحـه مطـالبي بـه استحضار مردم شريف ايران برسد:  آقاي محسن رضايي پس از برگـزاري انتخابـات بـا ارسـال سـه نامه، شكايت هاي خود را از روند برگزاري انتخابـات دهمـين دوره ي رياست جمهوري به شوراي نگهبان ارائه نمـود. دو مـورد از ايـن شكايت ها  در فرجه ی سـه روزه ی  قـانوني و يـك مـورد پـس از انقضاي مهلت واصـل  شـد. همچنـين ايشـان در روز شـنبه  30/3/1388با حضور در شـوراي نگهبـان تقاضـاي بازشـماري  ده درصد تمامی آراي مراكز استان و نيز برخي شهرهاي مورد نظر خود را نمودند كه اين تقاضا بلافاصـله مـورد  موافقـت شـوراي نگهبان قرار گرفت و مقرر شد آقاي محسن رضايي نماينـدگان خود را جهت بازشماري معرفي نماينـد . هرچنـد ايـن مهـم بـا تأخير و كندي صورت پذيرفت اما در هـر مرحلـه و بـه محـض معرفي نماينده ي  آقاي محسن رضـايي ، بازشـماري در حـوزه مورد نظر آغاز شد. مجموعاً آراي حوزه هاي اصفهان، كرمانشـاه ، خوزستان و فارس با حضور نمايندگان آقـاي محسـن رضـايي ، اعضاي هيئت اجرايي و ناظران شوراي نگهبان بازشـماري شـد. پس از پايان بازشماري آرا  و عدم وجود مغايرت محسوس بـين آرای اعلامی و نتــايج بازشــماري، آقــاي  محســن رضــايي در تاريخ2/4/1388 با ارسـال نامه ای به شماره ی 332-01/م انصـراف خود را از پی گیری شکایت های مطروحه اعلام نمود.

نظر نهايي شوراي نگهبان:

در مــورد نتيجــه یكلــي و نهــايي دهمــين دوره ي انتخابــات رياست جمهوري، مورخ جمعه 22/3/1388، بدينوسـيله اعـلام مي نمايد پس از آگهي عمومي و اعـلام ا شـكايت هـا اعتـراض ها نسبت به روند رأي  و بر گزاری انتخابات طبق مـاده 80 قانون انتخابات رياست جمهوري علاوه بر مهلت قانوني دريافـت شكايت ها  ، در دوره ي  تمديد پنج روزه نيـز نسـبت بـه دريافـت  شكايت ها  اقدام و متعاقب بررسي هـا و رسـيدگي هـاي دقيـق وهمــه جانبــه، از آنجــا كــه بخــش عمــدهاي از مــوارد اعلامی از مصــاديق تخلــف يــا تقلــب انتخابــاتي خــارج و بعضــاً تخلفــات مختصــري بــوده كــه وقــوع آن در اغلــب انتخابــات مشــهود وغيرقابل اعتناست، سرانجام شوراي نگهبان با بررسي موضوع درجلسات عديده و با وارد ندانستن شكايت ها و اعتراض ها  ، صحت انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهـور را طبـق مـاده ی 70قانون انتخابات رياست جمهوري مورد تأييد قرار داد.شوراي نگهبان فرصت را مغتنم شمرد و  ضـمن تكـريم حضـورحماسي و فراگير مردم در برگزاري شـكوهمند دهمـين دوره ی انتخابات رياست جمهوري كه با تجلي و ظهور جمهوريـت نظـام در كنار اسلاميت آن، برگ زريني در تاريخ مردم سالاري دينيِ ايران اسلامي از خود بجا گذاشـت ، بـر خـود فـرض مـي دانـد از
تــلاش همــه ي  جانبــه وزارت محتــرم كشــور، عوامــل اجرايــي،همچنين هيئتهاي نظارت و رسانه هـاي گروهـي و به ويـژه  ازنامزدهاي محترم كه بـا حضـور خـود گر مـي  و رونـق عرصـه رقابت را فراهم آوردها ند قدرداني نمايد.
                                                                                                                   
بِمنّه و كَرَمه، انشاءاالله


انتخابات در کلام امام خامنه ای (حفظه الله)


1.    اهمیت انتخابات

اولاً انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشى نيست پايه ى نظام ما همين انتخابات است. يكى از پايه ها، انتخابات است. مردمسالارى دينى با حرف نميشود؛ مردمسالارى دينى با شركت مردم، حضور مردم، اراده مردم، ارتباط فكرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات كشور صورت مي گيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگانى و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين مردمسالارى، عامل پايدارى ملت ايران است.اينكه شما توانسته ايد در طول اين سى سال از نهيب ابرقدرت ها نترسيد،اينكه ابرقدرت ها هم غير از نهيب نتوانستند ضربه ى اساسى به شما بزنند، اينكه جوانان كشور در ورود به ميدان هاى گوناگون اين شجاعت و اخلاص را نشان ميدهند، ناشى از مردمسالارى دينى است؛ اين را بايد خيلى قدر بدانيم.انتخابات سرمايه گذارى عظيم ملت ايران است؛ مثل اينكه شما سرمايه ىسنگين و عظيمى را در بانك ميگذاريد، بانك با آن كار ميكند و شما از سودش استفاده مي كنيد؛ انتخابات يك چنين چيزى است. ملت ايران سرمايه گذارى عظيمى را مي كند،سپرده گذارى بزرگى را انجام ميدهد و سود آن را مي برد.آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايه گذارى و سپرده گذارى.هر رأيى كه شما در صندوق مىاندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين مي كنيد. يك رأى هم اهميت دارد.هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان مي دهد؛ انتخابات اين است. بنده همواره در درجه ى اول در انتخابات سعيم بر اين است كه به مردم عرض كنم حضور شما در اين انتخابات مهم است. اين، تصديق و تأييد و مستحك مكردن نظام جمهورى اسلامى است.مسئله فقط يك مسئله ِى سياسى و فردى و اخلاقى محض نيست؛يك مسئله ى همه جانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و كار دارد؛بخصوص انتخابات رياست جمهورى كه سپردن قوه ى اجرائيه ى كشور به دست يك نفر و يك مجموعه است كه كشور را براى مدت چند سال اداره كنند؛ اينقدر انتخابات اهميت دارد.1

·    آزمون بزرگ ملت ایران در چشم دشمن

يك رأى هم اهميت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال مي شوند. انتخابات يكى از آزمونهاى بزرگ ملت ايران در مقابل چشم دشمنان است؛ به همين جهت روى انتخابات ما حساسند. از حدود يك سال پيش،دستگاه هاى تبليغاتى دشمنان ملت ايران، با يك شيب ملايمى شروع كردندعليه اين انتخابات حرف زدن و اقدام كردن و مطلب ساختن؛ دستگاه هاى امنيتىشان هم مشغول شدند به خبرگيرى و گمانه زنى و پيشنهاد دادن. روى اين انتخابات حساسند. امروز هم شما وقتى به خبرهاى رسانه هاى گوناگون خارجى - كه بسيارى از اينها دل پركينه و پردشمنى نسبت به ملت ايران دارند نگاه كنيد، خواهيد ديد نسبت به انتخابات ما بى تفاوت نيستند و سعى مي كنند اغراض خودشان را عمل كنند.2

·    شاخص رشد ملی ما

عزيزان من! ملت ما در طول تاريخ چند قرنى خود يك عنصر بى تأثيردر نظام مديريت كشور بود چرا؟ چون خاصيت حكومت استبدادى اين است؛ خاصيت حكومت پادشاهى اين است ملت، كاره ِاى نيست. حال ملت چگونه خواهد بود؟ بسته به انصاف آن كسى كه آن بالا نشسته است. اگريك وقتى اقبال ملت بلند باشد، يك نفر ديكتاتورى بر سر كار بيايد كه يك مقدارى رحم در دلش باشد - مثلا حالا در تاريخ ما كريم خان زند را اسم مى آورند خوب، يك مقدار وضع مردم بهتر خواهد شد. اما اگر چنانچه كسانى مثل رضاخان قلدر و ناصرالدين شاه و سلاطين گوناگون ديگر مستبدين بر سر كار باشند، اينها كشور را ملك خودشان ميدانند، ملت راهم كه نقشى نداشتند، رعيت خودشان ميدانند.تاريخ را نگاه كنيد – نمي گويم تاريخ قرن هاى متمادى را؛ تاريخ همين دوران مشروطه به اين طرف را مشروطه اسما در كشور به وجود آمد؛اما از وقتى كه رژيم پهلوى بر سر كار آمد، انتخابات به معناى يك حركت نمايشى محض تلقى شد؛ جز در يك برهه ى كوتاهى در دوران نهضت ملى؛در دوران دو سالهاى كه يك مقدار اوضاع بهتر بود؛ ولى آن هم اشكالات فراوانى داشت؛ مجلس را تعطيل كردند، اختيارات مجلس را به دولت دادندكه اينها در زمان مصدق انجام گرفت. در بقيه ى اين دوران، انتخابات نمايش محض بود. در آن بره هاى كه بنده و امثالى كه در سنين من هستند يادشان هست، همه مي دانستند كه انتخابات مطلقا به معناى انتخاب مردم نيست. يك كسانى را دستگاههاى قدرت، دربارِآن روزِ شاهان در نظر ميگرفتند، رقابت هائى بين خود آنها انجام ميگرفت، با همديگر زد و خورد هم ميكردند؛ اما آن كس ىكه ميخواستند بياورند توى مجلس بنشانند كه مطيع باشد، سربه زير باشد،منافع آنها را تأمين كند، حق مالى غاصبانه ى آنها را بدهد، او را مى آوردندتوى مجلس مى نشاندند. مردم هم براى خودشان مي رفتند. در تمام اين دوران،كمتر وقتى اتفاق افتاد كه مردم احساس كنند حالا بايد بروند در اين صندوق رأى يك رأيى بيندازند تا در مديريت كشور تأثيرى ببخشد. مطلقا چنين چيزى نبود. ماها اسم انتخابات را تو روزنام هها می شنیدیم كه ميگويند: حالاانتخابات است. نمى فهميديم روز انتخابات كِى هست؛ مردم نمى فهميدند. دروقت انتخابات، چند تا صندوق مي گذاشتند يك جا، خوده شان هم گفتگو وهياهوى مختصرى مي كردند و همان كارى كه مي خواستند، انجام مي دادند وتمام مي شد مي رفت. مردم نقشى نداشتند.انقلاب اسلامى ورق را بكلى برگرداند؛ مردم نقش پيدا كردند؛ نه فقط درانتخاب نماينده ى مجلس، در انتخاب رئيس جمهور، در انتخاب خبرگانى كه رهبر را بناست انتخاب كنند، در انتخاب شوراهاى شهر كه شهردارها را بايدانتخاب كنند. در همه ى اين مراحل حساس، نظر مردم شد تعيين كننده. قانون اساسى بر اين اساس تدوين شد و امروز هم سى سال مي گذرد. و من به شماعرض بكنم با قوت و قدرت اين كار تا امروز ادامه پيدا كرده.دوره ی قبل از انقلاب، ايران مرتعى براى چراى بيگانگان بود. نفت اينجا،بازار اينجا، محصولات اينجا، نيروى انسانى اينجا، هر چه بود و نبود، مورداستفاده ى سلطه گران و قدرتمندان بود؛ يك روز انگليس، يك روز آمريكا وصهيونيست ها. بعد كه انقلاب شد، مردم آمدند روى كار، منافع آنها قطع شد.طبيعى بود كه با اين نظام دشمنى كنند، كه سى سال است دارند دشمنى مي كنند3.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1-بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)  1/1/1388
2-بیانات در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج   22/2/1388
3-بیانات در دیدار جمعی از معلمان، پرستاران وکارگران  9/2/1388
2.    چالش های انتخابات

·    تلاش دشمن براى تعطیل یا سرد كردن انتخابات

در درجه ى اول، هدفشان تعطيل شدن انتخابات است كه انتخابات نباشد.در يك دورهاى سعى كردند انتخابات مجلس شوراى اسلامى را به انواع واقسام حيله ها متوقف كنند. خداى متعال نخواست و اراده ى مردان مؤمن نگذاشت؛ نتوانستند. از اين مأيوسند كه انتخابات را بكلى تعطيل كنند. دردرجه ى بعد، هدفشان اين است كه انتخابات سبك و سرد برگزار بشود.مي خواهند ملت ايران حضور فعالى در انتخابات نداشته باشد. ملت عزيزايران! من به شما عرض ميكنم، درست در نقطه ى مقابل خواست دشمنان،همه ى ما بايد در انتخابات حضور فعالى داشته باشيم1.
·    سعی دشمنان براى بدنام و مخدوش كردن چهره انتخابات

دوره ِى قبل از انقلاب، ايران مرتعى براى چراى بيگانگان بود. نفت اينجا،بازار اينجا، محصولات اينجا، نيروى انسانى اينجا، هر چه بود و نبود، مورداستفاده ى سلطه گران و قدرتمندان بود؛ يك روز انگليس، يك روز آمريكا وصهيونيستها. بعد كه انقلاب شد، مردم آمدند روى كار، منافع آنها قطع شد.طبيعى بود كه با اين نظام دشمنى كنند، كه سى سال است دارند دشمنى مي كنند. يكى از دشمنى ها همين است كه اين پديده ى باارزش تأثير حضورمردم و نقش آفرينى مردم در اداره ى كشور و مديريت كشور را در تبليغات خودشان نفى كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريح شان، در اظهارات كنايه آميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند.نه؛ انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاى مدعى دموكراسي،هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگيزه ى مردم در اين انتخابات بيشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه ميكند.از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نيست؛ چه انتظارى هست؟ بى توقعى ازدوستان است. بى توقعى از كسانى است كه جزو اين ملتند؛ واقعيات را دارندمى بينند؛ مى بينند كه اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام ميگيرد، در عين حال، همان حرفى را كه دشمن ميزند، اين ها هم مي زنند2از دو سه ماه قبل از اين، راديوهاى بيگانه شروع كردند به بدنام كردن و مخدوش كردن چهره ى انتخابات در كشورمان، براى بدبين كردن مردم.گاهى گفتند: اين انتخابات نيست، انتصابات است. گاهى گفتند: اين يك بازى كنترل شده ى درون حكومت است؛ گفتند: اين كانديداها خودشان دارندبازى مي كنند؛ نامزدهاى مختلف كه مى بينيد با هم اختلاف نظر دارند، اينهاًهمه ظاهرسازى است، بازى است. گاهى گفتند: در انتخابات قطعا تقلب انجام خواهد گرفت؛ هر وقتى يك چيزى گفتند. مقصود از همه ى اين تخريب ها يك چيز است و او اينكه مي خواهند ملت در انتخابات، مشاركت قوى و نمايانى نكند؛ اين را مي خواهند. من به شما عرض مي كنم: عزيزان من!ملت عزيز ايران! ملت باهوش و بيدار ايران! ملت تجربه شده و آزموده ى ايران كه در طول اين سى سال از اين همه گردنه هاى سخت عبور كرديد!بدانيد؛ با مردم ِسالارى شما مخالفند. دشمن با همين حضور شما، با همين انتخاب شما مخالف است. مي خواهند پشتوانه ى نظام را كه مردم هستند وآراء مردم است، از نظام بگيرند؛ مي فهمند چه كار دارند ميكنند.3

3.    وظیفه مردم

·    حضور در انتخابات با همه قوا و نشاط
هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشممخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترىخواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان ميدهد؛ انتخابات اين است. بندههمواره در درجهى اول در انتخابات سعيم بر اين است كه به مردم عرض كنم حضور شما در اين انتخابات مهم است. اين، تصديق و تأييد و مستحكم كردن نظام جمهورى اسلامى است4
1-بیانات در دیدار جمعی از معلمان،پرستاران و کارگران  9/2/1388
2-همان
3-بیانات در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی 14/3/1388
4-بیانات در اجتماع بزرگ زائران ومجاوران حرم علی بن موسی الرضا(ع) 1/1/1388
ملت عزيز ايران! من به شما عرض مي كنم، درست در نقطه ى مقابل خواست دشمنان، همه ى ما بايد در انتخابات حضور فعالى داشته باشيم.وقتى ببينند كه ملت ايران با شور و با شعور و با درك كامل و آگاهى پاى صندوقهاى رأى ميروند، معنايش چيست؟ معنايش اين است ملت براى خودحق و توان تصميم گيرى قائل است؛ ميخواهد در آينده ى كشور اثر بگذارد ومسئولان كشور و مديران اصلى كشور را انتخاب كند. انتخاب رئيس جمهوريعنى انتخاب رئيس قوه ى مجريه و كسى كه اغلب امكانات كشور در اختياراوست و مى بينيد اگر چنانچه رئيس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى اين كشور انجام مي دهد؛ مي خواهنداين نباشد. من عرض ميكنم: همه بايد اصرار داشته باشيد كه در انتخابات شركت كنيد. به نظر من مسئله ى اول در انتخابات، مسئله ى انتخاب اين شخص يا آن شخص نيست؛ مسئله ى اول، مسئله ى حضور شماست. حضورشماست كه نظام را تحكيم مي كند، پايه هاى نظام را مستحكم مي كند، آبروى ملت ايران را زياد مي كند، استقامت كشور را در مقابل دشمنى ها زياد مي كند و دشمن را از طمع ورزيدن به كشور و از فكر ضربه زدن و توسعه و فسادو فتنه منصرف مي كند. اين يك مسئله ى بسيار مهم است؛ پس مسئله ى اول،شركت در انتخابات است.1حضور مردم در صحنه ها توانست دشمن را مأيوس كند. اگر مردم در اين سى سال در انتخاباتها شركت نمي كردند، در راهپيمائى هاى بيست و دو بهمن و روز قدس شركت نمي كردند، در مراسم گوناگون، حضور خودشان و اين حجم عظيم ملت ايران را به رخ دشمن نمي كشيدند، مسلما هيبت ملت ايران،آنچنان كه امروز هست، نمي بود. اين حضور را حفظ كنيد.اينكه ما در همه ى انتخابات ها تأكيد مي كنيم كه مردم در صحنه ها حاضرباشند و در صحنه هاى گوناگون حضور داشته باشند، به خاطر اين است.اين حضور فقط در عرصه ى سياست نيست، فقط در انتخابات نيست؛ درعرصه هاى سازندگى، در عرصه ى اقتصادى، مردم حضور داشته باشند.2 ملت ايران سرافراز است به اينكه توانسته در طول اين سى سال مسئولين را خودش معين كند. مسئولين بلندمرتبه ى نظام از صدر تا ذيل به وسيل هىمردم انتخاب شده اند؛ رهبرى هم به وسيله ى مردم انتخاب مي شود با واسطه ى انتخابات خبرگان، رياست جمهورى، مجلس شوراى اسلامى، شوراهاى گوناگون؛اين جزو افتخارات نظام است، مي خواهند اين را از مردم بگيرند؛چون مي دانند نظام با اين مستحكم مي شود. من به شما عرض مي كنم: هر كسىبه استحكام اين نظام علاقه مند است، هر كه به اسلام علاقه مند است، هر كهبه ملت ايران علاقه ًمند است، براى او عقلا ًو شرعا واجب است كه در اين انتخابات شركت كند.آنچه كه من از مردم مي خواهم، عبارت است از اينكه همه با همه ى قوا،با همه ى توان، با همه ى نشاط، در روز بيست و دوى خرداد پاى صندوق هاىرأى حاضر بشوند و رأى بدهند. خداى متعال با آن ملتى است كه مى انديشد،تصميم مي گيرد، انتخاب مي كند، و براى خدا و در راه خدا به آن انتخاب عمل مي كند .3 من ـ طبق معمول ـ درخواستم از مردم اين است كه از همين آغاز وقت و از اول صبح، پاى صندوق هاى رأى بروند. همه بروند، همه رأى بدهند،طبق تشخيص خودشان عمل كنند و سهم خودشان را در اداره ى كشور و درتعيين مديريت عالى اجرائى كشور، به عهده بگيرند. اين يك حق و در عين حال يك تكليف است. حق آحاد مردم ماست كه نظر بدهند؛ تكليف آنها هم همين است. به اعتقاد من، اين هم تكليف شرعى و هم تكليف عقلى ـ يعنى عقلائى ـ است كه اين كار را انجام بدهند.4

4.    وظیفه ی نامزدها

·    توجه به حفظ اقتدار ملت ایران در تبلیغات، اظهارات و حضور خود

كسانى كه براى انتخابات خود را نامزد مي كنند، بدانند كه انتخابات يك وسيله اى است براى بالا بردن توان كشور، براى آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت طلبى نيست. اگر بناست اين انتخابات براى اقتدارملت ايران باشد، پس نامزدها بايستى به اين اهميت بدهند و اين را درتبليغات شان، در اظهارات شان و در حضورشان رعايت كنند. مبادا نامزدها درِاثناى فعاليتهاى انتخاباتى خودشان جورى رفتار كنند و حرفى بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند. رقابت ها را منصفانه كنند، حرف ها را منصفانه كنند، ازجاده ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبيعى هر نامزدى حرفى داردو حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد فى نفسه اشكالى ندارد؛ امامشروط بر اينكه تويش بىانصافى نباشد، كتمان حقيقت نباشد. ميدان براى همه باز است؛ بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند.5
--------------------------------------------------------------------------------------------------------1-بیانات در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج 2/2/1388
2-بیانات در جمع مردم بیجار 28/2/1388
3-بیانات در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی 14/3/1388
4- مصاحبه با رهبر انقلاب پس از شرکت در انتخابات22/3/1388
5-بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم علی بن موسی الرضا 1/1/1388
نامزدهاى انتخابات بايد هوشيار باشند. مبادا نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى در تبليغات خود براى دلخوشى دشمنان حرفى بر زبان جارى كنند. رضايت خدا را بايد در نظر گرفت، رضايت اولياء را بايد در نظرگرفت. آن چيزى را بايد معيار قضاوت قرار داد كه مايهى ايستادگى ملت است، مايه ى استحكام ملت است، مايه ِى استقامت مردم است و او پايبندى محكم به اسلام است1.
·    متوصل نشدن به نفی دیگرى براى اثبات خویش
نامزدهاى محترم هم مراقب باشند. نمى پسندد انسان كه ببيند يك نامزدى،چه در نطقهاى تبليغاتى، چه در سخنرانى، چه در تلويزيون، چه در غيرتلويزيون، براى اثبات خود متوسل بشود به نفى آن ديگرى، آن هم با يك استدلال هاى گوناگون؛ به نظر من اين درست نيست.2
·    رعایت چهارچوبهاى شرعی در مناظرات و نطقهاى خود
هر كسى به نظر خودش يك احساس مسئوليتى، تكليفى دارد، مى آيد ميدان. من با مناظره و معارضه و گفتگو و انتقاد مخالفتى ندارم؛ اما سعى كنيداين در چهارچوب هاى درست شرعى و دينى انجام بگيرد.3
·    جلوگیرى از تبدیل اختلافنظرها به اغتشاش و درگیرى
مراقبت كنند كه در اين سخنرانى ها، در اين اظهارات، جورى نباشد كه منتهى بشود به ايجاد دشمنى و ايجاد نقار؛ با برادرى و با مهربانى پيش بروند.البته اختلاف نظر، اختلاف رأى، اختلاف سليقه، در مسائل گوناگون، درمسائل شخصى، در مسائل عمومى، يك امر طبيعى است؛ اشكالى هم ندارد.نگذاريد اين به اغتشاش منتهى بشود.4
رعایت انصاف در عملکرد و تبلیغات
كسانى كه براى انتخابات خود را نامزد مي كنند، بدانند كه انتخابات يك وسيله اى است براى بالا بردن توان كشور، براى آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت طلبى نيست. اگر بناست اين انتخابات براى اقتدارملت ايران باشد، پس نامزدها بايستى به اين اهميت بدهند و اين را درتبليغات شان، در اظهارات شان و در حضورشان رعايت كنند. مبادا نامزدها درِاثناى فعاليتهاى انتخاباتى خودشان جورى رفتار كنند و حرفى بزنند كه دشمن را به طمع بي ندازند. رقابت ها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند، ازجاده ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبيعى هر نامزدى حرفى داردو حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد فى نفسه اشكالى ندارد؛ امامشروط بر اينكه تويش بى انصافى نباشد، كتمان حقيقت نباشد.5

5.    آسیب شناسی

·    ناسپاسی برخی دوستان و تکرار حرفهاى دشمن براى خدشه در انتخابات

انتخابات به فضل الهى و به حول و قوه ى الهى انتخابات سالمى است.من مى بينم بعضى ها در انتخاباتى كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت،از حالا شروع كرده اند به خدشه كردن. اين چه منطقى است؟ اين چه فكرى است؟ اين چه انصافى است؟ اين همه انتخابات در طول اين سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دورهاى رسماًمتعهد شده اند و صحت انتخابات را تضمين كرده اند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بي خود خدشه مي كنند، مردم را متزلزل مي كنند، ترديد ايجاد مي كنند؟كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرفها ترديد ايجاد نخواهد شد.6 دشمن خدشه مي كند. از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نيست؛ چه انتظارى هست؟ بى توقعى از دوستان است. بى توقعى از كسانى است كه جزو اين ملتند؛ واقعيات را دارند مى بينند؛ مى بينند كه اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام مي گيرد، در عين حال، همان حرفى را كه دشمن ميزند،اين ها هم مي زنند!يكى از دشمنى ها همين است كه اين پديده ِى باارزش تأثير حضور مردم ونقش آفرينى مردم در اداره ى كشور و مديريت كشور را در تبليغات خودشان نفى كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريحشان،در اظهارات كنايه آميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند. نه؛ انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاى مدعى دموكراسي، هم آزادتر است،هم پرشورتر است، هم
1-بیانات در جمع تعدادی از خانواده های شهدا 3/3/1388
2-بیانات بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی 14/3/1388
3- همان
4- همان
5- بیانات در اجتماع بزرگ زائران ومجاوران حرم علی بن موسی الرضا(ع) 1/1/1388
6- همان
انگيزه ى مردم در اين انتخابات بيشتر است.كسانى كه با ملت ايرانند، جزو ملت ايرانند، توقع دارند ملت ايران به آنها توجه كنند، اينها ديگر عليه ملت ايران حرف نزنند و انتخابات ملت ايران را زير سؤال نبرند. مرتب تكرار نكنند كه آقا اين انتخابات سالم نيست؛انتخابات، انتخابات نيست. چرا دروغ مي گويند؟ چرا بى انصافى مي كنند؟ چراخلاف واقع مي گويند؟ چرا اين همه زحماتى را كه اين ملت و مسئولين درطول اين سال هاى متمادى متحمل شدند، نديده مي گيرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسى مي كنند؟انتخابات در دوره هاى گذشته سالم بوده. در مواردى كه شبهاتى پيش مى آمد، ما فرستاديم تحقيق كردند، دنبال كردند.در يكى از مجالس گذشته شايعاتى پيدا شد، بعضى ها دلائلى آوردند،حرفهائى زدند كه انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند كه در برخى ازشهرهاى مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعى رافرستاديم تحقيق كردند، مطالعه كردند؛ ديدند نه، خدشه در انتخابات نيست.در بين هزارها صندوق ممكن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه هائى به وجود بيايد. اين، انتخابات را خراب نمي كند. اين هم مال بعضى از اوقات بوده است.در بين هزارها صندوق ممكن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه هائى به وجود بيايد. اين، انتخابات را خراب نمي كند. اين هم مال بعضى از اوقات بوده است. گاهى يك گروهى، يك جناحى - از اين جناح هاى معمولى كشور كه شماها اين جناح بندى ها را مي شناسيد - كه بر سر كار بودند، نتيجه ى انتخابات به ضرر آنها و به نفع جناح مقابل شده؛ مكرر اين اتفاق افتاده.1


موضع امام خامنه ای (حفظه الله) پس از انتخابات

·    اثبات مصونیت ایران در برابر تهاجم سیاسی و روانی

ملت عزيز ايران! مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان شناس !سلام خدا بر شما كه شايستگى خود را براى دريافت سلام و رحمت الهى به اثبات رسانديد. جمعه ى حماسى شما، حادثه ى خيره كننده و بى همتائی بودكه در آن، رشد سياسى و چهره ى مصمم انقلابى و توان و ظرفيت مدنى ملت ايران، در نمائى زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.اقتدار و عزتى كه شما با آرامش و متانت و كمال خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده ى خلل ناپذيرى كه در ميان آتش بار جنگ روانى دشمنان،با حضور در اين عرصه ى تعيين كننده نشان داديد، از چنان اهميتى برخورداراست كه با هيچ بيان معمولى و متعارفى نمى توان آن را توصيف كرد. تنها مى توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهى رادر خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالى اين كشور، بالاى سر خود نگاه دارد.انتخابات 22خرداد، با هنرنمائى ملت ايران، نصاب تازه ى در سلسله ى طولانى انتخابهاى ملى پديد آورد. مشاركت بيش از هشتاد درصدى مردم درپاى صندوق ها و رأى بيست وچهار ميليونى به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعى است كه به حول و قوه ى الهى، خواهد توانست پيشرفت واعتلاى كشور و امنيت ملى و شور و نشاط پايدار را تضمين كند. ديروز شما توانستيد ثابت كنيد كه ايران به بركت شعارها و ارزشهاى انقلاب اسلامى،در برابر تهاجم سياسى و روانى از چنان مصونيت و صلابتى برخوردار است كه با گذشت سى سال از آغاز مردم سالارى دينى در اين كشور، از هميشه تازه نفس تر و سرزِنده تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه ى راه روشن خود مطمئن مي سازد.اينجانب با فروتنى در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيتّ بزرگ را به حضرت ولي الله الاعظم روحى فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدردانى از اين لطف الهى و شكرگزارى در برابر پروردگار حكيم و عليمتوصيه مينمايم.2
1-بیانت دردیدار جمعی از معلمان، پرستاران و کارگران  9/2/1388
2-پیام به ملت ایران 23/3/1388
·    نمایش حکم فرمایی مردم سالارى در نظام اسلامی و به رخ عالم كشیدن آن

ما نگاه كنيم به رأى قريب چهل ميليونى مردم در اين دوره؛ اين مهم است. من معتقدم همه ى ما وظيفه داريم اين را پاسدارى كنيم. يعنى اين اتحادِملى را در گفتن و اعلام صريح حمايت از نظام اسلامى را، دست كم نگيريم؛اين چيز بسيار مهمى است.1

·    حضور مردم در خیابانها بدون درگیرى

امروز نظام اسلامى نشان دارد ميدهد كه مردم سالارى واقعى در او حكم فرماست. مردم مى آيند مى نشينند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش مي كنند، بعد در حدود شايد ده روز، پانزده روز در خيابانها حضور فعال دارند.اين به نظر من خيلى مسئله ى مهمى است. ما بايد به اين شبهاى گوناگون ومتعددى كه در خيابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى ديگر مردم جمع مي شدند و بعضى از اين نامزد، بعضى از آن نامزد حمايت مي كردند، شعارمي دادند و هيچگونه درگيرى بين اينها وجود نداشت، افتخار بكنيم؛ اين خيلى چيز مهمى است. مردم ما اينند؛ اختلاف سليقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همديگر هم كار ميكنند.2

·    قاعده مردم سالارى؛ تقدم اكثریت براقلیت در مقام عمل

آن كسانى كه اجتماع مي كنند براى حمايت از يك نامزد، با آن كسانى كه اجتماع مي كنند براى حمايت از نامزد ديگر، هر دو ملت ايرانند، گروههائى ازمردمند؛ ما بايد با اين ديد نگاه كنيم. آرائى هم دارند؛ يك جمعى رأى به اين دادند، يك جمعى رأى به آن دادند. البته قاعده ى مردم سالارى اين است كه اكثريت بر اقليت در مقام عمل تقدم پيدا ميكند؛ يعنى آن كسى كه اكثريت به او رأى دادند، او مسئوليت را به عهده مي گيرد؛ اين قاعده ى مردمسالارى است. اما اين به معناى ايجاد تزاحم و ايجاد تعارض و دشمنى نيست.3

·    مردم سالارى دینی، راه سوم!

بنده دوست ندارم در سخنرانها و خطابها نسبت به مخاطبان خودبا مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيى انتخابات،خطاب به شما مردم عزيز عرض مكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم،زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد.انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت مابراى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركجوى مردم درادارى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى هاى گوناگون - چه دموكراسى هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى هائى كه واقعا به آراء مردم مراجعه مي كنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه پرسى سال  58 - فروردين58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه ى گذشته شما انجا مداديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريبا جمعيت.انسان دست مبارك ولى عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى بيند. اين نشانه ى توجه خداست. لازم مي دانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيزًدر سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعا جا دارد.نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعورسياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره ى داغ انقلاب دلها را به هيجا نمى آورد، بعد هم در دوره ى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست،در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده ى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را
1-بیانات در دیدار نمایندگان نامزد های انتخابات 26/3/1388
2-همان
3- همان
 انسان دربين همه ى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، درروستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند.اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله ى سياسى بود؛براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى ومردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردم سالارى دينى را به رخ همه ى مردم عالم كشيد. همهى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردم سالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورى ها و نظامهاى مستبد ازيك طرف، و دموكراسى هاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردم سالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها رابه وسط صحنه مي كشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته دربارهىا ين انتخابات.1

عملکرد دشمن در انتخابات

موضع گیری و ناخرسندی کشورهای اروپایی و امریکا نسبت به دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران و حمایت آنها از اغتشاشات اخیر موضوعی است که قابل بررسی می‌باشد. در این میان نقش و رویکرد انگلیس و رسانه‌های این کشور بسیار برجسته‌تر می‌نماید.

رسانه‌های انگلیسی به ویژه بی‌بی‌سی فارسی در طول ایام فتنه چند رویکرد که همه در راستای استراتژی مقابله با دولت نهم بود را دنبال نمودند. ابتدا فعالیت‌های آنها در جهت فضاسازی متناسب با تحولات صحنه شکل گرفت اما جهت اصلی سوق دادن مردم به سمت بی‌تفاوت‌سازی و عدم اهمیت برگزاری انتخابات سیر می‌نمود. این روند تا گرم شدن فضای انتخاباتی در کشور ادامه داشت اما رسانه‌های انگلیس که به‌عنوان ابزار اجرایی سیاست‌های مداخله جویانه دولت بریتانیا فعالیت می‌نمایند ناچار به تغییر رویکرد و تلاش برای مصادره فضای سیاسی کشور در جهت اهداف خود شدند.

در این مقطع، رویکرد آنها در نقش سخنگویی مشارکت مردمی و استقبال عمومی ظاهر شد و از طریق کمپ دو نامزد هماهنگی سیاسی- روانی بخشی از جامعه را برعهده گرفتند. جالب است که اهمیت انتخابات ایران برای لندن تا آن حد بود که مجموعاً 55 خبرنگار از رسانه‌های انگلیس تحت عنوان پوشش انتخابات به ایران سفر کردند. این گروه 55 نفره رسانه‌ای بعد از پایان برگزاری انتخابات به دلیل اینکه نتیجه آنچه که آنها انتظارش را می‌کشیدند نبود، سخنگویی جریان تعرض و سپس اغتشاش را برعهده گرفتند.

در این مقطع بی‌بی‌سی فارسی با استفاده از تصاویر دوربین‌های غیرحرفه‌ای اغتشاشگران، دامنه تبلیغات آنها را به حوزه‌های بین‌المللی کشاند و زمینه را برای اظهارنظر مقامات انگلیس که همه امور رسانه‌ای را در پنهان مدیریت می‌کردند و سایر مقامات گستاخ اروپایی هموار ساختند.

شبکه‌های فارسی و انگلیسی بی‌بی‌سی به‌عنوان سردمداران موج جدیدی که هدفش مشوش نشان دادن نتایج انتخابات و ضربه به مشروعیت نظام و انتخابات بود زمام انتشار اخبار کذب و تحریک‌کننده را به دست گرفت و دور جدید جنگ روانی سیاسی را آغاز کردند. در راستای این جنگ روانی تجهیزات شبکه فارسی بی‌بی‌سی قبل از آغاز تظاهرات عده‌ای در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن (و حتی قبل از حضور پلیس) نصب می‌گردد اما از 10 هزار نفری که در انتخابات شرکت کرده‌اند تنها چند صدنفر که چهره بسیاری از آنها به‌عنوان معاندان نظام شناخته شده است حضور می‌یابند اما شبکه بی‌بی‌سی      ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1-بیانات در خطبه های نماز جمعه ی تهران 29/3/1388
فارسی لحظه به لحظه در جهت مشوش نشان دادن نتایج انتخابات آن را پررنگ پخش می‌نماید. ناگفته نماند این تعداد کم هم برای یک جریان خاص فعالیت تبلیغاتی می‌کردند، سازماندهی می‌شوند.
در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که یک وجه مشترک در سیاست انگلیس برای انتخابات لبنان و ایران وجود داشت که قابل توجه است. در جریان انتخابات لبنان 4 یا 5 هواپیمای بزرگ چارتر وظیفه انتقال لبنانی‌های مقیم انگلیس را به بیروت جهت شرکت در انتخابات از سوی دولت انگلیس برعهده دارد و سه هفته به 22 خرداد پروازهای ایران ایر با وجود جایگزین شدن پروازهای بزرگ بازهم با کمبود جا مواجه می‌شوند. البته این بار سیاست انگلیس بسیج چهره‌هایی است که می‌پندارند می‌توانند به عنوان اعضای اتاق فکر در روند رأی‌گیری مردم مؤثر باشند ولی عملاً نتیجه‌ای در بر نداشت بنابراین امروز به‌دلیل ناکامی در نتیجه انتخابات سیاست دولت انگلیس و رسانه‌های این کشور این است که حتی اگر صحنه توسط مخالفین واگذار شود باید از ایران سیمایی مشوش و از دولت چهره‌ای سرکوبگر به خارج منعکس گردد.

در همین راستا روزنامه تایمز که مواضعی نزدیک به دولت انگلیس دارد 25/3/88 می‌نویسد: «آنچه در ایران رخ داده کودتایی علیه کودتا بوده است.» میلی بند وزیر امورخارجه این کشور 88/3/23 می‌گوید: ایران را باید همچنان در قبال دل نگرانی‌های بین‌المللی درگیر نگه داشت (تحت فشار گذاشت) وی در اظهاراتی بی‌ادبانه و گستاخانه که دخالت در امور داخلی ایران است می‌گوید: «ملازمات حوادث اخیر در ایران را با نگرانی جدی دنبال می‌کنیم.»

به‌طور کلی باید گفت تاکتیک انگلیس قبل، حین و بعد از انتخابات ایجاد موج نرم علیه حاکمیت و نظام اسلامی در جهت استراتژی آنها که عدم توفیق احمدی‌نژاد برای دور بعدی ریاست جمهوری است طراحی شده اما تاکنون با وجود ده‌ها شیطنت نتوانسته به آن دست یابد.

شبکه بی‌بی‌سی و آتش بیاری معرکه

شبکه فارسی بی‌بی‌سی بی‌تردید یکی از اصلی‌‌ترین آتش‌بیاران آشوب‌های آن ایام بود.

شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی در رأس همه رسانه‌های معاند با ایران سرافراز، با ادعای اطلاع‌رسانی لحظه به لحظه از انتخابات دهم ریاست جمهوری عملاً به پایگاه انتشار تحلیل‌های ساختگی و برانگیختگی اجتماعی در ایران تبدیل شده است.

آنچه کارشناسان در ایام فتنه ابراز می‌داشتند که شبکه فارسی بی‌بی‌سی به منظور انجام شبکه براندازی نرم و با حمایت نیروی انسانی و مالی جریانی در داخل راه‌اندازی شده است طی روزهای منتهی به انتخابات و پس از آن عملاً به اثبات رسید.

نکته جالب توجه در این است که بی‌بی‌سی به‌رغم دریافت بودجه 15میلیون پوندی (22میلیون دلاری) وزارت امور خارجه انگلیس، قبل و پس از راه‌اندازی همواره به کسری بودجه و اعتراض مردم مالیات دهنده بریتانیا روبه‌رو بوده است، این در حالی است که در آن ایام مبادرت به افزایش پخش برنامه‌های زنده خود کرده، ‌به‌طوری که شب انتخابات مطابق روال قبلی برنامه‌هایش را تا پایان شمارش آرا و اعلام نتایج در قالب میزگرد، وب گردی، گفت وگو با کارشناسان، ارتباط مستقیم (نوبت شما)‌و. . . ادامه داد.

بی بی‌سی که در طول دوره فعالیت خود همواره از تنظیم و پخش خبر به شیوه شبه خبر (فیجرنیوز) و تلفیق سخت خبر (هارد نیوز)‌و نرم خبر (سافت‌نیوز)‌پیروی کرده است در آستانه انتخابات و پس از آن دقیقاً و دائماً با سوئیچ کردن این شیوه‌های خبری به یکدیگر، ‌اهداف شبهه‌سازی، بحران‌افکنی و هدایت افکار عمومی به انگیختگی و نضج آشوب را هدایت کرد.

این شبکه متعلق به استعمارگر پیر که در ایام فتنه، ‌خود را آماده بحران‌سازی اجتماعی کرده بود، پیشاپیش در اخبار و تحلیل‌های به اصطلاح کارشناسان سیاسی مسائل ایران، بحث تقلب را تئوریزه کرده و قاطعانه بر آن پای می‌فشرد که چنانچه احمدی‌نژاد رأی بیاورد شکی در تقلب وجود ندارد.

بی بی‌سی در چارچوب سناریوی خود، در قالب برنامه‌های زنده، بلافاصله پس از اعلام آمار‌های غیررسمی از منابع داخل ایران پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار (رئیس سازمان فدائیان خلق)‌و صادق صبا (تحلیلگر سیاسی)‌کلید زد و پس از این به تناوب انتشار خبرهایی از ایران، ارتباط مستقیم و. . . کارشناسانی مانند جمشید برزگر، هاشم احمد زاده، ‌احمد سلامتیان، سعید برزین، مسعود بهنود و. . . در استودیو و آدم‌هایی از احزاب و گروهک‌های داخل ایران هر لحظه به موازات اعلام آرای احمدی‌نژاد، ‌بر حملات و تثبیت و تلقین تقلب در انتخابات افزود به‌صورتی که نزدیک صبح و تا ظهر شنبه جملگی گزارش‌پراکنی این شبکه دستور حمله و اغتشاش و افزایش نارضایتی بود.

شیوه بارز بی‌بی‌سی در توفیق خود این بود که کلیت مباحث در یک دایره طراحی شده روش قورباغه پخته، کارکرد می‌یافت. بدین صورت که مثلاً کارشناسان استودیو دلایلی را درقالب تحلیل مطرح می‌کردند و سپس ارتباط مستقیم برخی آدم‌های معمولی تحت عنوان مخاطبان بی‌بی‌سی و بعد از این ارتباط با رئیس ستاد مردمی موسوی و سخنگوی ستاد مهدی کروبی و... مجدداً کارشناسان داخل استودیو و. . . جملگی صحبت‌های یکدیگر را کپی کرده و با کمی شاخ و برگ اضافه به خورد بینندگان این شبکه می‌دادند.

بی‌بی‌سی برای پیشبرد سناریوی خود، به خوبی از شیوه نرم خبر استفاده می‌کرد به‌طوری که در ساعت یک بامداد با اولین اعلام‌های غیررسمی آرا، سایت‌های بالا‌ترین و قلم نیوز را در قاب می‌گرفت که بوی تقلب می‌آید یا رأی‌های سفید را به حساب احمدی‌نژاد گذاشته‌اند و هرچه اعلام آرای احمدی‌نژاد بیشتر می‌شد لحن و نحوه بیان مطالب بی‌بی‌سی و آدم هایش تندتر می‌شد تا آنجا که در ساعت 2 و 20دقیقه بامداد سناریوی آنها به نقطه اوج خود رسید و درتمام این نوع انتشار، بی‌بی‌سی با استفاده از خبر سخت (‌البته تحریک‌آمیز )‌که هم اکنون موسوی و. . . به وزارت کشور رفته‌اند و سوئیچ آن به خبر نرم (درقالب گفت وگو و ارتباط مستقیم) و سپس شبه خبر در ارتباط با رئیس نهاد مردمی موسوی، کاملاً بحران‌سازی و تحریک مخاطب رقم زده می‌شد.

اکنون بیش از پیش دست بی‌بی‌سی رو شد. شبکه‌ای که به دلیل کسر بودجه بی‌بی‌سی رومانی را تعطیل کرد، مجانی به مخاطبان داخل انگلیس خط نمی‌دهد. اسپانسر آگهی ندارد و مشخصاً اغلب خبرنگاران آن از طیف‌های اصلاح‌طلب و مشاور آن یکی از سردبیران نشریات زنجیره‌ای توقیف شده است و ...، بنابراین چنین رسانه‌ای کسری بودجه خود را از کجا تأمین می‌کند و آیا با توجه به طیف فکری همکار این رسانه می‌تواند مدعی بی‌طرفی باشد، بی‌بی‌سی که از پخش اگهی قربانیان غزه خودداری کرد که مبادا مخاطبانش آن را نقض بی‌طرفی بی‌بی‌سی بدانند، اکنون با جمع یکطرفه‌ای چگونه می‌تواند مدعی خبر پراکنی چندسویه درباره ایران باشد؟ وجدان رکن چهارم دموکراسی در عملکرد بی‌بی‌سی درباره انتخابات دهم در رنج است آیا محکم به این قضیه رسیدگی خواهیم کرد؟

سابقه کاری بی‌بی‌سی

جنگ جهانی اول را جنگ روزنامه‌ای و جنگ جهانی دوم را رادیویی نامیده‌اند. اگر این خط زمانی را ادامه دهیم می‌توان نتیجه گرفت جنگ سرد (جنگ جهانی سوم) جنگی تلویزیونی بوده است اما جنگ جهانی جدید دنیای غرب در قالب مبارزه علیه تروریسم (که پوششی برای مبارزه با گسترش اسلام است و گاهی از آن به جنگ جهانی چهارم تعبیر می‌شود) منازعه‌ای با تلویزیون‌های ماهواره‌ای است.

در 7 دی 1319 شمسی یعنی در اولین سال جنگ جهانی دوم، بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی، کار خود را آغاز کرد. در این زمان رقیب جدی رادیو بی‌بی‌سی در ایران، رادیو «برلن» بود. اما در حال حاضر و با گذشت بیش از 66 سال از آغاز به کار رادیو بی‌بی‌سی اینک تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نیز به میدان دیپلماسی رسانه‌ای پا می‌گذارد. دیپلماسی رسانه‌ای در تعریف ساده آن به معنای ترسیم تصویری مطلوب از یک دولت در اذهان مردم یک کشور دیگر است تا از این طریق شرایط برای رسیدن به منافع تسهیل و آسان شود. همزمان با شکل‌گیری رسانه‌ها دوران دیپلماسی رسانه‌ای نیز آغاز شد و با گذشت زمان و شکل‌گیری رسانه‌های جدید دیپلماسی رسانه‌ای نیز متحول شده است. دیپلماسی تلویزیونی و دیپلماسی اینترنتی یا سایبر دیپلماسی واژه‌هایی هستند که نوآوری‌های اخیر را در این عرصه نشان می‌دهند.

جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید سفارتخانه‌ها متعلق به عصر کشتی‌های بادبانی است.

یعنی اگر دوران ماقبل شکل‌گیری رسانه‌ها سفارتخانه و سفیر یک کشور در کشوری دیگر سخنگو و نماینده تام‌الاختیار آن کشور محسوب می‌شد امروز دیگر اینگونه نیست چراکه کشورها با استفاده از رسانه‌ها مقاصد خود را به مخاطبان می‌رسانند. اما با شکل‌گیری شبکه‌های تلویزیونی برای کشورهای هدف می‌توان گفت سفارتخانه‌ها از درون ساختمان‌ها به درون شبکه‌های تلویزیونی نقل مکان کرده‌اند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که ناتوی فرهنگی دارای شاخه‌های متعدد و متنوعی است که یک بخش آن ناتوی خبری می‌باشد. ناتوی خبری در حلقه اول شامل منابع خبری غیرفارسی مانند آسوشیتدپرس، یونایتد پرس، رویترز و فرانس‌پرس و سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی، صدای امریکا و فاکس نیوز و. . . می‌باشد اما در حلقه دوم ناتوی خبری شبکه‌های خبری فارسی زبان قرار دارند. از میان آنها تلویزیون صدای امریکا دارای شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای بود و اینک به ناتوی خبری واحد جدیدی به نام تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نیز اضافه می‌شود.

بدیهی است این رسانه جدید در راستای جنگ روانی دولت انگلیس عمل خواهد کرد.

حسین فردوست یکی از برجسته‌‌ترین چهره‌های اطلاعاتی رژیم پهلوی که دوره‌های آموزشی خود را زیر نظر متخصصان سرویس جاسوسی انگلستان MI-6 گذرانده بود در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (جلد 1 صفحه 329) ذیل بحث جنگ روانی به بنگاه بی‌بی‌سی اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«بی‌بی‌سی یک سازمان تخصصی است که توسط یک کمیسیون عالی اداره می‌شود. در این کمیسیون برجسته‌‌ترین کارشناسان سیاست خارجی انگلیس عضویت دارند. ولی طبعاً این به معنای استقلال ارگان فوق نیست؛ بلکه بی‌بی‌سی خود یک ارگان مهم سیاستگذار در مجموعه نهادهای سیاسی انگلیس است و مسلماً در هماهنگی با
MI-6 عمل می‌کندو در کمیسیون عالی آن یک یا دو نماینده MI-6 حضور دارند. در رابطه با هر کشوری که برنامه پخش می‌شود نیز بی‌بی‌سی دارای یک کمیسیون تخصصی است. . . . نکته قابل توجه دیگر که در چارچوب آیین نامه جنگ روانی قرار دارد این است که مسلما بی‌بی‌سی در شرایط خاص و در موارد مهم کمیسیون عالی بی‌بی‌سی اجازه پخش اخبار ساختگی را می‌دهد».

به غیر از این موارد عملکرد این شبکه در مقاطع مختلف تاریخی نشان می‌دهد دولت انگلیس برای انجام عملیات فریب و پوشش هماره از این شبکه استفاده کرده است که به عنوان نمونه می‌توان به کتاب «حصاری از دروغ» که به زبان فارسی نیز ترجمه شده اشاره کرد.

تشکیل اتاق جنگ روانی در شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان

بررسی فعالیت‌های خبری شبکه تلویزیونی CNN در ایام فتنه نشان می‌دهد این شبکه تمام توان خود را در جهت بهره‌برداری از اغتشاشات بسیج کرده بود. گردانندگان CNN با قطع برنامه‌های عادی به‌طور ویژه به انعکاس تحولات ایران پرداخته و با استفاده از تصاویر دریافتی از بینندگان که قابل استناد نیست، حتی کم‌ترین معیارهای حرفه‌ای انتقال خبر را زیر پا گذاردند.

این شبکه حتی پا را فراتر گذارده و به آموزش اغتشاشگران روی آورد. شبکه مزبور در برنامه‌های مختلفی راه‌های هک کردن سایت‌های اطلاع‌رسانی کشور. . . را به بینندگان خود آموزش داد. همچنین این شبکه مصراً از بینندگان خواست هرگونه فیلم و عکس حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای از اغتشاشات اخیر را جهت بهره‌برداری به آدرس الکترونیکی CNN ارسال کنند.

لازم به یادآوری است در جریان جنگ غزه و تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی، برخی رسانه‌های غربی و سایت‌های اینترنتی به بهانه عدم ترویج خشونت از نمایش تصاویر و فیلم‌های این جنایات خودداری کردند.

از جمله اقدامات دیگر، سرویس یوتیوب با تجدید‌نظر در قوانین خود، نمایش فیلم‌های تحریک‌کننده عواطف و احساسات را مجاز اعلام کرد.

تحریک و ترغیب اغتشاشگران به ادامه خشونت و درگیری یکی دیگر از محورهایی بود که توسط CNN دنبال می‌شد. این شبکه حتی برنامه «لاری کینگ» را به موضوع ایران اختصاص داد و با تغییر ماهیت این برنامه و ادعای دریافت خبر فوری از ایران، دامن زدن به تنش و اغتشاش را پی گرفت. در این برنامه بازتاب اغتشاشات با استفاده از نظرات کارشناسان مختلف به ویژه کارشناسان غیرمنصف مورد بررسی قرار گرفت. همچنین صحنه‌هایی از زد و خورد نیروهای امنیتی به نمایش درآمد و نحوه برخورد دولت ایران در مصاحبه‌های مختلف به چالش کشیده شد.

نمونه‌های فوق که تنها گوشه‌ای از تلاش همه‌جانبه CNN در تحریک آشوبگران بود، این سؤال را در اذهان ایجاد می‌کرد که آیا زمان آن فرا نرسیده تا برخورد جدی با رسانه‌هایی که اصل بی‌طرفی و صداقت را در خبررسانی دنبال نمی‌کنند، صورت گیرد.

در حالی که دولت امریکا از اعطای ویزا به خبرنگاران ایرانی خودداری می‌کند باید صدور ویزا برای خبرنگاران امریکایی را در پرتو رویکردهای خصمانه آنها علیه امنیت و ثبات کشور مورد تجدید‌نظر جدی قرار داد و مسئولیت اصلی این گونه امور را نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در نیویورک بر عهده دارد که باید با نگاهی جدی‌تر با این گونه خصومت‌ها تعامل کرده و به‌طور دقیق تمامی اعمال و رویکردهای آنها را ثبت و رصد کند و از این مهمتر باید راهکارهایی حقوقی برای دادخواهی نسبت به این گونه اقدامات متاثر از خط‌مشی‌های صهیونیست‌ها توسط CNN را در دستور کار خود قرار دهد.

برنامه‌ریزی غرب برای 18 میلیون کاربر اینترنت در ایران

چندى پیش گزارشى از سوی وزارت خارجه اسرائیل منتشر شد که در آن به وجود 18 میلیون کاربر اینترنتى در ایران به عنوان یک فرصت نگاه کرده بود. چهارسال پیش هم وزارت خارجه اسرائیل همایشى با عنوان «اینترنت در ایران» برگزار کرد و در آن ضمن اظهار خرسندى از افزایش نفوذ «اینترنت ناسالم» در جامعه ایرانى و گسترش موسیقى هایى چون رپ و راک و. . . را از طریق اینترنت امیدوارکننده دانسته بود.

در این گزارش آمده بود: «بخشى از سازمان اطلاعات مرکزى امریکا وظیفه دارد ضمن آلوده کردن اینترنت براى ایرانیان، در سایت وبلاگ هاى ایرانى به جست‌وجو پرداخته و پس از جمع آورى و ترجمه اطلاعات به دست آمده، آنها را آنالیز نموده و مورد بهره‌بردارى قرار دهد.»

واقعیت آنست که امریکاییان، به‌ویژه صهیونیست هاى امریکایى در اجراى این پروژه شدیدا فعالند چنانچه بنیاد سوروس یکى از شاخه‌هاى فعال این پروژه امریکایى- صهیونیستى است.

در تعریف این بنیاد مى خوانیم: بنیاد سوروس (Soros Foundation)، با نام اصلى بنیاد جامعه باز (Open Society Institute (OSI
که متعلق به جورج سوروس یهودى است.

سوروس یک یهودى مجار تبار امریکایى است و سال‌هاى متمادى است که با تشکیل یک شرکت سرمایه گذارى و یک سازمان مطالعاتى حقوق‌بشر در بیشتر نقاط جهان به نفع توسعه صهیونسیم فعالیت مى کند. هدف این مؤسسه، آن طور که خود عنوان مى کند ایجاد و حفظ ساختارها و نهادهاى جامعه باز است. خود مؤسسه و رسانه‌هاى غربى فعالیت بنیاد مذکور را از کمک انسان‏دوستانه گرفته تا بهداشت عمومى و رعایت حقوق‌بشر و اصلاحات اقتصادى عنوان مى‏کنند، ولى‏عده‏اى به‏درستى به خاطر دست داشتن این مؤسسه در انقلاب‏هاى رنگى، هدف این مؤسسه را براندازى نرم و خاموش کشورهاى مختلف مى‏دانند.

سوروس در بیش از 30 کشور جهان از جمله جمهورى هاى آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراین، تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و مولداوى داراى نمایندگى هاى فعال است.

بنیاد سوروس در انقلاب مخملى (Rose Revolution) گرجستان، نقش مهمى را ایفا کرد. در گرجستان با صرف 20 میلیون دلار به حمایت از مخالفین شوارد نادزه (Shevardnadze) برخاست.

دولت امریکا، با وجود اینکه گرجستان در لشکرکشى امریکایى به عراق مشارکت داشت، تصمیم به برکنارى شوارد نادزه گرفت. دلیل این تصمیم، موضع دوپهلوى او در قبال روسیه بود که به منظور حفظ موقعیت خود و جلوگیرى از وخامت اوضاع، مایل به تداوم مناسبات خوب با مسکو بوده است. 

رئیس بنیاد سوروس که به زعم خود آن طور که به وى نسبت براندازى داده اند، نیست و در مورد وى اغراق شده است جهت براندازى دولت نادزه حدود 500 هزار دلار در شبکه روستاوى 2 که نقش برجسته اى در انقلاب مخملى گرجستان داشت، سرمایه گذارى نمود تا از این طریق ضمن تشویق مردم به شورش، با آموزش لازم آنها را براى رسیدن هرچه زودتر به انقلاب نزدیک نماید!!

فعالیت سوروس در گرجستان تا آنجا ادامه یافت که پس از استعفاى نادزه و تشکیل دولت جدید، چهار نفر از اعضاى دولت جدید (گرجستان) وزراى‏ آموزش و پرورش، دادگسترى، دارایى و ورزش جوانان) وابسته به بنیاد جورج سوروس بودند و قبلاً کارمند دفاتر وى محسوب مى شدند.

پس از وقوع انقلاب مخملى در گرجستان، جورج سوروس با اعلام رضایت از این مسئله تصریح کرد که در سایر کشورهاى آسیاى میانه از این اقدامات حمایت خواهد کرد.

روند کارى بنیاد سوروس به این شکل بود که این بنیاد، مرکزى مطالعاتى را در کشورهاى مختلف فعال مى کرد و سپس با ارزیابى مخالفان دولت مرکزى و حمایت از مطبوعات مخالف دولت زمینه را براى انقلابى آرام فراهم مى نمود.

عمده‏‌ترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهاى آسیاى میانه و قفقاز است. در واقع براى اولین بار در سال 1997 و در جریان ورشکستگى مالى و اقتصادى کشورهاى جنوب شرق آسیا، فعالیت بنیاد مذکور به آسیاى میانه کشیده شد و در کشورهاى این منطقه نمایندگى هایى را تحت عنوان «جامعه باز» تأسیس نمود.   

یکى دیگر از اقدامات بنیاد سوروس در کشورهاى آسیاى میانه به ویژه آذربایجان، آلوده ساختن جمعیت جوان این کشورها است. در همین ارتباط روزنامه» اولایلار» وابسته به وزارت امنیت ملى جمهورى آذربایجان از تلاش بنیاد مذکور براى گسترش موادمخدر در این کشور در پوشش برنامه مبارزه با موادمخدر خبر داد تا از این طریق جوانان این کشور را فاسد نماید. از سوى دیگر با توجه به بافت مذهبى جمهورى آذربایجان بنیاد سوروس براى از هم پاشیدن بنیادهاى اجتماعى و مذهبى این کشور تلاش مى کند. علاوه بر این نمایندگى بنیاد مذکور در آذربایجان تاکنون 20 میلیون دلار در راستاى فعال سازى رسانه ها و سازمان‌هاى غیردولتى علیه دولت این کشور هزینه نموده است.

همچنین باید توجه داشت که بنیاد سوروس از مؤسسات و مراکزى که به دنبال ایجاد نافرمانى مدنى در جمهورى اسلامى ایران هستند حمایت مى کند. مهمترین مورد آن حمایت و پشتیبانى بنیاد سوروس از مرکز ویلسون است که هاله اسفندیارى از مدیران بخش خاورمیانه اى آن است. 

طبق اعتراف هاله اسفندیارى، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه خاورمیانه اى مرکز ویلسون به دنبال ایجاد یک شبکه ارتباط غیر رسمى در جهت عملى نمودن اهداف براندازانه‏ نظام بوده است.

هدف براندازى نرم، سرنگون سازى حکومت ها با کمترین هزینه است. پروژه بی ثبات سازى، یکى از روش ها و راهکارهاى جنگ نرم یا مبارزه بدون خشونت است. در این رویکرد تلاش مى شود تا کاراترین روش ها وتا حد امکان با کمترین خشونت براى براندازى و نابودى حکومت هاى رقیب، آموزش داده شود. یکى از نظریه پردازان مطرح در این زمینه «جین شارپ» داراى دکتراى فلسفه از دانشگاه آکسفورد و از بنیانگذاران «موسسه آلبرت انشتین» در کمبریج ماساچوست، است. مهمترین اثر «جین شارپ» در این زمینه کتاب democracyfrom dictatorship toاست که به فارسى «از دیکتاتورى به دموکراسى» ترجمه شده است.

برخى از آثاردیگر شارپ: سیاست مبارزه بدون خشونت (1973)، گاندى به عنوان یک استراتژیست سیاسى (1979)، قدرت اجتماعى و آزادى سیاسى (1980)، دفاع مبتنى بر افراد غیر نظامى و بسیارى دیگر که عمدتا در همین راستاست. آخرین اثر شارپ با عنوان «کاربرد کنش بى خشونتى: تمرین قرن بیستم و پتانسیل آن در قرن بیست و یک» در ماه ژوئن 2005 منتشر شد. این کتاب کارهاى قدیمى شارپ را در بر مى گیرد با مثا ل هایى که این روش‏ها در آن‏ها عملا به کار برده شده‏اند و همینطور درس هایى که براى براندازان نرم در آن وجود دارد.  

با نگاهى به آثار شارپ و توصیه هاى او در مى یابیم که در طى دهه گذشته، افرادى در ایران تلاش کردند در بالاترین سطوح این توصیه ها را به‏ مل درآورند.

1 - عریضه نویسى و تنظیم نامه هاى سرگشاده به مقامات عالى رتبه نظام، مانند نامه 136 تن از نمایندگان دوره ششم مجلس شوراى اسلامى به مقام معظم رهبرى در4خرداد 1382 و نامه بیش از یکصد نماینده مجلس ششم به رئیس جمهور در آستانه انتخابات مجلس هفتم درباره نبود آزادى انتخابات و یا بیانیه هاى امضا شده توسط گروه هاى اپوزیسیون در حمایت از اکبر گنجى (مطابق با دومین شیوه پیشنهادى جین شارپ در کتاب ازدیکتاتورى تا دموکراسى(

2 - برگزارى سوگوارى هاى سیاسى، مانند برپایى یادمان فاجعه نیویورک از سوى حزب مجعول پاک، با مجوز برپایى ازسوى وزارت کشور در 27 شهریور1380 و برگزارى سالانه مراسم بزرگداشت دکتر مصدق، مهدى بازرگان، یدالله سحابى ومقتولین پرونده قتلهاى زنجیره‏اى و... (مطابق با شیوه پیشنهادى مذکور در شماره 43کتاب از دیکتاتورى تا دموکرا سى(

3 - بازپس گیرى بیعت ونفى مشروعیت نظام و اصل ولایت فقیه و شخص رهبرى (برابر با شیوه پیشنهادى مذکور در شماره 120 کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى(

4 - برگزارى میتینگ ها و تجمعات حمایتى یا اعتراض آمیز که به عنوان نمونه مى توان به تجمع اعتراض آمیز دفتر تحکیم وحدت و جنبش هاى دانشجویى نسبت به توقیف روزنامه سلام، محاکمه غلامحسین کرباسچى و عبدالله نورى و ردصلاحیت دکتر معین براى نامزدى نهمین دوره ریاست جمهورى اشاره کرد (مطابق با چهل و هشتمین شیوه پیشنهادى مذکور در کتاب ازدیکتاتورى تا دموکراسى(

5 - طرح خروج از حاکمیت که از سال 1381به عنوان یکى از موضوعات اصلى وارد لیست واکنشهاى سیاسى اصلاح طلبان شد و تا آخر نیز ادامه یافت (مطابق با شیوه پیشنهادى مذکور در شماره 51 کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)
 
6 - استعفاى تدریجى ودسته جمعى، مانند استعفاى اعتراض آمیز دکتر معین از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و استعفاى دسته جمعى 108 نفر از نمایندگان مجلش ششم در دوازدهم بهمن 1382 و تهدید به استعفاى جمعى از استانداران دولت خاتمى در ماجراى رد صلاحیت تعدادى از نمایندگان مجلس ششم (مطابق با پیشنهاد شماره 113 مذکور درکتاب ازدیکتاتورى تا دموکراسى(

7 - تحصن، که مهمترین آنها تحصن سه هفته اى نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم در اعتراض به رد صلاحیت جمعى ازنمایندگان مجلس، براى نامزدى مجلس هفتم که بازتاب هاى بسیار وسیعى در رسانه هاى غربى داشت (مطابق با پیشنهاد شماره 68 مذکور در کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى(

8 - آبستراکسیون واخلال در کار مجلس که از مهمترین آنها آبستراکسیون نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم شوراى اسلامى یک روز پس از اعلان نظر شوراى نگهبان بود. این روش با پیشنهاد فراکسیون اکثریت (جبهه مشارکت) در تاریخ 21دى ماه 1382به اجرا گذاشته شد (برابر با پیشنهاد شماره 172 مذکوردر کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

9 - اعتصاب غذا، نظیر اعتصاب یک ماهه اکبر گنجى که موجب جلب حمایت اپوزیسیون داخل و خارج کشور و حمایت علنى و صریح اروپا و دولت بوش شد (برابر با شیوه پیشنهادى مذکور در شماره 159 کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

10 - روزه سیاسى که از سوى نمایندگان اصلاح طلب مجلس شوراى اسلامى پیشنهاد و اجرا شد. (مطابق با پیشنهاد شماره 159 مذکور در کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

11 - تحریم انتخابات که در مقاطع مختلف از جمله انتخابات شوراى شهرها و روستاها، انتخابات مجلس هفتم و نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى از سوى بسیارى از احزاب وابسته به جبهه اصلاحات مورد تأکید قرار گرفت (مطابق با پیشنهاد شماره 124 مذکور در کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

12 - جایزه هاى دروغین با انگیزه هاى صرفا سیاسى، مثل جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادى (مطابق با پیشنهاد شماره 14 مذکور در کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

13 - چاپ سفید قسمت هایى از صفحات روزنامه، در اعتراض به سانسور و ممنوعیت برخى از مطالبات مانند: اقدام برخى از روزنامه ها پس از اعلام ممنوعیت چاپ نامه نمایندگان مجلس ششم به مقام معظم رهبرى از سوى‏شوراى عالى امنیت ملى (مطابق با شیوه پیشنهادى مذکور در کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

14 - تلاش براى به تعویق انداختن زمان برگزارى انتخابات مجلس هفتم، از سوى وزارت کشور در 9 بهمن 1382 که در واقع نوعى نافرمانى، براى ابراز ناخشنودى از تصمیم شوراى نگهبان بود (مطابق با شیوه پیشنهادى مذکور در شماره 114 کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

15 - مقاومت و تمرد از قوانینى که در نگاه خود، آن را نامشروع و غیر عادلانه مى دانستند، مانند: ثبت نام جمعى از غیر مجتهدین در انتخابات خبرگان سوم رهبرى در اعتراض به شرط اجتهاد و ثبت نام تعدادى از مخالفین برخى از اصول قانون اساسى از جمله اصل مربوط به ولایت فقیه در انتخابات مجلس شوراى اسلامى و ریاست جمهورى (مطابق با اصل 141 مذکور در کتاب از دیکتاتورى تا دموکراسى)

در نهایت روشن است که براندازى نرم و تلاش امریکا و صهیونیسم جهانى نه تنها توهم نیست بلکه به عنوان یک واقعیت در حال اجراست و نیروهاى انقلابى مسلمان باید هشیارانه با عوامل و حرکات آن برخوردى بصیرانه داشته باشند.

بودجه 400 میلیون دلاری سیا برای آشوب پس از انتخابات

پل کریگ رابرتز، سیاستمدار سابق امریکایی اخیرا با انتشار گزارشی تحلیلی به افشای نقش دولت امریکا در طراحی آشوب های پس از انتخابات در ایران پرداخته که این گزارش مورد توجه وسیع نشریات انتقادی امریکا قرار گرفته است.

رابرتز با بیان این مطلب که خاطره تلخ دخالت‌های پیشین امریکا در تجربه های دموکراتیک ایرانیان، هنوز در ذهن این ملت باقی مانده است؛ این پرسش ها را مطرح کرد که «رسانه های امریکایی به چه میزان به انتخابات کشورهایی مثل ژاپن، هند، آرژانتین یا دیگر کشورها توجه نشان می دهند؟» و یا «چه تعداد از مردم امریکا یا خبرنگاران امریکایی می‌دانند که چه کسی در راس کشورهایی مثل انگلستان، فرانسه یا آلمان است؟ چه کسی می تواند اسم رهبران سیاسی سوئیس، هلند، برزیل، ژاپن یا حتی چین را نام ببرد؟» این در حالی است که هم اکنون بسیاری از امریکاییان می دانند که رئیس جمهور کنونی ایران، محمود احمدی‌نژاد است و این آگاهی به این خاطر است که رسانه‌های امریکایی هر روز اقدام به ایجاد هجمه تبلیغاتی علیه احمدی نژاد می کنند و وی را خطرناک معرفی می کنند.

رابرتز سپس با اشاره به توافق تمامی مسئولان جمهوری اسلامی ایران در جلوگیری از نفوذ امریکا می افزاید: بد جلوه دادن احمدی نژاد در رسانه های امریکایی، نشان دهنده نادانی ایالات متحده امریکاست، زیرا رئیس جمهور ایران تنها تصمیم گیرنده این کشور نیست و هیچ یک از رهبران سیاسی ایران نمی خواهند که انقلاب ایران توسط پول های امریکایی و در پوشش انقلاب های رنگین مورد آسیب قرار گیرد.

این مقاله سپس با اشاره به دخالت های بی‌مورد امریکا در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران می نویسد: رسانه های تحت کنترل دولت امریکا که می توان آنها را وزارت تبلیغات و پروپاگاندای امریکا نامید به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد واکنش نشان داده و با پخش بدون وقفه گزارش ها از اعتراضات داخلی ایران کوشید تا بروز تقلب در انتخابات ایران را به جهانیان القا کند. اما رسانه های امریکایی در حالی می کوشند انتخابات ایران را بدون هیچ دلیل و مدرکی بی اعتبار معرفی کنند که تنها واکنش این رسانه ها به تقلبات مستندی که در جریان اولین دور انتخاب جورج بوش به ریاست جمهوری امریکا وجود داشت، رد این مطلب بود.

این سیاستمدار سابق امریکایی در ادامه گزارش خود خاطر نشان می سازد: سران کشورهای وابسته ای همچون بریتانیای کبیر و آلمان نیز به خط عملیات تبلیغات روانی امریکا وارد شده اند. به‌طوریکه دیوید میلیبند، وزیرخارجه بدنام انگلستان در دیدار وزرای اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ، نسبت به صحت پیروزی احمدی نژاد ابراز تردید کرد.

رابرتز می افزاید: البته مشخص است که میلیبند هیچ منبع اطلاعاتی مستقلی ندارد و خیلی ساده دستورالعمل های واشنگتن را دنبال می کند، به طوریکه تنها به ادعای بدون پشتوانه کاندیدای شکست خورده انتخابات ایران استناد می کند؛ کاندیدایی که از سوی امریکا بر احمدی نژاد ترجیح داده می شد. از سوی دیگر آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز از سفیر ایران خواست تا «شفافیت بیشتری» در انتخابات ایران ایجاد شود.

رابرتز سپس با اشاره به برخی اظهارات افراطی برخی گروه های تندروی امریکایی که انتخابات ایران را کودتا نامیده بودند این سوال را مطرح کرد که منبع اطلاعاتی رسانه های امریکایی و دولت های وابسته به امریکا چیست؟ این دیپلمات سابق امریکایی در پاسخ به این سوال می گوید: این منبع چیزی نیست جز اظهارات کاندیدای شکست خورده ایران که امریکا نیز ترجیح می داد وی پیروز انتخابات ایران باشد. این در حالی است که نتایج منتشر شده از نظرسنجی مستقل صورت گرفته توسط «مرکز غیرانتفاعی نظرسنجی عمومی» و موسسه «نیو امریکن فاندیشن»، چند هفته مانده به انتخابات ایران از برتری احمدی نژاد خبر داده بود. در بخشی از گزارش این نظرسنجی آمده: «متخصصان زیادی انتخابات ایران را غیرمعتبر و خدشه دار معرفی می کنند اما این در حالی است که نظرسنجی عمومی ما، سه هفته قبل از برگزاری انتخابات نشان داد که احمدی نژاد با در اختیار داشتن بیش از نیمی از آرا، از رقبای خود پیشی می گیرد.

کمک امریکا به اغتشاشگران

نویسنده مقاله سپس با اشاره به کمک های امریکا به اغتشاشگران در ایران می نویسد: گزارش های زیادی وجود دارد که از برنامه دولت امریکا برای بی ثبات سازی ایران خبر می دهند. گزارش هایی وجود دارد که حاکی از کمک مالی دولت امریکا به بمبگذاری و کشتار در داخل ایران است. طبق یکی از این گزارش ها، ژنرال «میرزا اسلم بیگ»، رئیس سابق ارتش پاکستان طی گفتگوی رادیویی اعلام کرد: اسناد بی چون و چرایی وجود دارد که بر دخالت امریکا در قضایای انتخابات ایران دلالت دارد. این «اسناد ثابت می کند که سازمان سیا، 400 میلیون دلار در داخل ایران به منظور بروز آشوب های پس از برگزاری انتخابات، هزینه کرده است.»

دستیار سابق وزارت خزانه داری امریکا می‌افزاید: در صورتی که از نظر عاقلانه به انتخابات ایران بنگریم باید از ایرانیان پرسید که اگر کشور شما از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی به‌طور مداوم تهدید به جنگ یا حتی حمله هسته ای شود، آیا شما ترجیح می‌دهید که بهترین مدافع خود را رها کنید و کسی را انتخاب کنید که از سوی امریکا و اسرائیل ترجیح داده شده است؟ وی سپس خطاب به مدعیان تقلب در انتخابات ایران می گوید: آیا شما باور می کنید که مردم ایران به کسی رای داده باشند که ایران را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذ امریکا باشد؟ رابرتز در بخشی از گزارش خود با تاکید بر تاریخ کهن و فرهنگ بالای ایرانیان می نویسد: درصد کمی از جوانان ایرانی به دلیل برخی لذت جویی های شخصی، وابسته به غرب هستند که این افراد به راحتی توسط پول های امریکا سازمان دهی می شوند تا با دولت ایران و موازین اسلامی این نظام به مخالفت بپردازند.

اما در این میان تأکید‌رسانه‌های خارجی مبنی برانجام تقلب در انتخابات ایران و حمایت از آشوب‌های خیابانی با توجیه نادیده انگاشته شدن رأی مردم، حمایت‌های بیگانگان از انقلاب رنگی، جریان مزبور را عیان ساخت. بی شک آشفته ساختن فضای سیاسی جامعه،کسب مساعدت بین‌المللی، ایجاد فشار به حکومت از سوی بیگانگان تحت عناوینی همچون جریمه‌های دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی و کاهش به رسمیت شناختن رئیس‌جمهورمنتخب از جمله کارویژه‌های نیروهای بیگانه می‌باشد. از دیگر سو آنچه که درتمامی‌انقلاب‌های رنگی به عنوان وجه مشترک مطرح است حمایت کشورهای خارجی و تکیه بر برخی از منابع آنها می‌باشد. به‌طورمشخص بر اساس مشاهدات شهروندان تهرانی سفارتخانه‌های کشورهای انگلیس، فرانسه و استرالیا در آشوب‌های روز شنبه تهران به آشوب‌طلبان و تروریست‌هایی که از بیم دستگیری متواری بودند، پناه دادند. باتوجه به اخبارمزبورکاملاً می‌توان دریافت جریان مزبور پایی نیز در کسب حمایت‌های بیگانگان و فضاسازی‌های بین‌المللی آنان دارد.

نتایج سرمایه گذاری های غرب در رسانه

سیطره خبری وروانی غرب بر افکار عمومی ، با سرمایه‌گذاری هنگفت به دست آمده است. بیش از نیمی از کارمندان خبرگزاری‌ AP در خارج این کشور مشغول به کار هستند و 240 دفتر در سراسر دنیا دارند. یعنی در برخی کشورها چند دفتر را در مناطق مختلف تأسیس کرده‌اند.

سرویس بین‌الملل AP روزانه 14 میلیون کلمه خبر تولید می‌کند . خبرگزاری فرانسه در 120 کشور دنیا دفتر دارد و رویترز در 200 شهر دنیا دفتر دارد و به 19 زبان اخبار خود را منتشر می‌نماید.

در سفری که اخیراً دو نفر از مدیران ارشد AP به فارس داشتند، می‌گفتند که ما در غزه 18 خبرنگار داشتیم. آیا AP دلش برای مردم فلسطین سوخته است یا آنکه می‌خواهد انحصار خبری خود را در انعکاس وقایع غزه حفظ نماید. آن‌قدر در صحنه های خبری پرقدرت و گسترده حضور می‌یابند که رسانه‌های دیگر ناچارند وقایع غزه را به روایت خبری و تصویری AP منتشر نمایند.

به راستی چرا AP علاوه بر سرمایه‌گذاری روی انتشار اخبار در فضای مجازی، اقدام به تأسیس رادیو و تلویزیون هم می‌کند؟

آیا جمهوری اسلامی ایران توانسته است در پرونده هسته‌ای، حرف خود را از طریق رسانه‌هایش به گوش جهانیان برساند؟ کدام خبرگزاری ما توانسته است تصویر واقعی و شفافی از حقوق هسته‌ای ملت ایران به مردم دنیا و به رسانه‌های دیگر، مخابره نمایند. اگر شما جستجویی در گوگل و دیگر موتورهای جست‌وجو داشته باشید، بالای 90 درصد حجم اخبار و گزارش‌های مربوط به پرونده هسته‌ای ایران به روایت سه خبرگزاری رویترز، AP و فرانسه است.

میدان رقابت در خبرگزاری‌های داخلی الان سر این موضوع است که کدام خبرگزاری خبر سخنرانی فلان وزیر یا مدیر اجرایی و قضایی را چند دقیقه زودتر روی خط فرستاده یا این خبر تولیدی در چند روزنامه کشور استفاده شده است.

چرا باید خبرگزاری ای که حرف اول را در داخل کشور از حیث تعداد خبر، فراگیری حوزه‌های خبر، میزان مراجعه کاربران اینترنتی، سرعت ارسال خبر و دهها فاکتور دیگر حرفه‌‌ای، مورد توجه رسانه‌های کشور است، از تأسیس یک دفتر خبری در عراق یا ترکیه یا افغانستان که به نوعی مناطق و حریم امنیتی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شوند، محروم باشد؟

زمانی که ما میدان رسانه را به غربی‌ها واگذار می‌نماییم آن وقت برای ما واژگان‌سازی می‌کنند. جنبش‌های بیداری مردمی و ضدامپریالیستی را به واژه تروریسم ترجمه می‌نمایند. مأموران اطلاعاتی غرب را شهروند می‌نمایند و یا حتی در عرصه‌‌های اقتصادی، رواج صنایع «مونتاژ»‌را به «مدرنیزاسیون» ترجمه می‌کنند و حکومت‌های دست‌نشانده غرب را میانه‌رو می‌نامند.

قطعاً میلیون‌ها واژه‌ای که به سوی ما شلیک می‌شود با یک پشتوانه نظری است.اگر امریکایی‌ها به 60 زبان دنیا خبر منتشر می‌کنند و آژانس رسانه‌ای امریکا 700 میلیون دلار بودجه برای برنامه‌‌های رادیو تلویزیونی مخصوص ایران بودجه تخصیص می‌دهد، نشان می‌دهد که به اهمیت خبر و رسانه‌پی‌برده‌اند.

چرا بوش نومحافظه‌کار که در اوایل ریاست جمهوری‌اش می‌گفت قدرت از لوله تفنگ سخن می گوید، در ماههای آخر ریاست جمهوری‌اش در دیدار با وبلا‌گ‌نویسان کشورهایی چون ایران، چین، کوبا، ونزوئلا، بلاروس و سودان، به صراحت می‌گوید وبلاگ‌ها رسانه‌های کوچک هستند که می‌توانند انقلاب‌های بزرگ به وجود آورند؟

اگر خبرگزاری‌های داخلی روی بخش بین‌الملل می‌توانستند هزینه کنند نباید ما صحنه تحقیر امریکا در عراق و افغانستان را از دست می‌دادیم. کدامیک از حاضران در این جلسه، طی پنج سالی که از حمله امریکا به عراق می‌گذرد تصویر یک سرباز کشته شده امریکایی را که اعضای بدن و پیکر او غرق در خون و اعضای بدنش بر اثر انفجار خمپاره و مین متلاشی شده باشد، دیده است؟ تصویر کدام سرباز امریکایی را که از ترس خودکشی کرده است در رسانه‌های دیداری مشاهده کرده است؟ کدامیک از شما تصاویر سربازان کشته شده امریکایی را در افغانستان دیده‌اید؟ در طول شش سال گذشته، با وجود صدها خبرنگار و عکاس و فیلمبردار در عراق و افغانستان و با وجود کشته شدن بیش از 6 هزار امریکایی( طبق آمار رسمی) و براساس آمار غیررسمی که 20‌هزار نفر کشته شده‌اند، چه تصویری از این کشته‌ها دیده‌اید؟ چرا ما روایت جنگ 33 روزه را به دست رسانه‌های غرب دادیم و چرا در غزه حضور جدی نداشته‌‌ایم؟ چرا خبرگزاری‌های ما نباید در امریکا دفتر داشته باشند اما تهران به کلکسیون رسانه‌های خارجی تبدیل شده است و در برهه‌هایی بیش از 300 خبرنگار و عکاس در تهران حضور پیدا می‌کنند؟

چرا باید عکاس یک رسانه استرالیایی، به جرم عکاسی از یک سرباز مجروح امریکایی از عراق اخراج شود؟ چرا در هنگام حمله امریکا به عراق، اولین گروهی که به کویت وارد می‌شوند، تیم رسانه‌ای امریکا و خبرنگاران سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز هستند؟ و بی‌دلیل نیست که می‌گویند بغداد را سی‌ان‌ان فتح کرد.

یکی از ویژگی‌های مهم رسانه‌های غربی، فرهنگساز بودن آنهاست. این رسانه‌ها با تولید حجم بالای خبر و تحت‌الشعاع قرار دادن تولیدات بومی کشورهای ضعیف‌تر، پیام خود را القا می‌نمایند.از سوی دیگر ازدیاد روزافزون اطلاعات و گیجی و سردرگمی مخاطبان باعث شده تا حق انتخاب از مخاطبان سلب شود.

در حالی که رسانه‌های غربی سخت به دنبال فرهنگ‌سازی هستند، اما ما در حوزه خبری نتوانسته‌ایم این جریان‌سازی را به پیش ببریم و هنوز اسیر فرهنگ‌سازی‌های آنان در بخش‌های مختلف ورزشی، اقتصادی، فرهنگی و... هستیم. آن‌قدر در کوره‌هالیوود می‌دمند که جوان ما شیفته فیلم‌های هالیوودی است، شلوار جین می‌پوشد و عشق او مک‌دونالد همراه با پپسی‌‌کولاست. آنان برای مردم ما هویت‌سازی می‌کنند و پایبندی‌های ذهنی برای نسل جوان ما در مقولات حقوق بشر و دموکراسی و ولنگاری می‌سازند.

آنان به نام خبر، نظر می‌فروشند. درک ما از فضا و زمان و مکان، بر مبنای واقعیت هایی است که آنان ساخته یابازسازی کرده‌اند. آنان تصویر را جانشین واقعیت کرده‌اند.

ژنرال ها و سربازان جنگ نرم چگونه عمل می کنند

تحولات بین‌المللى بعد از جنگ سرد به گونه‌اى شکل گرفته که در واکنش به آن به تدریج ناتو، از قالب صرفاً نظامى خارج شده و کار ویژه‌هاى دیگرى را براى خود تعریف می نماید. بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی که هدف اصلی شکل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی که سیاست خارجی ایالات متحد امریکا بر اساس یک دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه کردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای «جنگ تمدن ها » نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلکه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام، شاهدیم که دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری امریکا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد کرده که به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را «ناتوی فرهنگی» نام گذاشت. بیانات مقام معظم رهبرى در مورد «ناتوى فرهنگی» اشاره‌اى ظریف به شرایط بین‌المللى کنونى دارد. تشکیل مجدد کمیته فرهنگى سازمان سیاى امریکا، تصویب برنامه‌هاى نفرت‌زدایى وزارت امور خارجه آن کشور، دستکارى‌در متون فرهنگى و ادبیات سیاسى کشورهاى اسلامی، تاسیس و تقویت رسانه‌ها به ویژه شبکه‌هاى ماهواره‌اى رادیویى تحت نظارت سیا و کنگره امریکا جهت ایجاد امواج خبرى علیه کشورهاى هدف، تصویب بودجه 70 میلیون دلارى براى دخالت در امور داخلى ایران و سیاست‌هاى مشابه دیگر، شاخصه «ناتو»فرهنگى در نظم نوین بین‌المللى مى‌باشند.

ناتوی فرهنگی به روایت مقام معظم رهبری

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفری که سال 1385 به استان سمنان داشتند در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان در مورد ناتوی فرهنگی فرمودند: «من پریروز در روزنامه ـ البته سه، چهار ماه قبل از این، من مقاله اش را دیده بودم ـ گزارشی از تشکیل «ناتوی فرهنگی» را خواندم. یعنی در مقابل پیمان ناتو که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یک مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند؛ اما برای سرکوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و ... از آن استفاده می کردند ، حالا یک ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناکی است . البته حالا هم نیست ؛ سال‌هاست که این اتفاق افتاده است.

مجموعه زنجیره به هم پیوسته رسانه های گوناگون – که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیون‌ها و رادیوها – در جهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته تحولات جوامع را به عهده بگیرند ؛ حالا که دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است. در گرجستان که یک تحول سیاسی اتفاق افتاد و جابه‌جایی قدرت انجام گرفت ، یک سرمایه دار امریکایی و صهیونیست یهودی – البته اسمش معروف است ، من نمی خواهم اسمش را بیاورم – اعلام کرد که من ده میلیون دلار در کشور گرجستان خرج کردم و تحول سیاسی ایجاد کردم ؛ خیلی راحت. 10‌میلیون دلار خرج می کنند ، یک حکومت را کنار می گذارند ، یک حکومت دیگر را سر کار می آورند ! اینها باید روی مردم اثر بگذارند ؛ باید اجتماعات درست کنند . در اوکراین هم همین کار را کردند؛ در جاهای دیگر هم همین کار را کردند. گاهی اوقات تأثیراتشان به شکل دیگری است و تعیین کننده است؛ شاید این را در یک جمع دانشجویی دیگر گفته باشم که ماهاتیر محمد ، نخست وزیر سابق مالزی – که بسیار هم آدم پرکار و دقیق و جدی و پایبندی بود – به تهران آمد ، به دیدن من هم آمد ؛ همان اوقات بود که تحولات گوناگونی در آسیای شرقی اتفاق افتاده بود ؛ در مالزی ، اندونزی و تایلند و زلزله اقتصادی به وجود آمده بود . همین سرمایه‌دار صهیونیستی و بعد سرمایه دارهای دیگر ، با بازیهای بانکی و پولی توانستند چند تا کشور را به ورشکستگی بکشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت : من فقط همین قدر به شما بگویم که ما یک شبه گدا شدیم ! البته وقتی کشوری وابستگی اقتصادی پیدا کرد و خواست نسخه های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را عمل بکند ، همین طور هم خواهد شد .

تلاش شکست خورده امریکا برای انقلاب رنگی در ایران

در شهریور سال 88 شاهد پخش برنامه ای دو قسمتی باعنوان «به اسم دموکراسی» از سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم. در این برنامه، سه تن از سربازان جنگ نرم (هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو) که به ارتباطات فامیلی و کاری با خاندان رژیم سابق به ویژه فرح پهلوی اذعان داشتند، پرده هایی از یک سناریو و ماموریت طراحی شده در آن سوی مرزها را به تصویر کشیدند.

این پروژه که با اسامی گوناگونی همچون «‌براندازی نرم»، «انقلاب مخملی»، «کودتای سفید»، «کودتای نرم» و «انقلاب رنگی» تعریف می شود، به طور عمده چهار گروه تاثیرگذار در جامعه یعنی دانشجویان، زنان، روزنامه نگاران و اساتید دانشگاه را مورد هدف قرار می دهد.

سربازگیری از دانشگاه‌ها

تجربه انقلاب های مخملین نشان می‌دهد سرمایه گذاری بر روی جوانان به ویژه جنبش‌های دانشجویی، یکی از مهمترین مولفه‌های پیش برنده طرح هایی چون براندازی نرم است. اولین تجربه انقلاب رنگی در دوران پس از جنگ سرد، در یک دوره زمانی 6 هفته ای یعنی از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در کشور چکسلواکی به ثمر نشست. حلقه دوم این انقلاب که در واژگان علوم سیاسی به کودتای فرامدرن (post-modern coup) شناخته می شود، در صربستان (1997) و به وسیله جنبش دانشجویی اتپور ( به معنای مقاومت) تکمیل گردید و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حرکت دانشجویی کمارا  به معنای «بس است »تدارک دیده شد. در اوکراین نیز گروهی از جوانان و دانشجویان آموزش دیده، حرکتی به نام پورا (به معنای لحظه موعود فرارسیده) را در سال 2004 طراحی و به مرحله اجرا گذاشتند که به عناوینی همچون انقلاب نارنجی، سرخ و شاه بلوطی ملقب گردید. این سناریو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله ای 2005 قرقیزستان که دانشجویان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور )مقاومت) ادامه یافت.

این پروژه در جمهوری اسلامی ایران نیز از اوایل دهه 70 به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خود فرو رفته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاه‌های کشور نمایند. در پروژه ای که حلقه کیان طراحی نموده بودند، ماموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالت خواهی، استکبار ستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری در جهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه گذاری در شبه کودتای 18 تیر سال 1378 خود را به خوبی نشان داد و عناصر فریب خورده ای چون علی افشاری، رضا دلبری، اکبر عطری، عبدالله مومنی، موسوی خوئینی، رضوی فقیه و. . . به عنوان پیشقراولان جنبش دانشجویی معرفی گردیدند.

سرمایه گذاری چند وجهی

باشکست شبه کودتای 18 تیر، طراحان جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که برای پیشبرد اهدافشان در جمهوری اسلامی ایران، نمی‌توانند برسرمایه گذاری روی قشری خاص حساب ویژه باز کنند بنابراین لایه های دیگری از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، نخبگان، کارگران و هنرمندان هم باید به میدان بیایند تا زمینه های انقلاب مخملین به صورت فراگیر و گسترده در کشور فراهم گردد.

اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش نشان داد که روزنامه نگاران یکی از مهمترین گروه‌های هدف در پروژه براندازی نرم هستند. داستان پدیدارشدن روزنامه های زنجیره ای که رهبر معظم انقلاب در تعبیری ژرف و رسا از آنان به عنوان «پایگاههای دشمن» نام بردند و همچنین روزنامه نگاران خود فروخته و اجیر شده ای که بخش زیادی از آنان هم اکنون در کشورهای غربی به‌سر می برند، در تداوم جنگ نرم کلید خورده بود و هم اکنون نیز این پروژه با عناوین مختلف دنبال می شود.

در سال گذشته و جاری، شاهد سفرهای متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه های مختلف کشور به کشورهایی چون هلند، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، هند، ژاپن و... بوده ایم. در این سفرها، عناصری چون خاویرسولانا، الیزابت چنی و فرح کریمی، میزبان روزنامه نگاران ایرانی بوده اند و طی آن کلاس های آموزشی با تدریس کتاب هایی چون «از شورشیان آرمانخواه تا مبارزان بی آرمان» تالیف جین شارپ که ازسال 1993 در تیراژی وسیع در کشورهای اروپای شرقی و جمهوری های استقلال یافته شوروی چاپ و توزیع شده، همراه بوده است. بخشی از کارشناسایی و دعوت از روزنامه نگاران ایرانی، به عهده فاطمه حقیقت‌جو گذارده شده که هم اکنون در امریکا مستقر است. وی در سفر گروهی از روزنامه نگاران به ایتالیا، میزبان آنان بوده است.

تصویب بودجه 15 میلیون یورویی دولت هلند تحت عنوان «پلورالیزم رسانه ای در ایران» که برمبنای آن موسسه هلندی «هیفوس» وظیفه پشتیبانی مالی از روزنامه نگاران، رسانه های مکتوب و دیجیتالی را برعهده می گیرد، بخشی دیگر از پروژه سرمایه گذاری غرب بر اصحاب رسانه را هویدا می سازد.

براساس گزارش رسمی موسسه هیفوس، این موسسه در سال گذشته و همچنین سال 86، کمک های مالی خود را به موسسات، نشریات و سایت های اینترنتی همچون «راهی» متعلق به شادی صدر از روزنامه نگاران فمنیست، «کارورزی سازمان های جامعه مدنی» متعلق به محبوبه عباسقلی زاده که در نشریات فمنیستی قلم می زند، «کنشگران داوطلب» متعلق به سهراب رزاقی، «ایران گویا» به مدیر عاملی حسین باستانی عضو ارشد حزب مشارکت ایران، «مرکز فرهنگی زنان»، «کانون زنان ایران» و روزنامه اینترنتی «روز آنلاین» اعطا کرده است. در کنار موسسه هیفوس، موسسات واسطی همچون «بنیاد دخترک»، «فریدوم هاوس» و «پرس تاو» نیزکار تدارک مالی، فنی و امنیتی روزنامه نگاران تجدید نظر طلب را برعهده داشته اند. برخی از اسناد منتشره نشان می دهد که کنگره امریکا، وزارت خارجه این کشور، بنیاد صهیونیستی سوروس، بنیاد به اصطلاح غیر انتفاعی خانه آزادی و شورای روابط خارجی ایالات متحده از سرمایه گذاران و پشتیبانان مالی حمایت از روزنامه نگاران ایرانی هستند.

جنبش های فمنیستی

بخشی دیگر از سرمایه گذاری چندوجهی دنیای غرب به ویژه ایالات متحده امریکا برای پیشبرد سناریوی جنگ نرم، معطوف به زنان و راه اندازی جنبش های فمنیستی و شبه آن است. در اوایل سال 85، برخی موسسات و سازمان های غیردولتی داخل ، اقدام به طراحی و اجرای پروژه ای تحت عنوان «کمپین یک میلیون امضا» نموده اند تا براساس آن به جنگ قوانین جزایی و مدنی اسلام بروند. هنوز چند هفته از جنبش به اصطلاح کمپین نگذشته بود که اسناد کمک‌های مالی آن که توسط سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی امریکا و هلند تغذیه می شدند، بر صفحه مطبوعات و سایت های اینترنتی نشست. روزنامه نیویورک تایمز پس از آشکارشدن این اسناد مالی، در تحلیلی نوشت: «پس از به بن‌بست رسیدن پروژه براندازی سخت، ما خود را ناچار به اتخاذ شیوه ای می دانیم که براساس آن انقلاب باید از درون توده های مردم ایران شکوفا شود. پروژه فعال‌کردن زنان ایرانی که نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، باید در مراسم هشتم مارس (روز زن) خود را نشان دهد. »

صید نخبگان

سرمایه گذاری بر روی عناصر نخبه، دانشگاهی و پژوهشگر، بخش دیگری از سناریوی چندوجهی غرب در جهت برپایی انقلاب نرم بوده است. در سال گذشته، بیش از 3هزار تن از اساتید دانشگاه و محققان ایرانی در قالب بورس های تحصیلی، فرصت های مطالعاتی و نشست های علمی از کشور خارج شدند که یقینا بخشی از آنها به عنوان سوژه و هدف، مورد توجه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی دشمن بوده اند. بازخوانی سرگذشت یکی از این سوژه‌ها در سالیان گذشته، حاوی درس ها و اشارت های بسیار است. در شهریور 1385 وقتی که رامین جهان بگلو از زندان آزاد شد، به سراغ خبرگزاری «ایسنا» رفت و حرف هایی از جنس پشیمانی و افشاگری زد. وی درباره انتخاب این خبرگزاری برای مصاحبه گفت: «قبلا دیده بودم بین خبرگزاری های مختلف، این خبرگزاری متعلق به قشر روشنفکری است و آن را انتخاب کردم»

جهانبگلو در مصاحبه با خبرگزاری یادشده می گوید: «بنده به دلیل ارتباط با برخی نهادها و موسسات امریکایی دستگیر شدم. ارتباط من با بیگانگان از سال 1377 آغاز شد که به کانادا و سپس به دانشگاه هاروارد رفتم. بعد از این که سه سال در دانشگاه تورنتو تدریس کردم، سازمانی که مجله دموکراسی در آن منتشر می شد، بورسیه را به بنده پیشنهاد کرد که آن بورس را گرفتم و به واشنگتن رفتم. در موسسه NED که بودجه خود را از کنگره امریکا می گیرد و پیشتر در جهت فروپاشی کمونیزم در اروپای شرقی تأسیس شده بود، مشغول به کار شدم و بعد هم از طریق این موسسه با نهادها و مراکز دیگر مرتبط شدم و در کنفرانس ها شرکت می کردم و گزارش نهایی این جلسات را که بیشتر استراتژیک بود، به مسئولان آن موسسه می دادم. از طریق مسئولان موسسه با افرادی در وزارت خارجه آشنا شدم و کم کم در حلقه مأموران ویژه امریکا و اسرائیل خود را یافتم. . . به گذشته خود که نگاه می کنم خودم را یک قربانی می بینم. من فکر می کردم کار دانشگاهی انجام می دهم اما در حلقه ای قرار گرفته بودم که پول آن را سازمان های امنیتی می دادند و من اسم این مجموعه را امپراتوری می گذارم، بسیاری از مأموران امنیتی امریکا و اسرائیل از عناصر دانشگاهی هستند و خود را زیر نقاب مراکز فرهنگی و آموزشی پنهان کرده اند. من در این دوران برخلاف میلم رو در روی منافع ملی کشورم قرار گرفتم، امریکایی ها برای دستیابی به امپراتوری فرهنگی هزینه های بسیاری کرده اند و شعار آنها این است هرکس که با ما نیست علیه ماست، آنها برنامه ها و هزینه های بسیاری را برای منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی تدارک دیده اند. »

در حلقه بنیاد سوروس

اعترافات اولیه هاله اسفندیاری مبنی بر اینکه فعالیت ها و برنامه های مرکز ویلسون، از طریق بنیاد امریکایی سوروس حمایت و پشتیبانی مالی می شده است، منجر به شناسایی و دستگیری مدیر و نماینده این بنیاد امریکایی در ایران یعنی کیان تاجبخش شد. در اعترافات تاجبخش بر این نکته به صراحت آمده که بنیاد سوروس با ایجاد شبکه ارتباطی غیررسمی و تلاش برای توسعه و نفوذ آن در میان نخبگان و اساتید دانشگاه، وظیفه براندازی را دنبال می کرده است. به مدد تبلیغات رسانه‌ای، کیان تاجبخش یک جامعه شناس شهری و مدرس دانشگاه های ایالات متحده معرفی می شود.

تصویری که تا بیش از این از تاجبخش در برخی رسانه های داخلی ارائه شده، تصویر یک کارشناس «جامعه شناس شهری» و مدرس دانشگاه‌های ایالات متحده است اما حضور تاجبخش در محافل سیاسی، اجتماعی، رسانه ای و فرهنگی که هیچ فصل مشترکی با یکدیگر از حیث اتصال ماهیت و موضوع ندارند و دعوت نهادهایی چون «خانه هنرمندان ایران»، «انجمن جامعه شناسی ایران»، «دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران» و. . . از وی پدیدآورنده گمانه زنی های تازه ای بوده است.

کیان تاجبخش اجرایی کردن اهداف بنیاد سوروس را از طریق راه اندازی کارگاه های مطالعاتی با حضور دانشجویان و جوانان و تدریس اصول و مبانی شبکه سازی اجتماعی به مثابه اصلی ترین مبنای براندازی نرم حکومت ها دنبال می نماید. وی اگر چه مدرس رسمی دانشگاه های ایران نبوده اما از سال 1383 با حضور در کلاس های جامعه شناسی شهری، با عناوین مختلفی چون استاد «دانشگاه نوین تحقیقات اجتماعی نیویورک» پیرامون کیفیت «شبکه سازی اجتماعی» در مقام یک «سرمایه اجتماعی» سخنرانی کرده است. وی با چاپ کتاب «سرمایه اجتماعی، اعتماد دموکراسی و توسعه» در مهرماه 1385 که یک دکترینال اجتماعی و استراتژیک و الگویی ساختاری را برای سرمایه‌های پنهان براندازی نرم صورت بندی می کند، مدل ایرانی اندیشه های براندازانه هانتینگتون و فوکویاما را در این حوزه به ادبیات شبکه روشنفکری ایران وارد می کند.

اگرچه حرف و حدیث پیرامون سناریوی جدید و موثر دشمن که در سال‌های اخیر در قالب براندازی نرم اجرا می شود، بسیار است و در این مجال کوتاه، مجالی برای پرداختن بدان نیست، اما نگاهی به آرایش سیاسی- رسانه ای در برابر پخش برنامه «به اسم دموکراسی»، نشان می دهد که تقریبا تمامی لایه های سیاسی، رسانه ای و دانشگاهی غرب برای خنثی کردن این برنامه تلویزیون به میدان آمده اند و این امر علاوه بر حساسیت فوق العاده اطلاعات فاش شده، حکایت از تأثیرگذاری و موفقیت این برنامه تلویزیونی دارد.

سیا و جنگ سرد فرهنگی

«جنگ سرد» به دوران تاریخی اطلاق می شود که از اواسط دهه ۱۹۴٠ میلادی، با ‏پایان جنگ دوّم جهانی، آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ و فروپاشی اتحاد شوروی، یعنی ‏حدود ۴۵ سال، دوام آورد.

سازمان پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو)، در سال‌هاى آغازین جنگ سرد در واکنش به پیمان نظامى بلوک شرق (ورشو) شکل گرفت. این سازمان کاملا متاثر از استراتژى «امریکا محور» تقابل با شرق بود و در سلسله مراتب‌سازمانى آن، مقامات اول تا سوم باید امریکایى باشند. بر اساس میثاق ناتو اگر خاک یکى از کشورهاى عضو هدف حمله دشمن قرار گیرد، این تهاجم به منزله جنگ علیه همه اعضاى ناتو است و...

شاخص این دوران، رقابت و نبرد آشکار و پنهان سیاسی، ‏اقتصادی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و فرهنگی بلوک غرب، به رهبری ایالات متحده امریکا، ‏و بلوک شرق، به رهبری اتحاد شوروی، بود. ‏در این دوران، روشنفکران نیز به دو جبهه اصلی کمونیست و ضد کمونیست تقسیم ‏شدند و اگر مواضع روشنفکران مستقل و میانه‌رو با نگرش یکی از این دو جبهه اصلی ‏روشنفکری تعارض می‌یافت به وابستگی به جبهه دیگر متهم می‌شد. فضای قطب‌بندی ‏شده ای بود که لمس آن برای نسل جدید دشوار است. طبعاً، سرویس‌های ‏اطلاعاتی هر دو بلوک، شرق و غرب نیز در این حوزه روشنفکری فعال بودند. ‏

در سال‌های اخیر، با فروپاشی اتحاد شوروی و پایان یافتن جنگ سرد، توجه به ‏نقش سرویس‌های اطلاعاتی، به‌ویژه آژانس مرکزی اطلاعات امریکا (سیا)، در ‏حوزه‌های روشنفکری در دوران فوق افزایش چشمگیر یافته است. پژوهش‌هایی که در ‏این زمینه صورت گرفته، ثابت می‌کند که در دوران جنگ سرد در عرصه‌های ‏روشنفکری نیز، مانند سایر عرصه‌ها، این نبرد به‌شدت جریان داشت. این پدیده‌ای است ‏که «جنگ سرد فرهنگی» نام گرفته است. اینک در غرب، نسلی پرشور و دقیق از ‏محققین پدید آمده اند که بر پایه اسناد علنی شده سیا، گروهی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان و ‏مبلغان لیبرال دموکراسی را به همکاری با سیا و اینتلیجنس سرویس بریتانیا متهم می‌کنند. ‏این جنجالی است که برخی مطبوعات آن را «بحران روشنفکری لیبرال پس از جنگ ‏سرد» نامیده‌اند. ‏

جنجال کتاب خانم ساندرس

مهمترین این تحقیقات، کتاب خانم فرانسس ساندرس، پژوهشگر و روزنامه نگار انگلیسی است ‏که چاپ اوّل آن در سال ۱۹۹۹ در لندن منتشر شد و غوغایی به ‌پا کرد. چاپ های بعدی این کتاب با ‏عنوان زیر در ۵٠۹ صفحه منتشر شده است: جنگ سرد فرهنگی: سیا و جهان هنر و ادب.‏

ویلارد منس، منقد، کتاب خانم ساندرس را «یکی از حیرت‌آورترین و افشاگرترین» کتبی خوانده که ‏تاکنون درباره سرویس اطلاعاتی ایالات متحده منتشر شده است. خانم ساندرس نشان می‌دهد ‏که کورد مه‌یر، رئیس بخش عملیات بین المللی سیا، و دوست او، آرتور شلزینگر (پسر)، طبق ‏طرحی که ملوین لاسکی ارائه داد، حرکتی را آغاز کردند که به ایجاد شبکه فرهنگی غول آسایی در ‏سراسر جهان انجامید. خانم ساندرس این شبکه را «ناتوی فرهنگی» می‌نامد. بودجه این عملیات ‏در سال ۱۹۵٠، یعنی در زمان دولت ترومن، ۳۴میلیون دلار در سال بود. سیا در چارچوب عملیات ‏جنگ سرد فرهنگی شبکه مطبوعاتی جهانشمولی ایجاد کرد که از ایالات متحده تا لندن و اوگاندا و ‏خاورمیانه و امریکای لاتین گسترش داشت و در تمام این دوران مطبوعات روشنفکری ‏متنفذی مانند پارتیزان ریویو، کنیان ریویو، نیولیدر، انکاونتر، درمونات، پرووه، تمپو پرزنته، کوادرانت و ‏... از سیا کمک های مالی مستقیم یا غیرمستقیم دریافت می کردند. ‏

وزارت فرهنگ بلوک غرب

به تعبیر خانم ساندرس، سیا در مقام «وزارت فرهنگ بلوک غرب» عمل می کرد. مثلاً از جکسون پولاک و نقاشی آبستره به شدت حمایت می کرد با این هدف که، در عرصه هنر، رئالیسم سوسیالیستی را شکست دهد.

در هالیوود، مأموران سیا کارگردانان را ترغیب می کردند که در فیلم های خود سیاهپوستان را هر چه بیشتر نمایش دهند، آنان را آراسته و خوش لباس به تصویر کشند و از این طریق ایالات متحده را جامعه‌ای آزاد و دموکرات بنمایانند. فیلم مزرعه حیوانات جورج ارول با سرمایه سیا تهیه شد. فیلم 1984 ارول نیز با بودجه سیا ساخته شد.

بسیاری از کتب کمپانی پراگر با بودجه سیا چاپ می شد. کتاب طبقه جدید میلوان جیلاس با بودجه سیا در شمارگان بالا منتشر شد و در سراسر جهان توزیع گردید. سیا ۵٠ هزار نسخه از یکی از کتاب‌های ایروینگ کریستول را برای توزیع مجانی در سراسر جهان خریداری کرد، سیا در سال ۱۹۵٠ با 10 میلیون دلار بودجه رادیوی اروپای آزاد را تأسیس کرد و موارد فراوانی از این قبیل.

طبق تخمین خانم ساندرس، در دوران جنگ سرد حدود یکهزار عنوان کتاب به وسیله سیا و در زیر نام بنگاه های انتشاراتی تجاری و دانشگاهی، فقط در ایالات متحده امریکا، منتشر شد.

سیا و کنگره آزادی فرهنگی

مهم‌ترین اقدام سیا، تأسیس کنگره آزادی فرهنگی بود که در ژوئن ۱۹۵٠ با حضور بیش از یکصد نویسنده از سراسر جهان در برلین گشایش یافت. در این اجلاس روشنفکران برجسته‌ای چون آرتور کوستلر، سیدنی هوک، ملوین لاسکی،ایناتسیو سیلونه و جورج ارول شرکت کردند. کوستلر در نطق خود اعلام کرد: «دوستان، آزادی تهاجم خود را آغاز کرده است!»

آرتور کوستلر رابطه نزدیک با سیا داشت و راهنمایی‌های او در فعالیت‌های سیا در میان روشنفکران بسیار مؤثر بود. سیدنی هوک در ۱۹۴۹ به مقامات امریکایی گفته بود:

به من یکصد میلیون دلار و یکهزار انسان مصمم بدهید؛ تضمین می‌کنم که چنان موجی از ناآرامی‌های دموکراتیک در میان توده ‎ها، بله حتی در میان سربازان امپراتوری استالین، ایجاد کنم که برای مدتی طولانی تمامی دغدغه وی به مسائل داخلی معطوف شود.

یکی از اولین اقدامات کنگره، صرف پول‌های کلان برای ایجاد نشریات روشنفکری در پاریس، برلین و لندن بود. هدف اولیه آن‌ها تقویت چپ‌گرایان غیرکمونیست و مارکسیست‌های مخالف شوروی بود. هدف دوّم، مقابله با روحیات ضد امریکایی در میان روشنفکران اروپای غربی با ارائه تصویری زیبا از ایالات متحده امریکا به‌عنوان اوج شکوفایی تمدن غرب.

هدایت کنگره آزادی فرهنگی را مایکل یُسلسون، کارمند واحد جنگ روانی سیا، به عهده داشت که بعدها به نویسنده‌ای سرشناس بدل شد. دستورات به شکل رمز از واشنگتن به آپارتمان محل زندگی یُسلسون و همسرش در پاریس انتقال می‌یافت. این سازمان تا زمان انحلال)۱۹۶۷( ده‌ها میلیون‌ها دلار پول از سیا دریافت کرد.

عملیات «براندازی نرم» به سبک بنیاد امریکایی سوروس

بنیاد «سوروس» نامی است که این‌روزها اذهان ناظران سیاسی داخل کشور را بیش از پیش به خود معطوف کرده است. نام اصلی این بنیاد، بنیاد «جامعه باز» (Open Society) است و متعلق به یک یهودی میلیاردر به نام «جورج سوروس» می‌باشد. وی یک یهودی مجار تبار امریکایی است که سال‌های متمادی با تشکیل یک شرکت سرمایه‌گذاری و یک سازمان مطالعاتی حقوق بشر، به انجام اموری چندمنظوره مبادرت کرده است.

درخصوص ماهیت فعالیت‌های بنیاد سوروس، قضاوت‌های متفاوتی وجود دارد. نهادهای رسمی سیاست ‌خارجی امریکا و رسانه‌های وابسته به آن‌ها از جمله رادیو صدای امریکا معتقدند که «جورج سوروس فردی نوع‌دوست و نیکوکار مشهوری است که به بسیاری از پروژه‌های گسترش دموکراسی و توسعه اقتصادی در سراسر جهان کمک می‌کند.»

البته این طرز رویکرد منحصراً مختص چنین نهادهایی است و بسیاری از ناظران سیاسی و سیاستمداران کشورهای مختلف و مخصوصاً کشورهایی که به نوعی با پدیده «انقلاب‌های مخملی» مواجه شده‌اند، نظری بر خلاف این دارند.

«رادیو فردا» با پیروی از روزنامه «واشنگتن پست» فعالیت‌های بنیاد سوروس در ایران را به محورهایی چون «کمک‌های انسان دوستانه» و «بهداشت عمومی» تقلیل داد، اما BBC به عنوان آژانس خبری دولت انگلیس از موضعی متفاوت معتقد است: «موسسه جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی، حقوقی و سیاسی ... حمایت از رسانه‌های مستقل و ... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند.» اگرچه بسیاری از صاحبنظران سیاسی نیز به دور از تعارفات معمول دیپلماتیک و در چارچوب فکری دولتمردان نئومحافظه کاران امریکایی و البته بواسطه وجود اسناد مرتبط با فعالیت بنیاد سوروس در بسیاری کشورها، معتقدند که هدف این بنیاد در کشورهای مختلف چیزی نیست جز «براندازی نرم و خاموش» و دیگر فعالیت‌ها جنبه پوششی و کارویژه منحرف نمودن اذهان را پیدا می‌کند.

از دید صاحبان این رویکرد، سوروس به منظور ظاهرسازی این مسئله سعی نموده در هر کشور فعالیت‌های مالی و مطالعاتی را به همراه یکدیگر دنبال نماید. به عبارت دیگر، این بنیاد در کشورهای مربوط علاوه بر اینکه شرکتی را برای کسب ثروت و سرمایه گذاری تأسیس می‌کند، سازمانی مطالعاتی را برای چگونگی مصرف این درآمدها شکل می‌دهد و جالب آن که این دو سازمان حق برقراری رابطه مستقیم و یا حتی گفت‌وگو و تبادل نظر با یکدیگر را ندارند تا از این طریق راه بر هرگونه اتهام دولت‌ها مبنی بر حمایت سوروس از مخالفین این کشورها بسته شود.

سوروس در بیش از 30 کشور جهان از جمله جمهوری‌های آذربایجان، ‌ارمنستان، ‌ازبکستان، اوکراین، ‌تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، ‌قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگی‌های فعال است.

سوروس و فعالیت‌های براندازی در کشورها

روند کاری بنیاد سوروس به این شکل بوده که یک مرکز مطالعاتی را در کشورهای مختلف فعال می‌کرده و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام و به شکست کشاندن دولت و یا حکومت فراهم نموده است. عمده‌ترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و قفقاز می‌باشد. در واقع برای اولین بار درسال 1997 و در جریان ورشکستگی مالی و اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا، فعالیت بنیاد مذکور به آسیای میانه کشیده شد و در کشورهای این منطقه نمایندگی‌هایی را تحت عنوان «جامعه باز» تأسیس نمود. هدف این بنیاد از تأسیس این نمایندگی‌ها، به راه انداختن انقلاب‌های مخملی در کشورهای هدف و تغییر نظام سیاسی این کشورها بود.

سوروس در ایران؟

بنیاد سوروس از موسسات و مراکزی که به دنبال ایجاد «نافرمانی مدنی» در جمهوری ‌اسلامی ‌ایران هستند نیز حمایت می‌کند. مهم‌ترین مورد آن، حمایت و پشتیبانی بنیاد سوروس از مرکز امریکایی «ویلسون» است که «هاله اسفندیاری» از مدیران بخش خاورمیانه‌ای آن می‌باشد. طبق اعتراف اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه خاورمیانه‌ای مرکز ویلسون، به دنبال ایجاد یک شبکه ارتباط غیر‌رسمی در ایران در جهت عملی نمودن اهداف براندازی نرم بوده است.

بنیاد سوروس در کنار بنیاد رسانه‌ای رابرت مرداک (امپراتور یهودی رسانه‌های خبری)، دومین سازمان رسانه‌ای جهان است که بیشترین شبکه‌های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها، خبرنامه‌ها و روزنامه‌ها را در سطح جهان مدیریت و هدایت می‌کند، اما تفاوت این است که فعالیت رسانه‌ای مرداک (مردوخ) آشکار است و جسورانه در اداره و خرید شبکه‌های بزرگی چون فاکس نیوز تا الجزیره و حتی رسانه‌های آسیای دور ظاهر می‌شود، اما سوروس بیشتر اصرار دارد مشی نهان را در خرید و هدایت رسانه‌ها ایفا کند. حضور چشمگیر در هدایت رسانه‌ای قفقاز، آسیای میانه، افغانستان، ترکیه و دیگر کشورهای اطراف ایران بدیهی است که ضرورت کار نهانی را بیشتر گوشزد می‌کند، اما آشکار است که تا سال 2004 تنها 20 موسسه خبری در جمهوری آذربایجان تحت پوشش بنیاد سوروس قرار گرفته بود. اعتراض هماهنگ جمعی از رسانه‌های این کشور به سفر سال گذشته الهام علی اف به ایران و دیدار وی با مقام معظم رهبری و نیز هجمه گسترده خبری رسانه‌های جمهوری آذربایجان و ترکیه در راستای تقویت پشتیبانی رسانه‌ای ناآرامی‌های اخیر در شمال غرب کشور، هدایت این رسانه‌ها از سوی یک ستاد مرکزی را بیش از پیش محتمل می‌کند.

رابطه هاله اسفندیاری با بنیاد سوروس

وزارت اطلاعات مدتی بعد از دستگیری هاله اسفندیاری در 18 اردیبهشت سال87 و تحقیقات از وی اعلام کرد که اسفندیاری به عنوان یکی از مدیران موسسات مرتبط با سوروس، از تلاش این بنیاد برای اجرای براندازی نرم در ایران پرده برداشته است.

در گزارش وزارت اطلاعات آمده بود: هاله اسفندیاری که مدیر و مؤسس برنامه خاورمیانه مرکز «ویلسون» در امریکاست، به عنوان مرکز حلقه اتصال ارتباط ایرانیان با سازمان‌ها و نهادهای امریکایی عمل کرده است. هاله اسفندیاری تصریح کرده است: فعالیت‌ها و برنامه‌های مربوط به ایران در برنامه‌خاورمیانه مرکز ویلسون، از طریق بنیاد امریکایی سوروس، حمایت و پشتیبانی مالی شده است.

همکاری اسفندیاری با وزارت اطلاعات موجب شد که مدیر و نماینده بنیاد امریکایی سوروس در ایران نیز (کیان تاجبخش) شناسایی و دستگیر شود.

وی در تحقیقات اولیه اظهار ‌داشته که بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیر رسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال می‌نماید.

به نظر می‌رسد تحقیقات از اسفندیاری،‌وزارت اطلاعات را به کیان تاجبخش رسانده است. تصویری که تا پیش از این از تاجبخش در برخی رسانه‌های داخلی ارائه ‌شده، تصویر یک کارشناس «جامعه شناس شهری» و مدرس دانشگاه‌های ایالات متحده است، اما حضور تاجبخش در محافل سیاسی، اجتماعی، رسانه‌ای و فرهنگی‌ای که هیچ فصل مشترکی با یکدیگر از حیث اتصال ماهیت و موضوع ندارند و دعوت نهادهایی چون «خانه هنرمندان ایران»، «انجمن جامعه شناسی ایران»، «دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران» و ... از وی، پدیدآورنده گمانه‌زنی‌های تازه‌ای بوده است.

کیان تاجبخش، اجرایی کردن اهداف بنیاد سوروس را از طریق راه‌اندازی کارگاه‌های مطالعاتی با حضور دانشجویان و جوانان و تدریس اصول و مبانی شبکه‌سازی اجتماعی به مثابه اصلی‌ترین مبنای براندازی نرم حکومت‌ها دنبال نموده است. وی اگرچه مدرس رسمی دانشگاه‌های ایران نبوده، اما از سال 1383 با حضور در کلاس‌های «جامعه‌شناسی شهری» به عناوین مختلفی چون استاد «دانشگاه نوین تحقیقات اجتماعی نیویورک» پیرامون کیفیت «شبکه‌سازی اجتماعی» در مقام یک «سرمایه اجتماعی» سخنرانی کرده است.

«کیان تاجبخش» با چاپ کتاب «سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه» در مهرماه 1385 که یک دکترینال اجتماعی و استراتژیک و الگویی ساختاری را برای سرمایه‌های پنهان براندازی نرم صورتبندی می‌کند، ورژن ایرانی اندیشه‌های براندازانه فرانسیس فوکویاما را در این حوزه به ادبیات شبه روشنفکری ایران وارد کرده است.

همگام با طرح «شبکه‌سازی» و «نهادسازی» اجتماعی بنیاد جورج سوروس یهودی در ایران، «کیان تاجبخش» حضوری پررمز و راز در حلقه‌های فرهنگی و هنری نیز دارد. بنیاد سوروس در هر کشور، مجموعه‌ای متناسب با همان کشور مشتمل بر فعالیت‌‌های فرهنگی، هنری،‌اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را با حمایت‌های پولی و مالی ارائه می‌دهد. از اظهار نظرهای عجولانه و تند مقامات کاخ سفید و رسانه‌های متعلق به آن‌ها به نظر می‌رسد که این‌روزها، زمان تعیین کننده‌ای برای جریان حامی براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران بوده و وزارت اطلاعات این روزها روی نقاط حساس دشمن دست گذاشته است.

خشم مقامات امریکایی از دستگیری حلقه‌های زنجیره بنیاد سوروس در ایران که در دشنام‌های دیپلماتیک نمایان شده و فعال نمودن همه ابزارهای در دسترس برای آزادی این افراد از وزارت خارجه و دیدبان حقوق بشر گرفته تا رسانه‌های وابسته، نشان می‌دهد که دولت جمهوری اسلامی ایران، نقطه امید ایالات متحده را که موفقیت تمام سیاست‌هایش (از قبیل ایجاد فشار روانی بر مردم و القای ناکارآمدی دولت، خالی کردن صحنه از حضور مردم در بحث هسته‌ای، بزرگنمایی مشکلات معیشتی مردم و تحقیر نمودن دستاوردهای اقتصادی، جنجال‌آفرینی‌های صنفی در دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان و القای وجود مشکلات دهشتناک حقوق بشری) معطوف به آن شده بود، کور کرده است؛ چرا که هرکدام از این موارد نیاز به وجود شبکه‌سازی‌های اجتماعی و حمایت‌های کلان مالی از آن‌ها داشته است.






تاکتیک های دشمن در انتخابات

·    دروغ بزرگ
دروغ بزرگ، قدیمی‌ترین و پردامنه‌ترین تاکتیکی است که تاکنون در جنگ نرم مورد استفاده قرار گرفته است. این تاکتیک عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‌گیرد. بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می‌کنند و مرتب بر «طبل تکرار» آن می‌کوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب کند. این تاکتیک درزمان هیتلر و توسط فردی به نام «گوبلز» رئیس دستگاه تبلیغاتی نازی‌ها مطرح شد. گوبلز بر این اعتقاد بود که «دروغ هرچه بزرگ‌تر باشد، باور آن برای مردم راحت‌تر است.» گوبلز معتقد بود این تاکتیک هم برای مرعوب کردن دشمن و هم تهییج افکار عمومی، تشویق عناصر خود و مرعوب ساختن طرف مقابل بسیار کارساز است. گوبلز این تاکتیک را تا آنجا کارآمد می‌دانست که یقین داشت با بهره گیری از آن، قدرت تصمیم گیری از رقیب کاملاً سلب خواهد شد. گوبلز معتقد بود: «دروغ باید به حدی بزرگ باشد که هیچ کس جرئت و فکر تکذیب آن را نداشته باشد.» او می‌گفت: «بعضی دروغ‌هایی را که می‌گفتم خودم از آن‌ها می‌ترسیدم.»
در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، پروژه «تقلب» بزرگ‌ترین دروغی بود که گفته شد. آن هم تقلبی با 11میلیون رأی که حتی پذیرش آن برای بسیاری از نزدیکان کاندیداهای معترض مشکل بود. اما چه شد که در انتخابات، این دروغ بزرگ جا افتاد و طرفداران برخی از کاندیدها را به کف خیابان‌ها کشاند و آن فاجعه بزرگ را رقم زد. به نظر می‌رسد طراحی این دروغ بزرگ توسط رسانه‌ها و اتاق‌های فکر خارج از کشور صورت گرفته بود و سران و عوامل فتنه در داخل نیز این تاکتیک را نسخه نجات بخش خود و ابزاری برای وادار کردن نظام در مقابل خواسته های غیرقانونی و نامشروع آن‌ها می‌دانستند. از این دروغ‌های بزرگ به کرات در انتخابات سال گذشته شاهد بودیم. 72 تن سازی از کشته های دروغین حوادث پس از انتخابات و نظام را متهم به تجاوز جنسی و... کردن از دروغ‌های بزرگی بود که در انتخابات سال 88  شاهد آن بودیم.

·    کلی گویی
محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می‌شود، مورد کنکاش قرار نمی‌گیرد. تولیدات رسانه های غربی در حوزه های سیاست، فرهنگ و اقتصاد مملو از مفاهیم کلی در این حوزه‌ها می‌باشد. دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و... مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، با هدف اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص به کار گرفته می‌شوند. در واقع کلی گویی عبارت است از ایجاد ارتباط نظری و عملی خاص با مفهومی ویژه تا مخاطب بدون بررسی دلایل، شواهد و قرائن، آن نظر و عمل را بپذیرد. تاکتیک کلی گویی، تاکتیکی است که سعی می‌شود ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ یا جزئیات نشده و در رابطه با هسته مرکزی پیام، حساسیت از خود نشان ندهد و آن را بدون بررسی و کنکاش بپذیرد. به همین دلیل برخی این تاکتیک را «بی حس سازی مغزی» نیز می‌نامند.
در انتخابات سال 88  شاهد بودیم برخی کاندیداها مکرر این بحث را مطرح می‌کردند که «روند انتخابات ناسالم بوده است» و در ذکر مصادیق آن تنها به کلیاتی بسنده می‌کردند. حتی نمایندگان آن‌ها در جلسه با برخی مسئولان طراز اول کشور نیز همین شیوه را اتخاذ کردند و از ذکر جزئیات ادعایی خود پرهیز داشتند.

·    شایعه سازی
شایعه انتقال شفاهی پیامی است که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تأثیر در روحیه آن‌ها ایجاد می‌شود. مطالب کلی شایعه باید حول محورهای اساسی و مهمی باشد که مخاطب نسبت به آن‌ها حساسیت بالایی دارد. هر شایعه دربرگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می‌تواند باشد. یعنی همان به‌کارگیری از تاکتیک تسطیح در شایعه سازی. ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت موضوع دارد.
در واقع هرچقدر شایعه پیرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد به همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد. با توجه به موضوع و جامعه هدف، شایعات گوناگونی تولید می‌شوند که عبارتند از شایعات تفرقه افکن، هراس آور، آتشین، خزنده، امیدبخش و دلفینی یا غواصی که به تناسب زمان‌های خاص تولید و بعد از تأثیرگذاری خود برای مدتی خاموش و دوباره با ایجاد زمینه های ذهنی لازم در جامعه ایجاد می‌شود. در بحث شایعه سازی از سه شیوه تسطیح، همانندسازی و برجسته سازی استفاده می‌شود.
در انتخابات سال 88  در اشکال مختلف اخباری در سطح جامعه منتشر می‌شد که جنبه شایعه داشت. از جمله آن‌های می‌توان به "اعلام پیروزی یکی از کاندیداها قبل از شمارش آراء، کشتارهای غیر واقعی توسط نیروهای انتظامی و امنیتی، تجاوز جنسی به بازداشت شدگان و ..."  اشاره کرد.

·    تصدیق اشخاص معروف
تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور جامعه است بگوید فکر، برنامه، محصول یا شخص معینی خوب یا بد است.
حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان و...) و گروه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود.
تلاش جریان فتنه در حوادث پس از انتخابات و رایزنی برخی عناصر این جریان برای همراهی برخی مراجع تقلید که مورد وثوق و احترام جامعه هستند در حمایت از این جریان یا حمایت برخی عناصر سیاسی شاخص از این جریان، مصداق بارز بهره گیری از این تاکتیک در انتخابات سال 88 بود.

·    انتقال حرمت ها
انتقال حرمت یعنی اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام، به عنوان ابزاری برای موجه نشان دادن، در اختیار چیزی دیگر یا شخص دیگری قرار گیرد. استفاده از برخی نمادهای مذهبی و ملی یا انتساب به اشخاص و جریان‌هایی که مورد احترام توده های عمومی مردم هستند، از جمله تاکتیک‌های انتقال نامیده می‌شود. در این تاکتیک از ابزارهای گوناگون سمعی و بصری استفاده می‌شود.
از جمله حرمت‌هایی که در انتخابات سال 88 توسط یکی از کاندیداها منتقل شد نماد سبز بود؛ نمادی که منسوب به اهل بیت ] است. در آن سال، عده ای تلاش کردند با بهره گیری از احساسات پاک و دینی مردم و همچنین علاقه آن‌ها به رنگ و نماد اهل بیت، منافع خود را تضمین کنند.

·    شخصیت و ترور شخصیت
شخصیت سازی‌های کاذب و در نقطه مقابل آن ترور برخی شخصیت‌های موجه؛
دشمنان می‌کوشند تا رقیبانی از درون همان جامعه برای شخصیت‌های اصلی و رهبران جامعه ایجاد کنند. در این کار با گزینش کسانی که برخی قابلیت‌ها را در اختیار دارند، با روش جایگزین سازی می‌کوشند تا جابه‌جایی در سطوح رهبری و مدیران عالی نظام‌های سیاسی را فراهم آورند و با کم هزینه‌ترین روش، بیشترین سود را ببرند.
شخصیت‌هایی که در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال 88 برای دو تن از کاندیداها، با همکاری گروهی از رسانه های خارجی ساخته شد، مصداق بارز شخصیت سازی تاکتیکی است. اتاق فکر غرب، مصاحبه های هدف داری را به صورت پیاپی با این دو کاندیدا ترتیب می‌داد و یا از حرف‌های آن‌ها آنچنان نتایجی را به ذهن مخاطب القا می‌کرد که خواسته یا ناخواسته، شخصیت‌هایی ماورای آنچه که بودند، در دنیای واقعی ساخته شد.
در کنار این شخصیت سازی‌ها، ترور شخصیت نیز انجام می‌شد که در تاریخ انقلاب مصادیق زیادی از آن را سراغ داریم.
تخریب چهره علمای بزرگ همچون شهید آیت الله دکتر بهشتی در فتنه سال 60 و آیت الله مصباح یزدی در دهه 88 به خصوص در انتخابات سال 88 .

·    تکرار و زمانبندی
برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام، دشمنان با تکرار زمان بندی شده پیام سعی دارند این موضوع را تا زمانی که مورد نیاز است زنده نگه دارند. در این روش دشمن با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارد. تکرار مثل ضربه های پیاپی چکش است که سرانجام میخ را به درون تخته می‌کوبد. بنابراین فرستنده پیام امیدوار است که این شکلی از ضربه زدن مداوم، باعث دریافت نکات پیام شود.
تکرار "تقلب در انتخابات" در سال 88 از جمله آن مواردی بود که به کرات توسط رسانه های گروهی خارجی و داخلی و حتی توسط خود مردم تکرار گردید. این موضوع آنقدر تکرار شد که موضوع منطقی اثبات "تقلب" جای خود را به اثبات "عدم تقلب" داد  و عده ای منتظر ارائه دلایلی برای نبود تقلب بودند ! اما با گذشت زمان و رو شدن دست دشمن در حوادث پس از انتخابات، این تکرار نیز تأثیر خود را از دست داد.

·    پیشگویی فاجعه آمیز
در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ نرم از جمله کلی گویی، پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و... به ارائه پیشگویی‌های مصیبت بار می‌پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.
ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی کشور، فاجعه آمیز بودن آینده کشور در صورت تداوم وضع موجود، توسل به آمارهای خلاف واقع و اعلام پیروزی در انتخابات بلافاصله پس از اتمام رأی گیری از جمله پیشگویی‌های فاجعه آمیزی بود که در قالب سناریوی دشمن در انتخابات سال 88 دنبال شد.

·    جاذبه ی جنسی
استفاده از نمادها و جاذبه های جنسی از تاکتیک‌های مهم مورد استفاده رسانه های غربی و برخی رسانه‌ها در سال‌های اخیر می‌باشد؛ به طوری که در شرایط فعلی «مانکن‌ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب می‌شوند که در تبلیغات و آگهی‌های تجاری از آن‌ها بهره جسته می‌شود.
استفاده از زنان و دختران با ظاهری اروپتکال در تبلیغات انتخاباتی برخی کاندیداها در انتخابات سال 88 و پوشیدن لباس‌های تنگ و چسبان و نیز وضع نامناسب روابط زن و مرد در تجمعات انتخاباتی آن‌ها از جمله مصادیق این تاکتیک تلقی می‌شود که ضمن جذب مخاطب، تلاش بر ارتقای سطح اثرگذاری پیام داشت.

·    ادعا به جای واقعیت
در جریان انتخابات سال 88 پس از هر درگیری خیابانی و برخورد نیروهای امنیتی انتظامی با اغتشاش‌گران، ادعاهایی دال بر کشته شدن تعداد زیادی به همراه اسم‌های دروغین از سوی برخی رسانه های غربی و همسو با آن‌ها در داخل منتشر می‌شد. زمانی که مسئولان امنیتی و خبری کشور این خبر را تکذیب می‌کردند جریان فتنه به این تصمیم می‌رسید که این شیوه تأثیر روانی خود را گذاشته است. چرا که این ادعا توانسته است شیرازه روحی بخش‌های دخیل در نظام را به هم بریزد. لذا در آن انتخابات شاهد بودیم هر روز ادعایی جدید از سوی جریان فتنه رخ می‌نمایاند و یک نوع به هم ریختگی را در اتخاذ مواضع در بخش تصمیم‌گیر نظام پدید می‌آورد.
در جریان انتخابات سال 88 پس از هر درگیری خیابانی و برخورد نیروهای امنیتی انتظامی با اغتشاش‌گران، ادعاهایی دال بر کشته شدن تعداد زیادی به همراه اسم‌های دروغین از سوی برخی رسانه های غربی و همسو با آن‌ها در داخل منتشر می‌شد. زمانی که مسئولان امنیتی و خبری کشور این خبر را تکذیب می‌کردند جریان فتنه به این تصمیم می‌رسید که این شیوه تأثیر روانی خود را گذاشته است. چرا که این ادعا توانسته است شیرازه روحی بخش‌های دخیل در نظام را به هم بریزد. لذا در آن انتخابات شاهد بودیم هر روز ادعایی جدید از سوی جریان فتنه رخ می‌نمایاند و یک نوع به هم ریختگی را در اتخاذ مواضع در بخش تصمیم‌گیر نظام پدید می‌آورد.


گلادیاتور های مجازی در انتخابات

·    توییتر
عملکرد توییتر به صورت یک وبلاگ خلاصه و شبیه به SMS بوده و در طول انتخابات و فتنه های پس از آن، به صورت جدی در اختیار سازمان‌های خارجی برای تهییج و هماهنگی با اعضا و هوادارانشان در داخل کشور برای تجمع و اغتشاش قرار گرفت. بدین ترتیب Twiitter نقش بی‌سیم و شبکه ارتباطی با اغتشاشگران را بازی کرد.
گردانندگان توییتر، اذعان می‌کنند بدون دخالت سایت در روند اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری، گزینه تقلب هرگز جا نمی‌افتاد و در این سطح در دنیا مطرح نمی‌شد. روزنامه آمریکایی
«کریستین‌ساینس‌مانیتور»
می‌نویسد:
نقش توییتر در هماهنگی حوادث پس از انتخابات بی‌نظیر بود، به طوری که از نقش یک شبکه فراتر رفت و فرصت‌های فراوانی را در اختیار معترضان قرار داد و آن‌ها به راحتی می‌توانستند هماهنگ شوند. در سایت‌های دیگر تنها دو یا چند نفری که با هم ارتباط دارند، می‌توانند به مطالب یکدیگر دسترسی پیدا کنند ولی توییتر این موانع را کاهش داد و توانست تمامی کسانی را که در این سایت نام‌نویسی می‌کنند، با یکدیگر مرتبط کند. سایت توییتر به عنوان سلاح جنگ نرم برای دموکراسی کارایی زیادی دارد که انتشار مرگ مشکوک ندا آقا سلطان از جمله این موارد است.

·    BBCفارسی
تلویزیون فارسی BBC در آستانه برگزاری‌انتخابات‌ریاست جمهوری، با دعوت از برخی از عناصر معاند و مسئله دار و پرداخت هزینه‌ی یک‌ماهه اقامت آنان در لندن و نیز پرداخت پول برای برگزاری میزگردهای سیاسی، تخم فتنه و نیز بحث تقلب در انتخابات را می‌کارد.
تلویزیون فارسی‌زبان BBC با تدارکات وسیع در روز انتخابات، برنامه خود را ۲۴ساعته نموده و با افراد مسئله دار در داخل کشور ارتباط برقرار کرده تا اخبار و گزارشات لحظه به لحظه را منتقل نماید. در حوادث پس از انتخابات، این شبکه تلویزیونی در رأس همه رسانه‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی، با ادعای اطلاع‌رسانی لحظه به لحظه از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، عملاً به بنگاه دروغ‌پراکنی و انتشار تحلیل‌های ساختگی و برانگیختگی اجتماعی در ایران تبدیل شده است.

·    رادیو فردا
در جریان حوادث پس از انتخابات رادیو فردا به شدت به تکاپو افتاد و این فعالیت‌ها را حتی پس از شکست کودتای مخملی در ایران نیز ادامه داد.
برای مثال در روزهای نزدیک به ۱۳ آبان، رادیو فردا به گفت‌وگو با عناصری همچون«فاطمه حقیقت جو» عضو فراری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم و «مهدی محسنی» از روزنامه‌نگاران زنجیره‌ای فراری پرداخت. همچنین بخش طنز این رادیو به نام رادیو پس فردا که توسط فرشید منافی اجرا می‌شود، فعالیت خود را بر توهین به سران نظام متمرکز کرده است.

·    بالاترین
نقش این سایت در حوادث تلخ پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پررنگ‌تر شد به طوری که بالاترین با دریافت بودجه‌هایی نجومی از دشمنان ، به محلی برای برنامه‌ریزی،‌اطلاع‌رسانی‌و آموزش جهت اهداف آشوبگران در ایران تبدیل شد. بالاترین که می‌توان آن را سایت مادر فتنه 88 نیز نامید، همواره سعی دارد به صورت ناشیانه ای، بر بی‌طرفی، عدم وابستگی و مستقل بودن خود تاکید کند. پخش اخبار و تحلیل‌های خلاف واقع و تولید شایعات، از مهم‌ترین برنامه‌هایی بود که بر دوش این رسانه صهیونیستی قرار گرفته بود.

·    فیس بوک
فیس‌بوک در روز انتخابات در صفحه اصلی کاربران خود ، یک نظر سنجی قرار داد با این مضمون که شما رای دادید. با کلیک بر روی گزینه مورد نظر یک عدد به کانتر اضافه می‌شد. چیزی در حدود 15000 نفر در این نظر سنجی شرکت کرده بودند. این امر نشان دهنده‌ی اهمیت انتخابات ایران برای مدیران و سیاست‌گذاران فیس‌بوک بود.
شواهد نشان می‌دهد فیس‌بوک تأثیر زیادی در دعوت از حامیان موسوی برای شرکت در مراسم دوم خرداد در ورزشگاه آزادی داشته است.
صفحه میر حسین موسوی در فیس‌بوک 5400 حامی داشت و از طریق این سایت، زندگی نامه، بیانیه‌ها، و سیاست‌های کلی موسوی اطلاع رسانی می‌شد.
نقش فیس‌بوک در اغتشاشات به حدی علنی بود که هیلاری کلینتون (وزیر امور خارجه آمریکا) با اهدای کمک مالی به این شبکه از مدیران فیس‌بوک می‌خواهد؛ تا به سرانجام رسیدن وقایع انتخابات ایران، تعمیرات سایت خود را متوقف کند.

·    العربیه
حوادث پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران، صحنه‌ی آشکار دخالت‌های العربیه در امور داخلی ایران بود. برای مثال العربیه در برنامه‌ی هفتگی «پانوراما» که شامگاه سه شنبه 2009/5/12 میلادی پخش شد، موضوع قابل تأملی تحت عنوان «بمب ساعتی قومیت‌ها» انتخابات ریاست جمهوری ایران و نقش قومیت‌ها در آن را مطرح ساخت.
پس از انتخابات در ایران، قریب به اتفاق مطالب این رسانه، پخش دوباره همه فیلم‌ها و تصاویر درگیری‌ها و کشمکش‌ها در تاریخ معاصر ایران بوده تا این ذهنیت به بینندگان القا شود که دولت‌مردان ایران از ابتدا دچار تضاد ایدئولوژیک بوده‌اند. افزون بر این، گردانندگان تحریریه این رسانه سعودی پس از انتخاب مجدد دکتر محمود احمدی‌نژاد، برای زیر سؤال بردن مشروعیت دولت دهم از هیچ ترفندی فروگذار نکردند.
یکی از اقدامات این شبکه، که هر روز ساعت‌های زیادی از برنامه‌های آن را اشغال می‌کند، پخش تصاویر آرشیوی برخی از ناآرامی‌ها است که در کنار آن موسیقی تند و عناوینی نظیر «ازمة‌الرئاسه» (بحران ریاست جمهوری ایران) و یا «ازمه المستمره» (ادامه‌ی بحران) در ایران را به مخاطبان تلقین می‌کند. شبکه تلویزیونی الجزیره قطر نیز نقشی مشابه را در حوادث پس از انتخابات ایران بازی کرد.

·    صدای آمریکا
در حوادث پس از انتخابات ایران، VOA با تیم آموزش دیده‌ی بهایی خود، ضمن ایجاد و پخش اخبار دروغ و شایعه و تحلیل‌های ساختگی، به عنوان یکی از بازوهای اصلی جنگ رسانه‌ای در خاک ایالات متحده، در کنار آشوبگران داخلی قرار گرفت.
مجموعه صدای آمریکا (VOA)، زیرمجموعه هیئت‌مدیره‌ی رسانه‌های خارجی دولت ایالات متحده آمریکا یا همان BBG و زیر نظر این هیئت مدیره که اعضای آن متشکل از شورای روابط خارجی آمریکا و نمایندگان منصوب دستگاه وزارت امور خارجه ایالات متحده هستند، اداره می‌شود و ریاست BBG نیز با رای مجلس سنای آمریکا انتخاب می‌شود.

·    هاآرتص
چندی پیش از برگزاری انتخابات ایران، روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در گزارشی به نقل از وب‌سایت وزارت امور خارجه اسرائیل نوشت: در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دیپلمات‌ها و نمایندگی‌های اسرائیل در سراسر جهان مأموریت یافته‌اند تصویری کدر و سیاه از ایران انتشار دهند… به طور خلاصه هدف بدنام کردن وجهه‌ی ایران در سطح بین‌المللی در آستانه انتخابات این کشور است.» در این گزارش «هاآرتص» با اشاره به یک تلگرام طبقه‌بندی شده در وزارت خارجه اسرائیل که در آن شرح دقیق جزئیات وظایف نمایندگان اسرائیل در پیش، طول و پس از انتخابات ایران مشخص شده، آمده است: «صدها ژورنالیست از سراسر جهان قرار است برای پوشش رسانه‌ای رویداد انتخابات به ایران سفر کنند. از این رو از نمایندگان اسرائیل خواسته شد پیش از سفر خبرنگاران، اطلاعات پیش زمینه علیه ایران را در اختیار آن‌ها قرار دهند.»


حماسه ی 9 دی
"نهم دی ماه" یاد آور روزیست که در آن بار دیگر "دست قدرت خدا" در دفاع از حریم ولایت از آستین ملت ایران بیرون آمد تا به تمام فتنه گران و حامیان غربی آن ها حقانیت کلام الهی "ان الباطل کان زهوقا" را یاد آوری کند. این سطور چیزی نیست، جز یادآوری تاریخی و گام به گام حوادثی که حماسه "نهم دی ماه" را رقم زد.

نهم دی ماه، همان روزی که رهبر معظم انقلاب آن را به تاسی از امام راحل در نام گذاری قیام مردمی 15 خرداد، "یوم الله" نامیدند.

* پس از راهپیمایی های گسترده و خود جوش مردم ایران در شهرهای مختلف در ابراز  انزجار از اتفاقات روی داده در روز عاشورا، مردم تهران نیز در نهم دی ماه در حمایت از ولایت فقیه ، نظام و رهبری حماسه ای گرانقدر را آفریدند.

"در ظهر عزا حرمت ارباب شکستند علمدار کجایی، این فتنه گران راه  عزاداران تو بستند علمدار کجایی»؛ این شعاری بود که جمعیت کم نظیر راهپیمایان تهرانی در خیابان‌های منتهی به میدان انقلاب بارها و بارها آن را فریاد می زدند. در حالی که حتی مسئولان برگزار کننده راهپیمایی نیز خودشان را برای چنین راهپیمایی آماده نکرده بودند، اما جمعیت راهپیمایی کننده از میدان امام حسین تا میدان انقلاب و حتی جلوتر از آن کشیده شده بود.

راهپیمایان تهرانی که همزمان با بسیاری نقاط کشور در خیابان‌های تهران حضور پیدا می کردند تا انزجار و خشم خود از حرمت شکنی نسل جدید منافقین به ساحت حضرت سیدالشهدا (ع) را اعلام کنند، در ادامه نیز با شعارهایی نظیر «لعن علی عدوک یا حسین؛ خاتمی و کروبی و میرحسین»، «جمهوری اسلامی، شعار مسلمین است؛ جمهوری ایرانی، حرف منافقین است»، «خامنه‌ای کیست علی زمان؛ مرگ بر این خوارج نهروان»، «به کوری منافق؛ بسیجی بیدار است، برای هر بسیجی شهادت افتخار است»، «ما منتظریم تا علی اذن دهد، تا چشم سران فتنه را کور کنیم»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر موسوی»، «مرگ بر کروبی»، «مرگ بر خاتمی «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر منافق» همراهی خود را با نظام اسلامی نشان می دادند.

اقدامات ابتکاری و خلق‌الساعه جالبی نیز در این راهپیمایی صورت می‌گرفت که در نوع خود جالب بود. برای نمونه‍راهپیمایان هنگامی که مقابل بانک صادرات، شعبه پل کالج که در روز عاشورا توسط اغتشاشگران به آتش کشیده شده بود رسیدند، با نشان‌دادن این ساختمان، شعارهایی چون «این سند جنایات موسوی است»، «ما عاشق حسینیم، دشمن میرحسینیم» و... را سر دادند.

در سایر شهرها نیز عظمت راهپیمایی مردم اگر بیشتر از تهران نبود، کمتر از آن نیز نمی توانست باشد.

* در شهر قم مردم این شهر با راهپیمایی و حرکت به سمت میدان شهدا خواستار مجازات شدید فتنه گران شدند و با دادن شعارهایی همچون "مرگ برمنافق" و "مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس"و " ای رهبر آزاده آماده ایم ، آماده" آمادگی خود را برای دفاع از ولایت اعلام می کردند.

* در استان گیلان و شهرستان رشت نیز مردم یکپارچه برای حمایت از ولایت برخواستند. تظاهرکنندگان از میدان فرهنگ شهر رشت به سمت میدان شهدای ذهاب این شهر حرکت کردند و با سردادن شعارهایی نظیر "مرگ بر آمریکا "، "مرگ بر اسرائیل "، "مرگ بر انگلیس " عمق بصیرت خود در شناسایی عوامل اصلی فتنه 88 را ثابت کردند.

* هم چنین مردم زنجان که در روزهای گذشته به طرق مختلف انزجار و نفرت خود را از اقدامات اغتشاشگران روز عاشورا نشان داده بودند، بعد از ظهر نهم دی‌ماه نیز در صفوف به هم پیوسته و در اقدامی تاریخی به خیابان‌ها ریختند و بار دیگر بر سر منافقان و بدخواهان نظام و انقلاب خروشیدند. نظیر این حضور حماسی مردم را شهر زنجان کمتر به خود دیده بود.

* در این روز مردم استان یزد نیز در میدان امیرچخماق یزد گردهم آمده و یک‌صدا وقایع اخیر و هتک‌حرمت به ساحت مقدس امام حسین (ع) همچنین توهین به مقام عظمای ولایت را با سر دادن شعارهایی محکوم کردند.

* اما این فقط قطره ای از حضور بی نظیر مردم بود و مردم شهرهای دیگری همچون اردبیل، زاهدان، همدان، سنندج، تویسرکان، میامی، زابل، بابل، شاهین شهر، مبارکه، لار، کرج، گرگان، سمنان و شاید تمام ایران برای دفاع از حریم ولایت به پا خواستند.

* جمعیت مردم انقلابی در شهرها به حدی بود که بسیاری از رسانه‌های غربی با سکوت کامل نسبت به این اتفاق، سانسور خبری کامل را در پیش گرفتند و برخی دیگر از این شبکه‌ها نیز به خلاصه‌ترین حالت ممکن صحنه‌هایی از راهپیمایی را نشان داده و جمعیت میلیونی حاضر در خیابان را «چند صد هزار نفر» عنوان می کردند.

شبکه های خبری بی بی سی، رادیو صدای آمریکا و دویچه وله نیز این راهپیمایی ها را یک راهپیمایی دولتی و چند ده نفره عنوان می کردند.

* آیت‌الله علم الهدی به عنوان سخنران مراسم 9 دی ماه تهران گفت: «ما به سران فتنه اعلام می‌کنیم، کاری را شما شروع کردید که از "بغی" شروع شده و به "محاربه" رسیده است. شما حرکت‌تان را با بغی شروع کردید به معنای طلب ناحق. مطالبه نا حق در برابر نظام عدل می‌شود بغی. امام عادل این امت، رهبر عظیم الشأن در 22 خرداد در خطبه نماز جمعه شما را به حق دعوت کردند. گفتند اگر اشکالی به انتخابات دارید از طریق قانونی رسیدگی کنید. مطالبه ناحق کردید، بر طبل مخالفت با جمهوری اسلامی کوبیدید و یاغی شدید در نظام اسلامی و بغی ورزیدید. بغی شما بستر را آماده کرد، جریان الحادی جریان کفر و مارکسیستی و منافقین ناپاک در بستر آن آمدند و این حرکت را شروع کردند. در عاشورا بغی شما به محاربه انجامید. حرکت روز عاشورا دقیقاً‌محاربه بود.»

* جمعیت میلیونی عزاداران هتک حرمت مقدسات توسط اغتشاشگران روز عاشورا، پس از اتمام تجمع عظیم خود، در مسیرهای بازگشت به سمت منازل در خیابان‌های فرعی و اصلی تهران در خیابان‌های توحید، یادگار امام، کارگر شمالی، بلوار کشاورز، خیابان ولیعصر، خیابان جمهوری، خیابان کارگر جنوبی و برخی دیگر از خیابان‌های فرعی اقدام به برگزاری راهپیمایی کردند. همچنین در خیابان فردوسی، تظاهرات کنندگان این خیابان، تجمع اعتراضی را در مقابل سفارت انگلیس بر پا کردند.

* در قطعنامه پایانی تجمع بزرگ عاشورائیان در میدان انقلاب اعلام شد: «در روز عاشورای حسینی روز حزن و اندوه و مصیبت عظمای سالار شهیدان که روز عزای عمومی جهان بشریت محسوب می‌گردد، معدودی ضد انقلاب و فتنه‌گر که مخالف امنیت، آسایش، پیشرفت، آبادانی، سربلندی و عزت مردم ایران هستند در برخی از خیابان‌های تهران با هدایت و پشتیبانی رسانه‌های بیگانه و نیز برخی قدرت‌های استکباری، مقدس‌ترین ارزش‌های اسلامی را نشانه گرفته و با هلهله، سوت و کف به تخریب اموال دولتی، اماکن عمومی، سنگ‌پرانی و حمل سلاح‌های گرم و سرد به صفوف نمازگزاران و عزاداران حسینی وحشیانه یورش برده، حتی به ساحت قرآن کریم جسارت کرده‌اند و بدین سان کارنامه ننگین وارثان یزیدیان را سیاه و سیاه‌تر نمودند... اغتشاشگران و آشوبگران روز عاشورا را که علیه قرآن، ارزش‌ها و مقدسات اسلامی و نظام جمهوری اسلامی دست به توطئه زدند مصداق بارز ضد انقلاب، مفسد فی‌الارض و محارب با خدا می‌دانیم و از نهادهای مسئول خواهان شناسایی، محاکمه عاملان و مسببان این حرمت‌شکنی و اشد مجازات برای آنان هستیم.».

*رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند: «اگر این مسئله اتفاق نمی‌افتاد و عده‌ای وسط راه، سست عنصری نشان نمی‌دادند، امروز وضع کشور در زمینه‌های مادی و معنوی خیلی بهتر بود اما همانگونه که بارها تأکید شد و واقعیت‌های جامعه نیز نشان می‌دهد هر مقدار ریزش بود دو برابر آن رویش وجود دارد.»
* در مقابل ابوالحسن بنی‌صدر در گفت‌و‌گو با شبکه راشاتودی با حمایت از آشوبگران روز عاشورا، گفت: «این حرکت‌های اعتراض‌آمیز! از ابتدا در اعتراض به نتایج انتخابات 22 خرداد بود اما اکنون کل نظام را هدف قرار داده است. بنی صدر رمز اتحاد تمامی مخالفان را در ضدیت با نظام اسلامی دانست و گفت: «تمامی مخالفان آماده تشکیل دادن حکومتی دموکرات در ایران هستند.» وی در نهایت خود را یکی از این افراد معرفی کرد.

*پس از راهپیمایی نهم دی‌ماه و مشخص شدن نظر مردم در خصوص وضعیت سیاسی کشور، علی اکبر محتشمی پور، رئیس کمیته صیانت از آرای موسوی پس از قریب به 4 ماه سکوت در برابر شعار «نه غزه نه لبنان» طیف متبوعش، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس با بیان این‌که کسانی که به عمد شعار «نه غزه، نه لبنان» را می‌دهند خائن هستند، گفت: «ما باید طرفدار مظلوم باشیم و جان خود را فدای آرمان‌های بلند اسلام بکنیم.» وی در پایان تأکید کرد: «طرح این شعارها سبب انزوای ایران در جهان اسلام و نفرت بین دوستداران ما می‌شود».

* روز نامه واشنگتن پست در گزارشی تحلیلی به شرایط کنونی جریان فتنه پرداخت و نوشت: «دولتمردان امریکایی بشدت نگران هستند که پشتیبانی مستقیم و آشکار از جنبش سبز باعث آسیب رسیدن به آن شود. اما اکنون که اوباما بطور آشکار از این جنبش حمایت کرده و حمایت آشکار وی مورد انتقاد قرار گرفته است، وقت آن رسیده که امریکا هر کاری که از دستش برمی آید، چه بطور آشکار و چه پنهان برای کمک به این جریان انجام دهد"

* این در حالی بود، که فتنه گران با وجود این حرکت اعتراضی مردم کوچکترین توانی برای مقابله با جریان اصیل انقلاب را نداشتند. سکوت و رکود کامل جریان فتنه گر پس از راهپیمایی نهم دی ماه نشان از مرگ کامل این جریان دارد. در یک کلام راهپیمایی نهم دی ماه تیر خلاص جریان فتنه بود.






بصیرت در کلام امام خامنه ای(حفظه الله)

·    بی بصیرتی
اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهائی که بر ملت‌ها وارد می‌شود، در بسیاری از موارد بر اثر بی‌بصیرتی است. خطاهائی که بعضی از افراد می‌کنند - می‌بینید در جامعه‌ی خودمان هم گاهی بعضی از عامه‌ی مردم و بیشتر از نخبگان، خطاهائی می‌کنند. نخبگان که حالا انتظار هست که کمتر خطا کنند، گاهی خطاهایشان اگر کماً هم بیشتر نباشد، کیفاً بیشتر از خطاهای عامه‌ی مردم است - بر اثر بی‌بصیرتی است؛ خیلی‌هایش، نمی‌گوئیم همه‌اش.بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهی خودتان را بالا ببرید1.

·    شناخت دشمن
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می‌بینید آتش توپخانه‌ی تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتی است که آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نکنیم؛ لذا بصیرت لازم است، تبیین لازم است2.

·    گفت وگوی استدلالی
بصیرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهی می‌بیند که متأسفانه بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بی‌بصیرتی‌اند؛ نمی‌فهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند.
یک حرفی یکهو به نفع دشمن می‌پرانند؛ به نفع جبهه‌ای که همتش نابودی بنای جمهوری اسلامی است به نحوی. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهای بدی هم نیستند، نیت بدی هم ندارند؛ اما این است دیگر. بی‌بصیرتی است دیگر.
این بی‌بصیرتی را به خصوص شما جوان‌ها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهای مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوی تقلیدی - که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمی‌خواهم - گفتگوی استدلالی3.
-------------------------------------------------------------------------------------------------1-بیانات در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی امر 5/5/1388
·    قطب نمای بصیرت
اینی که من در طول چند سال گذشته همیشه بر روی بصیرت تأکید کرده‌ام، به خاطر این است که یک ملتی که بصیرت دارد، مجموعه‌ی جوانان یک کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می‌کنند و قدم برمیدارند، همه‌ی تیغهای دشمن در مقابل آن‌ها کند می‌شود.
بصیرت این است. بصیرت وقتی بود، غبارآلودگی فتنه نمی‌تواند آن‌ها را گمراه کند، آن‌ها را به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان ولو با نیت خوب، گاهی در راه بد قدم می‌گذارد.
شما در جبهه‌ی جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه‌خوانی بلد نباشید، اگر قطب‌نما در اختیار نداشته باشید، یک وقت نگاه می‌کنید می‌بینید در محاصره‌ی دشمن قرار گرفته‌اید؛ راه را عوضی آمده‌اید، دشمن بر شما مسلط می‌شود. این قطب‌نما همان بصیرت است1.
·    بصیرت لازمه ی زندگی اجتماعی امروز
در زندگیِ پیچیده‌ی اجتماعیِ امروز، بدون بصیرت نمی‌شود حرکت کرد. جوان‌ها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند. معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه‌ی ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به مسئله‌ی بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راه‌های جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرت‌ها لازم است2
·    بصیرت راه شناخت لوازم مورد نیاز
وقتی بصیرت بود، آنوقت شما میدانید با کِی طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمیدارید. یک روز شما می‌خواهید تو خیابان قدم بزنید، خوب، با لباس معمولی، با یک دمپائی هم می‌شود رفت تو خیابان قدم زد؛ اما یک روز می‌خواهید بروید قله‌ی دماوند را فتح کنید، او دیگر تجهیزات خودش را می‌خواهد. بصیرت یعنی اینکه بدانید چه می‌خواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید3.
·    نمایش حق و باطل با افزایش بصیرت
جوانان عزیز! هر چه می‌توانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید دشمنان از بی‌بصیرتی ما استفاده کنند؛ دشمن به شکل دوست جلوه کند، حقیقت به شکل باطل و باطل در لباس حقیقت. امیرالمؤمنین } در یک خطبه‌ای از جمله‌ی مهم‌ترین مشکلات جامعه همین را می شمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب اللَّه».
در همین خطبه، امیرالمؤمنین} می‌فرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر بشود، کسی نمی‌تواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان». آن کسانی که مردم را می‌خواهند گمراه بکنند، باطل را به صورت خالص نمی‌آورند؛ باطل و حق را آمیخته می‌کنند، ممزوج می‌کنند، آن وقت نتیجه این می‌شود که «فهنالک یستولی الشّیطان علی اولیائه»؛ حق، برای طرفداران حق هم مشتبه می‌شود. این است که بصیرت می‌شود اولین وظیفه‌ی ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود4.

1-بیانت در دیدار عمومی مردم چالوس ونوشهر 15/7/1388
2- همان
3- همان
4- همان
·    تفکر در دیده ها و شنیده ها
حوادث را درست نگاه کردن، درست سنجیدن، در آن‌ها تدبر کردن، در انسان بصیرت ایجاد می‌کند؛ یعنی بینائی ایجاد می‌کند و انسان چشمش به حقیقت باز می‌شود.
امیرالمؤمنین } در جای دیگر می‌فرماید: «فانّما البصیر من سمع فتفکّر و نظر فأبصر»؛ بصیر آن کسی است که بشنود، گوش خود را بر صداها نبندد؛ وقتی شنید، بیندیشد.
هر شنیده‌ای را نمی‌شود به صرف شنیدن رد کرد یا قبول کرد؛ باید اندیشید. «البصیر من سمع فتفکّر و نظر فأبصر». نَظَرَ یعنی نگاه کند، چشم خود را نبندد. ایراد کار بسیاری از کسانی که در لغزشگاه‌های بی‌بصیرتی لغزیدند و سرنگون شدند، این است که نگاه نکردند و چشم خودشان را بر یک حقایق واضح بستند. انسان باید نگاه کند؛ وقتی که نگاه کرد، آنگاه خواهد دید1.

·    بصیرت کار همگانی
·   
بصیرت پیدا کردن، کار سختی نیست. بصیرت پیدا کردن همین اندازه لازم دارد که انسان اسیر دامهای گوناگون، از دوستی‌ها، دشمنی‌ها، هوای نفس‌ها و پیشداوری‌های گوناگون نشود. انسان همین قدر نگاه کند و تدبر کند، می تواند واقعیت را پیدا کند. مطالبه‌ی بصیرت، مطالبه‌ی همین تدبر است؛ مطالبه‌ی همین نگاه کردن است؛ مطالبه‌ی چیز بیشتری نیست. و به این ترتیب میشود فهمید که بصیرت پیدا کردن، کار همه است؛ همه می توانند بصیرت پیدا کنند2.


·    عوامل تداوم خطا و اشتباه
·   
گاهی بصیرت هم وجود دارد، اما در عین حال خطا و اشتباه ادامه پیدا می‌کند؛ که گفتیم بصیرت شرط کافی برای موفقیت نیست، شرط لازم است. در اینجا عواملی وجود دارد؛ یکی‌اش مسئله‌ی نبود عزم و اراده است.
بعضی‌ها حقایقی را می دانند، اما برای اقدام تصمیم نمی‌گیرند؛ برای اظهار تصمیم نمی‌گیرند؛ برای ایستادن در موضع حق و دفاع از حق تصمیم نمی‌گیرند. البته این تصمیم نگرفتن هم عللی دارد: گاهی عافیت‌طلبی است، گاهی تنزه‌طلبی است، گاهی هوای نفس است، گاهی شهوات است، گاهی ملاحظه‌ی منافع شخصی خود است، گاهی لجاجت است. یک حرفی را زده است، می‌خواهد پای این حرف بایستد، به خاطر اینکه ننگش می‌کند از حرف خودش برگردد؛ که فرمود: «لعن اللَّه اللّجاج»؛ لعنت خدا بر لجاجت3.


-------------------------------------------------------------------------------------------------1

- بیانات در دیدار دانشجویان و جوانان استان قم 4/8/1389
2- همان
3- همان
4- همان
 و در آخر نیز نظر شما را به گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی جلب می کنم:

مقدمه:
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، غرب که الگوی انقلاب اسلامی را به عنوان گفتمانی در مقابل لیبرال دموکراسی می‎دانست، به طور همه‎جانبه سعی در مخدوش کردن وجهه این نظام نوپا داشت تا مانع از الگودهی ملت ایران به دیگر ملتهای جهان، برای شکستن ساختار از پیش طراحی شده‎ی نظم جهانی شود؛ اما شکست‎های پی‎درپی نظام سلطه از جمهوری اسلامی ایران طی 32 سال گذشته و پیشرفت‎های چشم‎گیر ایران در این مدت، منجر به طراحی و اجرای شیوه‎های نوین در مواجهه با ایران شد.
پیشرفت در عرصه‎های گوناگون علم و فن‏آوری، تثبیت راهبرد تهاجمی در سیاست خارجی و انفعال کشاندن قدرت های استکباری، عدم تمکین ایران در قبال فشارهای بیرونی، تلاش برای گسترش هر چه بیشتر جبهه مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستی، قدرت‎های استکباری به ویژه آمریکا را به تلاش برای تلفیق گزینه های سخت، نیمه سخت و نرم علیه ایران وادار کرد به این امید که بتوانند پروژه تغییر رفتار نظام ما را به عنوان گام اول پروژه تغییر به ثمر برسانند.
تجربه دوران حاکمیت جریان دوم خرداد که جورج بوش پسر هنگام ترک کاخ سفید آن را دورانی خوش خواند و از بابت به پایان رسیدن آن ابراز تاسف کرد، امریکا و متحدانش را به این نتیجه رساند که بهترین و کوتاه ترین روش برای ایجاد تغییر در رفتار ایران اسلامی سرمایه گذاری بر روی جریان ساختار شکن و غربگرای داخل ایران است که در طول دوران گفتمان اقتصادی و گفتمان سیاسی خود به خوبی نشان داده بود روش ها و اهداف خود را کاملا بر مطلوب ها و نیازهای غرب منطبق کرده است. به همین دلیل بود که بلافاصله پس از به پایان رسیدن دولت اصلاحات، فرایندهای ذیل شتابی فزاینده گرفت:
1.            فراخوان مراکز تصمیم سازی برای تهیه راهبرد های عملیاتی علیه ایران
2.            تصویب بودجه ویژه برای حمایت از‎اپوزیسیون
3.            ایجاد و تقویت ساختارها و شیوه های رسانه ای جدید برای ایجاد، هدایت و تغذیه آشوب داخلی (که بی بی سی فارسی در راس آنها قرار داشت)
4.            تصویب قطعنامه‎های تحریمی علیه ایران
5.            فعال شدن سرویس های اطلاعاتی برای تحقق دو پروژه اپوزیسیون واحد (با برداشتن مرزهای میان گروه های مختلف اپوزیسیون) و اپوزیسیون حرفه ای، که اصلاح طلبان غربگرا در سال 84 فقدان آنها را جزو ضعف های اساسی خود اعلام کرده بودند؛ و گنجاندن آن در قالب پروژه شبکه سازی در محیط های واقعی ومجازی
6.            تقسیم کار میان کشورهای غربی برای برقراری پیوندهای پنهان با اپوزیسیون داخلی
7.            برنامه ریزی برای تبدیل انتخابات به هسته مرکزی یک فرایند کودتای مخملی
اگرچه بسیاری از این فرایندها از سال ها قبل آغاز شده بود و عمر برخی از آنها به بیش از 20 سال می رسید، اما در این تردیدی نیست و مجموعه اطلاعات موجود هم نشان می‌دهد که برنامه ریزی اصلی برای تبدیل این پروژه ها به فتنه داخلی پس از سال 1384 اوج گرفته است.
این گزارش تلاش می کند چگونگی تکمیل این پروژه ها و تبدیل آن به یک فتنه سیاسی و اجتماعی را با استناد به اطلاعات معتبر واکاوی کند و روایتی دقیق از چگونگی مهار این فتنه عمیق ارائه نماید.
2- بررسی علل و عوامل و ریشه یابی جریان فتنه
آن‏چه فردای پس از انتخابات سال 88 را رقم زد فرصتی بود که از سال‎ها قبل و با برنامه‎ریزی مدون و منسجم بیگانگان و طمع و همراهی عناصر فریب خورده داخلی فراهم آمد. فضای مطلوب سوءاستفاده بیگانگان، از طریق حاکم شدن فضای غیرعقلانی و تهییج ‏احساسات، نادیده‌گرفتن تذکرات مقام معظم رهبری و قواعد و اخلاق انتخاباتی و مصالح انقلاب مهیا شد تا دشمنان به ‏پیاده‌سازی سناریوی از پیش تعیین شده خویش بپردازند. در این راستا می‎توان به عوامل خارجی و داخلی موثر در این ‏حوادث اشاره کرد:‏
الف: زمینه ها و عوامل خارجی
مجموعه اسناد و مطالعات موجود نشان می دهد به طور کلی راهبرد غرب در قبال ایران اسلامی مبتنی بر این پیش فرض است که در نهایت هر نوع سناریوی براندازانه علیه ایران باید راهی به داخل ایران بیابد و هدف از مجموعه فشارهای بین المللی بر ایران نیز در نهایت چیزی جز اثرگذاری بر داخل ایران و فعال کردن مجموعه نیروهای غرب گرا –که همواره نسبت به اکثریت مطلق مردم، اقلیتی بسیار کوچک محسوب می شده اند- نبوده است. یکی از عوامل زمینه ساز فتنه 88 در زمانی به مدت دو دهه بویژه از سال 1384 به این سو، در قالب سازوکارهای زیر صورت گرفته است:
1.            برقراری ارتباطات پنهان
2.            کمک مالی
3.            حمایت علنی در چارچوب پروژه های دیپلماسی عمومی
4.            فشار به نظام جمهوری اسلامی به منظور ایجاد فضای مانور برای جریان غرب گرا در داخل
5.            شبکه سازی اجتماعی در حوزه های مجازی و حقیقی
در عین حال نکته مهم و برجسته در این میان این است که غرب برای کلیدزدن پروژه خود به آماده شدن مجموعه ای از شرایط داخلی نیاز داشت و به منظور هر چه کامل تر کردن این پروژه از پیش برنامه ریزی شده، انتخابات را به عنوان یکی از مهم ترین نقاط قوت جمهوری اسلامی هدف قرار داد.
بررسی دقیق و موشکافانه فتنه 88، نشان می‎دهد عملکرد و سخنان سران داخلی و خارجی فتنه، الگوبرداری کاملا دقیق از تئوری‎‎های از پیش طراحی شده انقلاب‎های مخملی در مراکز تولید توطئه سیستم‎های جاسوسی خارج از کشور از جمله تئوری مبارزات خشونت پرهیز و روش‎های مسالمت‎آمیز نافرمانی مدنی کسانی چون جین شارپ بوده است که در تمام نمونه‌های قبلی خود –از جمله موارد اجرا شده در اروپای شرقی و آسیای میانه- به صورت «انتخابات‌محور» عمل کرده است.
مطابق اسناد موجود، کشورهای غربی ودر راس آنها دولت امریکا بر مبنای مجموعه کدهایی که از داخل ایران دریافت کردند به این نتجه رسیدند که مقطع انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 88 بهترین فرصت برای اجرای کودتای مخملی در ایران است که در مقاطعی چون سال های 76، 80، و 84 شرایط را برای اجرای آن مناسب ندیده بودند. عوامل زیر در متقاعد شدن نظام سلطه به اینکه سال 88 مناسب ترین زمان برای اجرای کودتای مخملی است، نقشی کلیدی داشته است:
1.            مسافرت های خارجی افرادی چون محمد خاتمی که اغلب به تلاش برای متقاعد کردن طرف خارجی به اینکه میرحسین موسوی فردی مناسب برای پیش بردن پروژه تغییرات ساختاری در ایران است، اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان می دهد خاتمی در تونس، ترکیه و استرالیا برای ترغیب خارجی ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.
2.            مسافرت مجموعه ای از عوامل اطلاعاتی خارجی در پوشش های مختلف به داخل ایران و برآورد اوضاع داخلی ایران
3.            شناخت تاریخی از شخصیت میرحسین موسوی به دلیل حضور عوامل وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی در کنار وی مانند اردشیر امیرارجمند
4.            پیشبرد پروژه شبکه سازی با همراهی گروه هایی چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از سال 88 به این سو که اصلی ترین مکانیسم اجرایی آن برگزاری دوره های متعدد براندازی نرم در خارج از ایران برای گروه های برگزیده داخلی و مسافرت بیش از چند صد نفر از چهره های شناخته شده جریان دوم خرداد به خارج از ایران به منظور شرکت در این دوره ها در فاصله سال های 84-88 بود.
5.            و آخرین عامل پیام هایی بود که غربی ها مستقیما از داخل ایران دریافت کردند و این پیام ها منجر به شکل گیری این اشتباه محاسباتی در ذهن آنها شد که سال 88 زمانی مناسب برای کلید زدن پروژه کودتاست. اطلاعات موجود در اسناد اطلاعاتی که به هنگام نگارش این گزارش به آنها مراجعه شده نشان می دهد مهدی هاشمی نقشی عمده در ارسال این پیام ها به بیرون داشته و از جمله پیام های مستقیم وی برای امریکا در اواخر سال 1387 موجب شد امریکا پروژه مذاکرات هسته ای با ایران را که اهمیت حیاتی برای آن داشت تعطیل کرده و انرژی خود را بر پیروزی اصلاح طلبان در انتخابت 1388 متمرکز نماید.
آنچه به عنوان عوامل خارجی زمینه ساز فتنه 88 مد نظر است، صرفاً یک فاکتور تاثیر‎گذار بر سهل‎شدن زمینه بروز فتنه 88 نیست. بلکه می‎توان به جد گفت طرف غربی در برنامه‎ریزی، سازماندهی و هدایت نا آرامی‎های اجتماعی به سمت و سوی مورد نظر خود نقش اصلی را برعهده داشته است. فلذا مدیریت فتنه 88 بر عهده طرف غربی بوده است.
در اثبات این موضوع شواهد بسیار قطعی در مواضع رسمی «سکانداران غرب»، «طرح های مراکز تولید توطئه آمریکایی» و «رسانه های دیداری، شنیداری، مجازی و مکتوب» موجود است. آنچه در این بحث به آن اشاره می شود شواهد موجود از دخالت و مدیریت غربی ها در این سه منبع است.
‏1- بنیادهای غربی حامی براندازی
به نتیجه نرسیدن پروژه‎ی جنگ سخت در ایران سبب شد، نظام سلطه جهت پیگیری اهداف خود در ایران و خاورمیانه پرونده خاصی در اتاق های فکر خود برای ایران پدید آورد. مؤید این موضوع تعدد قابل ملاحظه تولیدات موسسات برانداز پیرامون ایران است. مرور پژوهش‎های انجام شده در بنیاد‎های غربی طی سالهای نزدیک به 2009 نشان می‎دهد تحلیلگران از عدم وجود یک استراتژی کلان‎نگر پیرامون ایران و غرق شدن در تاکتیک‎هایی همچون «ایران منهای انر‍ژی هسته‎ای» نگرانند و به دنبال دستیابی به یک استراتژی مدون هستند . به وجود آمدن چنین دیدگاهی است که موجب می شود به یک باره تعداد پژوهش‎ها پیرامون دستیابی به یک استراتژی کلان در برخورد با ایران و بازشناسایی ارکان جمهوری اسلامی اوج گیرد.
هم اکنون حدود 60 بنیاد و موسسه مرتبط با «جنگ نرم در ایران» درحال فعالیت هستند. در این جا سعی شده است صرفا به نقش تعدادی از مراکز تولید توطئه در فتنه 88 توجه شود.
1/1. بنیاد سوروس یا جامعه باز :
شواهد بسیار زیادی از برنامه‎ریزی چندین ساله بنیاد سوروس در ایران و تلاش این مرکز برای اجرای پروژه «انقلاب مخملین در ایران» وجود دارد.تا آنجا که علاوه بر رسانه‎های غرب، برخی محققین غربی نیز پیرامون «شکست انقلاب نرم در ایران» مقالاتی ارائه کرده اند و از حمایت های مالی و فکری غرب و به طور خاص بنیاد سوروس سخن گفته اند.
گذشته از اعترافات کیان تاجبخش ، همراهی و راهنمایی جین شارپ با اغتشاشگران ، نشان از تئوریزه شدن نا آرامی ها در این بنیاد است.
2/1. خانه آزادی : همه عناصر اصلی موسسه خانه آزادی صهیونیست هستند و از چند سال پیش با بودجه 15 میلیون یورویی هلند یک وب‎سایت (مجله اینترنتی) به نام «گذار» به زبان فارسی منتشر کردند. گردانندگان بخش فارسی این موسسه افرادی همچون ساسان قهرمانی ، فرج سرکوهی ، عباس معروفی ، فاطمه حقیقت جو وهمسرش محمد تهوری ، مجید محمدی، علی افشاری و محسن سازگارا و نیک آهنگ کوثر هستند.
چند ماه قبل از انتخابات خانه آزادی دستورالعمل آموزشی را در وب‌سایت «گذار» منتشر نمود که مبارزه مسالمت‌آمیز با 50 نکته اساسی را آموزش می داد و به واقع آموزش انقلاب رنگی بود . لازم به ذکر است این موسسه ارتباط بسیار نزدیکی با CIA دارد.
فعالیت چهار ساله وب‌سایت «گذار» وابسته به این بنیاد و تلاش جهت شکل‎دهی رویکردهای رسانه ای مهمترین فاکتور‌های عملکرد این مرکز علیه ایران است.
3/1. صندوق اعانه ملی برای دموکراسی ( N.E.D ) : 90%بودجه این صندوق از کنگره آمریکا تأمین می‎شود. این موسسه بودجه موسساتی همچون بنیاد برومند، مشارکت آموزشی زنان، نایک، موسسه دموکرات ملی، موسسه جمهوری خواه ملی N.R.I را تأمین می‎کند که تمامی این موسسات در گزارش معاون خارجی وزارت اطلاعات به طور مجزا نام برده شده‎اند .
از جمله افرادی که به عنوان محقق میهمان به این صندوق دعوت شده‎اند می‎توان به‎هاله اسفندیاری، لادن برومند، رامین جهانبگلو، سیامک نمازی، حسین بشیریه، علی افشار، منوچهر محمدی، مهناز افخمی، تریتا پارسی و مهرانگیز کار اشاره نمود.
به اذعان بسیاری از تحلیلگران غربی نقش اصلی بنیاد N.E.D در پروژه تلاش جهت انقلاب رنگین در ایران در بعد سرمایه‎گذاری های مالی‎اش است.
4/1. موسسه بروکینگز: کنت پولاک کارشناس علوم سیاسی و روابط بین‎المللی از جمله افرادی است که روی مسائل ایران تمرکز دارد. پولاک با تألیف کتابی سعی کرده براندازی نرم در ایران را توجیه کند و اثبات کند که چرا جمهوری اسلامی تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه است و مرکز سابان وابسته به بروکینگر گزارش 164 صفحه ای تحت عنوان «کدام میسر به سمت ایران» ؟ منتشر کرد که در آن جنگ نرم بهترین گزینه برای براندازی جمهوری اسلامی ایران معرفی شده بود . تنها دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این سند 164 صفحه‎ای اقسام متعدد روش‎های براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران به تفصیل بیان شد .
میتوان ادعا کرد منسجم ترین و نزدیک‎ترین رویکرد به آنچه در ایران رخ داد همین محصول 2009 بنیاد بروکینگز است.
بعد از انتخابات، غرب جهت رسیدگی به آخرین وظیفه مدیریتی خود در فتنه 88 به بازخورد‎گیری و تلاش جهت کنترل اوضاع ایران پرداخت. برگزاری میزگرد هایی چون «مشت بسته ایران» توسط بنیاد بروکینگز و توان سنجی‎های موسسه رند از ارکان نظام ، تلاش جهت تحریک افکار عمومی به وسیله ابزار رسانه ، موضعگیری ها و هشدارهای سیاست‌مدارانی چون کیسینجر در این راستا به نظر میرسد.
دخالت و برنامه‎ریزی عوامل خارجی برای ایران مسئله‎ای نیست که آمریکا در پی پنهان کردن آن باشد، در نیمه اسفندماه سال 89 کاندولیزا رایس از فرایند تربیت نیرو در ایران رازگشایی کرد:
« در همین ارتباط به واسطه موسسه ملی دموکراسی آمریکا تاکنون توانسته‎ایم هزاران فعال را آموزش دهیم . ما تاکنون به اشکال بسیار مختلف در بحث آموزش، سرمایه‎گذاری کرده‎ایم تا یک لایه‎ی اجتماعی از لحاظ فکری سکولار را در عرصه‎های بین‎المللی رشد و پرورش دهیم . » او در ادامه افزود : «نیروهای سکولار ایران قوی‎تر از گذشته شده‎اند از این رو ما دیگر نباید به قیاس‎های اشتباه بسنده و تکیه کنیم » .
همچنین مرکز اطلاع رسانی اطلاعات و تروریسم وابسته به موساد از دیگر موسسات پیگیر تحولات و اخبار ‏پس از انتخابات ایران بود که گزارش آن را در قالب جزواتی (به نام ‏Spot light on iran‏) منتشر می کرد. این ‏موسسه در گزارش راهبردی خود در 28 خرداد ماه 88، با مناسب دانستن فرصت پیش آمده در ایران ‏راهکارهایی جهت تشدید ناآرامی در ایران ارائه می‏کندکه بخشی از راهکارهای فوق در تاریخ 30 خرداد 88 ‏در سایت همدمی تحت عنوان« سران اسرائیل از خیزش مردمی در ایران حمایت کرده» منتشر شد.
2- رسانه‎های دیداری و شنیداری و سایت‎های غربی
رسانه های غربی در فرآیند فتنه دو موضوع اصلی را عملیاتی کردند:
1. دامن زدن به فضای آشوب
2.شکل دادن به سیاست های نظام سلطه بر اساس نوع تحلیل‎هایی که از داخل ایران ارائه می کردند.
بنا بر این موضع‎گیری رسانه های غرب را می‎توان در 2 گروه بررسی کرد:
رسانه های گروه اول:
رسانه‎هایی که به طور مستقیم پیگیر ایجاد خط اغتشاش و دامن زدن به نا آرامی ها بوده اند.
شاخص ترین این دسته سایت BBCاست . تأسیس ‏شبکه تلویزیونی بی‎بی‎سی فارسی تنها 6 ماه پیش از برگزاری انتخابات ، افزایش برنامه‎های آن به 24 ساعت در ‏روزهای نزدیک به انتخابات وتأثیر فزاینده آن بر هدایت، کنترل، مهره چینی و بازی‏گردانی حوادث پیش و ‏پس از انتخابات تنها یک مورد از موارد نشان دهنده تدوین سناریوی دشمنان خارجی و داخلی جهت براندازی ‏نظام می‏باشد. فراخوان‎های سازگارا و نوری‌زاده در شبکه‌های ‏VOA‏ و ‏BBC‏ برای اغتشاشات روز عاشورا از ‏دیگر مصادیق این امرهستند که بر تأثیر رسانه‎های خارجی بر وقایع و تحولات داخلی گواهی می‎دهند . ‏
انتقال فضای قبل از انتخابات به مقطع پس از انتخابات و ایجاد دو‎گانگی و تضعیف انسجام جامعه همراه با ‏«توهم تقلب» در انتخابات از سوی معترضین به انتخابات ، به شکل‎گیری فضای انتقام‌گیری در جامعه کمک ‏کرد.‏ که این موارد از تاکتیک‌های مورد استفاده بی بی سی بوده است.
جهت‎گیری بسیاری از رسانه‏ها چون روز آنلاین، گویا، گذار، ‏VOA، ‏BBC، رادیو فردا، رادیو زمانه، رادیو ‏رژیم صهیونیستی، شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب مانند منافقین، گروه‌های سلطنت‌طلب، پارس، رنگارنگ، ‏کانال بک و سایت‌های اینترنتی ضدانقلاب و همسو با جریان فتنه مانند جرس، کلمه، بالاترین، قلم و... در ‏جریان انتخابات و وقایع بعد از آن و تأثیر آن‎ها به عنوان عوامل مؤثر بر اعتراض و آشوب، ذیل عملکرد بی بی سی، مهندسی شده بود.
بررسی فعالیت‌های خبری شبکه تلویزیونی ‏CNN‏ در روزهای پس از انتخابات نشان می‌دهد این شبکه تمام ‏توان خود را در جهت بهره‌برداری از اغتشاشات بسیج کرده است. گردانندگان ‏CNN‏ با قطع برنامه‌های عادی ‏به طور ویژه به انعکاس تحولات ایران پرداختند و با استفاده از تصاویر دریافتی از بینندگان که قابل استناد نیست، ‏حتی کمترین معیارهای حرفه‌ای انتقال خبر را زیر پا گذاشتند. ‏
این شبکه حتی پا را فراتر گذارده و به آموزش اغتشاشگران روی آورد. شبکه مزبور در برنامه‌های مختلفی ‏راه‌های هک کردن سایت‌های دولتی کشور مانند وزارت کشور و... را به بینندگان خود آموزش داد. تحریک و ترغیب اغتشاش‎گران به ادامه خشونت و درگیری، یکی دیگر از محورهایی است که توسط ‏CNN‏ ‏دنبال شد.
رسانه های گروه دوم:
رسانه هایی که فرصت موجود را به عنوان بهترین فرصت آمریکا شناسایی کرده و دولت امریکا را به استفاده از این فرصت تشویق کرده اند
رسانه هایی چون واشنگتن پست و والاستریت ژورنال در روزهای آغازین انتخابات حتی طرح تقلب را رد کرده و به نظر سنجی‎های خود برای تائید صحت انتخابات ایران تکیه کردند و . پس از مدتی فضای داخل ایران را به عنوان بهترین فرصت جهت عملی کردن اهداف آمریکا مطرح نموده و به دولت امریکا در مقالات و تحلیل‎های خود پیگیری و استفاده از این فرصت را گوشزد کردند. و
و سایر رسانه هایی که گاهاً حاوی مقالات افشاگرانه پیرامون عملکرد غرب بوده اند و و و
3- شبکه‎های اجتماعی:‏
‏ در سال‎های اخیر شبکه‎های اجتماعی با سرعتی بی‎نظیر گسترش یافته‌اند . این شبکه‎ها قبل از انتخابات تبدیل به صفحاتی برای تبلیغات کاندیداها شدند و به دنبال قطع شدن سیستم پیام کوتاه ، شبکه‎هایی همچون فیس بوک، توئیتر، یوتیوپ ، فرندفید و ... به تقویت و تشدید فعالیت‎های خود پرداختند و پیوند میان آشوب‎گران و هدایت‎گران خارجی آن‎ها را برقرار کردند . گسترش اطلاعات درباره ایران شگفت‎آور بود به طوری که در برابر جستجوی ترکیب «election protests iran « در توئیتر بیش از یک میلیون نتیجه به دست می‎آید. مرکز دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیا در گزارشی در باره نقش وب سایت‎های توئیتر در ناآرامی‎های پس از انتخابات اعلام کرد 98% از لینک‎های توئیتر در باره انتخابات و ناآرامی‎های پس از آن بوده است. نقش توئیتر در ناآرامی‎های ایران آنقدر محسوس بود که موسسه آمریکایی صلح از اندیشکده‎های آمریکایی در مقاله‎ی «پیش بینی چگونگی دیپلماسی شهروندی» در سال 2011 حوادث پس از انتخابات ایران را نمونه بارز کارکرد شبکه‎های اجتماعی بیان کرد.
عقب انداختن به روزرسانی سایت که مستلزم قطع خبر چند روزه سایت بود ؛ قرار دادن نرم افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و آموزش دور زدن فیلترینگ از جمله اقدامات حمایتی تویتر از اغتشاش‎گران بود .
4- مواضع رسمی خارجی :
روشن ترین دلیل حضور غرب پشت پرده آشوب‎های خیابانی در سال 88 میتواند مواضع رسمی مقامات آمریکایی و اروپایی باشد.
علاوه بر افزایش فشارهای اقتصادی و بین المللی در آن برهه، اکثر غربی ها علناً اقدام به موضع‎گیری علیه نظام جمهوری اسلامی نموده، به حمایت از نا آرامی‎ها پرداخته و به این حد نیز بسنده نکرد .در مواردی حتی اعلام کردند آنچه توانسته اند برای حمایت و عملاً هدایت نا آرامی ها انجام داده اند. مستندات موجود پیرامون این موضوع در پیوست به تفصیل بیشتر موجود است. صرفا به نمونه هایی اشاره می‎شود.
مهمترین مواضع آمریکایی ها:
با وجود تعدد موضع‎گیری‎های رسمی پیرامون نا آرامی‎های پس از انتخابات در ایران تنها با توجه به 2 موضع هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا ، مدیریت امریکا در فتنه 88 قابل ملاحظه است که حتی نه به عنوان یک حمایت بلکه به عنوان یک دستور صادر شده است. من جمله :
•             آمریکا در تلاش است تا به طریقی که فعالیت نیروهای دموکراتیک در ایران تضعیف نشود و همچنین این نیروها به خطر نیفتند، از آنها حمایت کند.
•             دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش بر می آمد از معترضان(جریان فتنه) کرد.
•             همه ایرانیانی که در تلاش برای شنیده شدن صدایتان و دفاع از آزادیهای بنیادی و حقوق بشر هستید، بدانید تنها نیستید. ایالات متحده آمریکا و جامعه جهانی پشتیبان شماست.
•             مردم ایران باید با افزایش قدرت نظامیان در ایران مخالفت کنند.
باراک اوباما رئیس جمهور امریکا نیز که سعی می‎کرد از مواضع علنی بپرهیزد نیز نتوانست چنین تاکتیکی را تا انتها پی بگیرد. وی که در ابتدا صرفاً از انزجار جامعه جهانی پیرامون تحولات ایران سخن میگفت ، پس از 25 بهمن 88 خواسته‎ی خود را برای ازسرگیری فتنه به نمایش گذاشت:
•             ایرانی‌ها باید شجاعت لازم برای بیان آزادی را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند. ("امیدواری و توقع من این است که کماکان شاهد این باشیم مردم ایران شجاعت ابراز اشتیاق برای به دست آوردن آزادی بیشتر و حکومتی مبتنی بر مردم‌سالاری بیشتر را داشته باشند.")
رئیس جمهور پیشین ایالت متحده نیز در سخنرانی افتتاح « بنیاد بوش» حمایت خود را اعلام کرد: «آنها با چالش های فراوانی رو به رو هستند و چشم امیدشان به ماست..... من از تمام فعالان سیاسی سراسر جهان حمایت خواهم کرد.»
گذشته از موارد یاد شده اعترافاتی میان مقامات امریکا پیرامون دست داشتن آمریکا در آشوب های تهران وجود دارد:
•             مقاله نوشته شده توسط لاری فرانکلین رئیس اتاق ایران در پنتاگون با عنوان «برنامه سری من برای سرنگونی جمهوری اسلامی» به روشنی موید وجود برنامه در دستگاه های مسئول دولت آمریکا برای ایران است.
•             پاول رابرتس معاون اسبق وزارت خزانه داری آمریکا: «تقلب در انتخابات ایران دروغ است و همه آشوب های ایجاد شده در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، توطئه آمریکا برای بی اعتبار و منزوی کردن ایران بود تا این کشور را به زانو در آورد.»
مهمترین مواضع بعضی مسئولین اروپایی:
•             آنانی که در ایران دست به تظاهرات زدند، بدانند تنها نیستند.
•             بیانیه جداگانه اتحادیه اروپا و بریتانیا جهت محکوم کردن سرکوب اغتشاشاشگران توسط جمهوری اسلامی ایران
•             راه اندازی وبلاگ پیرامون انتخابات ایران توسط وزیر امور خارجه انگلستان دیوید میلیبند
•             وسعت تقلب با واکنش های خشونتی که اعمال میشود تناسب دارد. مردم ایران مستحق چیز دیگری هستند.
مهمترین مواضع اسرائیل:
•             مبارزه با رهبران ایران مهمتر از برنامه هسته ای این کشور است. امید آن است که نخست رژیم ناپدید شود.
•             موسوی و همسرش روح جدیدی به آزادی بخشیده اند، بنا بر این من تکرار میکنم انقلابی در ایران روی خواهد داد
•             در تمام ایام فتنه 88؛ فتنه‎گران از حمایت بی‎دریغ غرب به ویژه امریکا، انگلیس و اسرائیل برخوردار بودند. در وهله اول، مذاکرات هسته ای با ایران که دور اول آن در ژوئن 2008 اغاز شده بود و غربی‎ها در آن به صراحت گفته بودند چاره‎ای جز پذیرش برنامه‎غنیسازی ایران نمی بینند برای مدتی حدود دو سال متوقف شد. این امر علتی نداشت جز این‎که مطابق مستندات اطلاعاتی موجود غربی ها پیام هایی از داخل ایران دریافت کرده بودند مبنی بر اینکه اصلاح طلبان مجددا در ایران روی کار خواهند آمد بنابراین بهتر است مذاکرات با ایران تا بعد از انتخابات متوقف شود . در ایام انتخابات ، باراک اوباما صریح‏ترین موضع‎گیری‏ها را به نفع جریان فتنه و با اسم بردن از سران آن داشته است. اوباما در مقطعی میرحسین موسوی را نماد غرب‎گرایی در ایران خواند و بارها برخورد نظام با آشوبگران را تقبیح کرد و گفت: سیاست ایران در این مورد روی سیاست امریکا تاثیر جدی خواهد گذاشت.
•             هیلاری کلینتون وزیر خارجه وی نیز به طور ثابت از آشوبگران حمایت می‎کرد. کلینتون در یکی از اظهارنظرهای خود در این مورد می‎گوید امریکا علاوه بر اظهارات علنی، اقدامات پنهانی فراوانی برای حمایت از سبزها در ایران انجام داده که نمی‎تواند آن‎ها را بازگو کند. همچنین بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم غاصب صهیونیستی نیز بارها رفتارهای میرحسین موسوی را ستود و حتی در یک مورد به صراحت گفت وی را سرمایه بزرگ خود در ایران می‎داند.
•             «آدام ارلی» (سفیر امریکا در بحرین که پیش از این و در دوران ریاست جمهوری جرج بوش سخنگوی وزارت خارجه امریکا بوده است) نیز در جلسه‎ای با برخی از مسئولان کشورهای عربی در منامه تاکید‎کرد که امریکا قصد دارد در ماه‎های آینده حمایت خود از اصلاح‎طلبان در ایران را «رسمی‎و علنی» کند. ارلی در این جلسه که به تشریح راهبرد تدوین شده دولت اوباما درباره ایران اختصاص داشته، گفته است: «کاخ سفید همزمان با انجام مذاکرات ایران و 1+5 نحوه حمایت از «رهبران معارض جدید» در ایران را پی‎گیری می‎کند». ارلی در این سخنان که پیش از اول اکتبر 2009 و برگزاری مذاکرات ژنو بیان شده تصریح کرده است: «تحت هر شرایطی حمایت از اصلاح‎طلبان در ایران جزو گزینه‎های اصلی سیاست اوباما باقی خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهیم کرد». ارلی سپس به توصیف دقیق «گام بعدی» امریکا پرداخته و گفته است: «اگر مذاکرات ژنو موفقیت‎آمیز نباشد و در آن پیشرفتی حاصل نشود، امریکا قصد دارد همزمان با تشدید تحریم‎ها، اعمال فشار سیاسی علیه تهران را با حمایت «رسمی»، «علنی» و «گسترده» از موسوی و خاتمی‎وسعت بخشد چرا که هیچ فشاری به دولت ایران بدون تقویت جریان‎های طرفدار غرب در ایران کارساز نیست». وی در بخش پایانی سخنانش می‎گوید: «همین حالا هم این موضوع پنهانی نیست که ما از موسوی و خاتمی‎حمایت می‎کنیم اما علنی شدن این حمایت، همزمان با اعمال تحریم‎ها می‎تواند این فایده را داشته باشد که مردم ایران به این نتیجه برسند که تنها راه رهایی از تحریم‎ها گرایش به این افراد است.»
•             طبق گزارش وزارت امور خارجه به کمیسیون اصل نود مجلس، حملات به سفارتخانه‎ها، راهپیمایی‎های معاندانه، کارگردانی و لابی در پارلمان اروپا، از دیگر پروژه های کشورهای غربی در ایام پس از انتخابات بوده است. برخی از نمونه‎های اقدامات غرب در این رابطه عبارتست از:
•             - نیروگیری و سازمان‎دهی گروه‎های 8 تا 10 نفره در هلند و بلژیک با نام « راهیان سبز» و... با پرچم‎های مختلف
•             - برگزاری راهپیمایی اعتراضی علیه ایران در کلمبیا که پس از بررسی مشخص شد که به هر نفر از شرکت کنندگان مبالغی پرداخت شده بود.
•             - فعالیت هسته‎های دانشجویی در ژاپن و استرالیا که حلقه هایی از منافقین و بهایی ها با آنها پیوند دارند.
•             - تعرض و تهاجم به سفارت‎خانه‎های ایران در دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد
•             - پرتاب کوکتل مولوتف از منزل همسایه امریکایی سفارت ایران در سوئد
•             - انجام اقدامات ضد ایرانی در هلند، انگلیس، فرانسه ونروژ که شدیدترین آن‎ها در هلند و پاریس بود.
•             - برگزاری تجمع اعتراضی مقابل سفارت ایران در پراگ
•             همچنین گزارش ها نشان می دهد مجموعه تحریم های جدید علیه ایران بویژه در بخش هواپیمایی با مشورت جریان فتنه و به قصد حمایت از آنها از طریق ناراضی سازی مردم انجام شده است.
ب- زمینه ها و عوامل داخلی:
اما در صحنه داخلی، پیشینه وقایعی را که منجر به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شد باید حداقل در 20 سال قبل جست وجو کرد. پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره) بعضی عدالت را پیش پای توسعه قربانی کردند و سپس با ترویج روحیه مصرف گرایی و تجمل، از ادبیات و آرمان‎های انقلاب فاصله گرفته و زمینه را برای حمله وسیع فرهنگی و اعتقادی دشمن علیه ایران اسلامی آماده ساختند. باوجود تصریح مکرر مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) مبنی بر شدت تهاجم فرهنگی دشمن، مرعوبین غرب با اعمال برخی سیاست‎های مشکوک فرهنگی و امنیتی-سیاسی، زمینه برای بازگشت بسیاری از عناصر ضد انقلاب گریخته از کشور، مهیا شد و با افزایش زاویه‎گیری از اهداف نظام، همان‎گونه که خاتمی‎در اولین نطق خود پس از ریاست جمهوری مطرح کرد، دولت کارگزاران مسیر روی کار آمدن دولت اصلاحات را هموار ساخت.
زاویه‎گیری از اهداف نظام توسط افراطیون دوم خردادی به اوج خود رسید و حالتی بسیار صریح‏تر و علنی‏تر پیدا کرد. مدعیان گفتمان توسعه سیاسی نیز در عرصه‎های مختلف سیاست، امام‎زدایی و انقلاب‏زدایی را در دستور کار خود قرار دادند و با حاکم شدن نوعی لیبرالیسم جزمی و منحط عرصه فرهنگی کشور، بسیاری از منابع دولتی، در اختیار منحرف‏ترین جریان‎های مدعی روشنفکری قرار گرفت؛ تا آنجا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)، انبوهی از مطبوعات کشور به پایگاه‏های دشمن تبدیل شد. تلاش وسیع برای هتک و هدم مبانی ارزشی و باورهای انقلابی مردم نتیجه حضور همین عناصر در عرصه‏های تولید فکر و حمایت و پشتیبانی بی‎دریغ دولت از آن‎ها بود. به این ترتیب برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی، دولت و دستگاه اجرایی در قامت اپوزیسیون نظام ظاهر شد. در عرصه سیاست خارجی نیز در این دوران قبح رابطه با کشورهایی که دشمنی آن‎ها با انقلاب اسلامی و میراث امام ثابت شده بود، مورد نفی و انکار قرار گرفت. و حتی کسانی از مشاوران دولت به صراحت گفتند باید هژمونی آمریکا را پذیرفت و به آن عادت کرد و سودای ایستادن در مقابل آمریکا را از سر بیرون برد؛ چرا که اساسا امکان پیروزی بر امریکا در جهان کنونی وجود ندارد. در این برهه یکی از مشاوران دبیر شورای عالی امنیت ملی این ایده را حتی به اسرائیل هم بسط داد و گفت باید مسئله رابطه با اسرائیل را از سطح ایدئولوژیک فروتر آورد و آن را در سطح منافع ملی ارزیابی کرد! همین طرز تفکر بودکه باعث شد در مقطعی کل برنامه هسته‎ای فقط به خاطر خوشایند غرب تعطیل شود.
با ظهور دولت نهم در تیر ماه 1384 به یکباره این سیستم دچار لرزشی اساسی شد. ویژگی‎های فضای اصولگرایی موجب شد که پیوند آسیب دیده دولت-ملت به سرعت ترمیم شود و در کنار برخی از زخم خوردگان داخلی، حتی برخی قدرت‎های خارجی هم نگران شوند که با تداوم این روند دیگر هرگز نخواهند توانست جلو راه تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه ای و جهانی را سد کنند.
حمایت‎های رهبر معظم انقلاب از کلیت مشی دستگاه اجرایی کشور که البته نه حمایت از یک شخص یا جریان خاص بلکه حمایت از گفتمان مردمی، انقلابی و خدمتگذار بودن دولت بود، بر نگرانی دشمنان خارجی و داخلی می‎افزود.
مطابق مجموعه اطلاعات موجود، خشم و سرخوردگی مجموعه عوامل داخلی و خارجی علیه این وضعیت چنان شدت گرفت که در ماه‎های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که سرویس‎های اطلاعاتی غربی هیچ برآورد روشنی از عواقب طراحی‎های خود نداشتند به دلیل اصرار برخی عناصر فعال داخلی و لابی عناصر خارج‎نشین فعال در مؤسسات بین‎المللی، سناریوی کودتای مخملی در دستور کار دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفت. هدف بنیادی این سناریو، براندازی دولت و متعاقب آن، زمین زدن رهبری نظام جمهوری اسلامی بود و در اثر تلاش‎هایی که انجام شد، برای نخستین بار سنگین‎ترین طراحی ممکن برای تحقق این هدف در دستور کار همه نیروهای داخلی و خارجی قرار گرفت که توانسته بودند روی شعار محوری «نه، به گفتمان انقلاب» توافق کنند. منابع و اسناد، نشان‎دهنده آن است که جریان برانداز داخلی در یک هماهنگی استراتژیک با غرب و به وی‍ژه امریکا، در تحقق هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی‎می‎اندیشیده است. یکی از نزدیک‎ترین افراد به سران فتنه 88 در اعترافات خود می گوید: «جریان اصلی طراحی‎کننده فتنه در داخل، آماده بود برای زمین زدن دولت هر مقدار منابع مالی که لازم است فراهم بیاورد و با هرکسی حتی ضد انقلاب یا هر گروه دیگری ائتلاف و همکاری کند.
به این ترتیب، صحنه‎گردانان نظام سلطه، جبهه گسترده‎ای را شکل دادند که از هیچ اقدامی برای وارد آوردن یک ضربه کاری به رهبری نظام فروگذار نمی‎کرد. برای ایجاد هماهنگی در میان این طیف وسیع، جلسات و حلقه‎های متعددی شکل گرفت که نقش اتاق فکر فتنه را ایفا می‎کردند. از جمله قدیمی‏ترین این جلسات، «جلسه صبحانه» (22)است که از سال 1386 به صورت هفتگی با حضور طیف کثیری از اصلاح ‏طلبان و با هدف اقناع خاتمی‎جهت پذیرفتن کاندیداتوری وزمینه سازی برای حضور در انتخابات تشکیل می‎شد.‏
سلسله جلسات بنیاد باران نیز با حضور خاتمی‎و 100نفر از وزرا و معاونین دولت سازندگی و دوره اصلاحات تشکیل می‎شد و در آن موضوعاتی مانند سیاست‎های ‏کلان و پشتیبانی‎های تدارکاتی از قبیل راه‎های جذب سرمایه از داخل و خارج برای ستادهای تبلیغاتی، مورد بحث قرار می‎گرفت. علاوه براین می‎‏توان از سلسله جلسات دفتر مهدی‎هاشمی‎نیز که با هدف حضور و مهیا کردن شرایط پیروزی اصلاح‎طلبان در انتخابات تشکیل می‏شد، ‏یاد کرد که به تعبیر خودش توانسته بود از طریق این جلسات، یک اتاق جنگ کامل به وجود بیاورد.
گروه مشاوران موسوی نیز جلسات منظمی را برای سازمان‏دهی تیم خود برگزار می‏کردند. این گروه که شامل بهزادیان نژاد، محمدرضا حسینی بهشتی، علیرضا حسینی بهشتی، عرب‌مازار، باقریان، حاضری، مؤمنی، امیرارجمند، عابدی جعفری، علیرضا بهشتی شیرازی و فروزنده پور بود. مشاوران موسوی با حمایت و نظرات وی مؤسسات و گروه‏های مختلفی را راه‏اندازی کرده بودند که عبارتند از:
-              توسعه دانش و پژوهش ایران
-              تحقیقات و توسعه علوم انسانی
-              مطالعات فرهنگ و تمدن ایران زمین
-              دین و اقتصاد
-              مؤسسه گفتمان جهانی مسلمانان
-              جمعیت توحید و تعاون
جمعیت توحید و تعاون، یکی از فعال‏ترین گروه‏های تاسیس شده توسط موسوی بود که با هدف تدوین گفتمان انقلاب اسلامی و پاسخ به این سؤال‎ها که انقلاب اسلامی چه اهدافی داشت و به چه میزان در دست‏یابی به این اهداف موفق بوده، شکل گرفت. فعالیت‏ این جمعیت در انتخابات سال 84 به اوج خود رسید که محصول آن، یک بسته نظری تحت عنوان "الگوی زیست مسلمانی"بود. این بسته، راه‏کاری برای تبدیل تئوری تهیه‏کنندگان آن به حرکت اجتماعی بود که با بررسی عملکرد سه دهه جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام را نیازمند تغییرات بنیادین اعلام کرده و هدف "گفتمان زیست مسلمانی" را هم تبیین و پیشبرد چنین تغییراتی دانسته بود.
اعضای گروه مشاوران موسوی علاوه بر حضور و همکاری در مؤسسات مذکور، دارای محافل و جلسات اختصاصی نیز بودند که مهم‎ترین محفل این گروه در سال‎های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم، «جلسات پنج شنبه‎ها» و اصلی ترین جلسات آن در ایام پس از انتخابات «جلسات گروه مشاوران» نام داشت.
در پی برگزاری همایشی با عنوان «ایران در قرن 21» توسط مؤسسه «توسعه دانش و پژوهش ایران» و بازتاب‏های منفی این همایش در محافل سیاسی، موسوی (در یک جلسه خصوصی) از بهزادیان نژاد درخواست کرد تا جمعی از هم‎فکرانش را سازمان‏دهی کند تا درباره مسائل کشور به بحث و تبادل نظر بپردازند. بهزادیان نژاد، جمع 14 نفره‏ای را سازمان‏دهی و جلسات مستمری را در این مؤسسه پایه‏گذاری می‎کند که به "جلسات پنج‏شنبه‏ها" معروف شد.
عناصر تشکیل‏دهنده این جلسات از اعضای مؤسسات و گروه‎ها بوده و در واقع نقطه تلاقی آن‎ها محسوب می‎شدند. گردانندگان این جلسات، آن‎ها را به چند دوره تقسیم کرده بودند، دوره‏های چهارم و پنجم جلسات موسوم به پنج‎شنبه‎ها از مهم‎ترین دوره‎های برگزاری این جلسات از نظر سیاسی بوده که به ترغیب میرحسین موسوی جهت حضور در صحنه انتخابات اختصاص داشت.
مطابق مستندات موجود، مهم‎ترین مباحث مطرح شده در این دو دوره شامل محورهای زیر بوده است:
- نقد عملکرد نظام در طی سالیان گذشته
- بررسی جریان‎های فکری (سروش، شریعتی، فردید، گروه‏های چپ غیرمذهبی در ایران و...)
- بررسی اقوام و اقلیت‏های دینی و مذهبی
- بررسی قرائتی از اسلام که با چپ جدید همخوانی داشته باشد
- بررسی امکان ایجاد چپ جدید در کشور
در جلسات بعدی، موسوی بحث چپ جدید و موقعیت آن در ایران را مطرح کرد و با فرض این نکته که جمهوری اسلامی‎بعد از رحلت امام خمینی (ره) از آرمان‎های اساسی خود فاصله گرفته، اعضا به دنبال ارائه مدل جدیدی از حکومت با نگاه "سوسیالیسم مذهبی" افتاده و در عمل با طرح دیدگاه‏های چپ جدید، درصدد عملیاتی کردن این ایده برآمدند. این مباحث مبنای تهیه "الگوی زیست مسلمانی" قرار گرفت و پیشنهاد شد که به‏جای استفاده از عبارت "چپ جدید از "قرائت امام خمینی از اسلام" استفاده شود.
نکته بسیار مهم این است که سنگ بنای پروژه کودتای مخملی دقیقاً در همین جلسات گذاشته شد. یکی از اعضای حاضر در این جلسه در یکی از اولین جلسات، به لزوم بازپس‎گیری مواضع از دست رفته اصلاح‎طلبان از جمله "بسیج، مردم، مساجد و دانشجویان" اشاره کرده و برای این منظور، سامان‏دهی جنبشی جدید را پیشنهاد می‌کند. در جلسات بعدی، بر مبنای این پیشنهاد اعضا به تحلیل انقلاب‏های رنگین پرداخته و سقوط نظام جمهوری اسلامی را از طریق انقلابی همانند انقلاب سال 57، ناممکن دانسته و در نهایت، انقلاب نرم را نقطه آسیب نظام معرفی می‏کنند. بنابر مستندات موجود در این زمینه، تیم میرحسین موسوی از مدت ها قبل – از حدود سال 1385 - روی موضوع کودتای رنگی و مخملی در ایران فکر و برای عملیاتی کردن آن برنامه ریزی کرده بودند.
مجموعه این جلسات که اغلب آن‎ها در زمانی کوتاه و با هدف پیروزی در انتخابات نهم برگزار شد و اصلاح‎طلبان مدت‎ها قبل از آن تعبیر به مرگ و زندگی کرده بودند، به یک سلسله طراحی‎های سیاسی و امنیتی انجامید که فتنه 88 در واقع سرجمع آن‎ها بوده است. خلاصه برخی از مهم ترین طراحی‎های انجام گرفته در این جلسات چنین است:
‏1- تدوین مانیفست براندازی در حزب مشارکت: پس از انتخابات 22خرداد سندی محرمانه با عنوان "سند ‏تاملات راهبردی" در منزل یکی از اعضای حزب مشارکت کشف شد که تمامی صفحات آن ممهور به مهر حزب ‏مشارکت بود. سند تاملات راهبردی نظام، سندی رسمی‎و دربرگیرنده نگاه حزب منحله مشارکت به نظام جمهوری ‏اسلامی‎و برنامه‎های آینده آن به عنوان یک حزب سیاسی است. محتوای ‏این سند نشان دهنده بی‎اعتقادی عمیق حزب مشارکت به مبانی نظام و برنامه‎ریزی تفصیلی آن جهت ضربه ‏زدن به ساختار نظام است، به‎گونه‎ای که می‎توان فتنه 88 را نسخه اجرایی آن دانست. سند تاملات راهبردی، ساختار حقیقی و حقوقی قدرت در نظام را به مثابه نظام سلطانی و دیکتاتوری ارزیابی و تاکید می‎کند که باید به این ساختار ضربه زد و آن را شکست؛ همچنین تاکید می‎کند که به وجود آمدن هرگونه تهدید برای کلیت نظام جمهوری اسلامی برای حزب مشارکت و مجموعه اصلاح‎طلبان فرصتی است که باید از آن برای چانه‎زنی با نظام و گرفتن امتیازهای بیشتر استفاده کنند.
2- ‏زیر سؤال بردن پیشاپیش سلامت انتخابات با مطرح کردن احتمال وقوع تقلب: ‏ در همین راستا و با هدف اعتمادزدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات ، "کمیته صیانت از آرا" تشکیل و توسط افرادی چون مهدی‎هاشمی به فناوری‎های پیشرفته مجهز شد. بهزاد نبوی در این مورد گفته است:«بحث صیانت از آرا همیشه و خصوصا ‏پس از آنکه احساس می‎شد وزارت کشور و شورای نگهبان هم موضع هستند در بین اصلاح‎طلبان مطرح بود».
مصطفی تاج‎زاده نیز در نمایشگاه مطبوعات 1387 طی اظهاراتی علنی می‎گوید: «چنان‎چه فاصله آرای کاندیداها زیاد باشد، قطعا تقلب رخ داده است». ‏در همین راستا ابطحی نیز در اعترافات خود گفته است: «اصلاح‎طلبان برای باخت احتمالی برنامه‎ریزی کرده بودند که از ماه‎‏ها قبل مساله تقلب را مطرح کنند، کمیته صیانت از آرا تشکیل دهند که اگر رای نیاوردند از آن‎استفاده کنند تا ‏حداقل انتخابات را به مرحله دوم بکشانند». جالب‎تر از همه اظهار نظر مربوط به مهدی‎هاشمی است که در 20 خرداد 1388 است که به زنگنه می‎گوید: «همه ‏چیز را برای صیانت از آرا آماده کرده و یک اتاق جنگ درست کرده‎ام». مقصود مهدی‎هاشمی در این‎جا پروژه‎ای است که می‎توان آن را پروژه ارتباط پیامکی خواند. چند روز پیش از انتخابات، پروژه‎ای مبنی‎بر ارتباط پیامکی لحظه به لحظه با نمایندگان موسوی حاضر در پای صندوق‎های رأی، که توسط مهدی‎هاشمی‎طراحی و نرم‏افزاری هم برای آن نوشته شده بود، کشف شد. این پروژه جهت رصد مستمر و دائمی‎حوزه‎های اخذ رأی و ابطال آرای صندوق‎هایی که رای موسوی در آن پایین بود، پیش‎بینی شده بود که در شب 21 خرداد مورد ضربه اطلاعاتی قرار گرفت و خنثی شد. نکته مهم در اینجا این است که جریان فتنه در ایام انتخابات سال 88 کاملا نسبت به این موضوع که تقلبی صورت نگرفته و باخت موسوی محصول عدم اقبال مردم به او بوده، علم کامل داشت اما با هدف استفاده از ظرفیت وی برای انجام پروژه کودتای مخملی و به خیابان کشاندن بخشی از مردم، به طور سیستماتیک و سازماندهی شده بحث تقلب را به وی القا کرد. به عنوان نمونه یافته های های اطلاعاتی مفصلی وجود دارد که نشان می دهد مجموعه نظرسنجی های ارائه شده به موسوی از جانب مهدی هاشمی جعلی و با هدف آماده کردن ذهن وی برای طرح بحث تقلب بوده است. همچنین یک کد اطلاعاتی دیگر وجود دارد که نشان می دهد یکی از استراتژیست های برجسته جریان دوم خرداد یک هفته قبل از انتخابات می گوید: «ما آنقدر رای نداریم که انتخابات را ببریم اما آنقدر رای داریم که کشور را به هم بریزیم». علاوه براین، افرادی مانند محمد خاتمی و موسوی خویینی ها قبل از انتخابات به صراحت گفته بودند که عقیده ندارد نه موسوی و نه هیچ کس دیگر قادر به پیروزی بر احمدی نژاد باشد و تاکید کرده بودند که دولت وی تکرار خواهد شد. بنابراین، طرح موضوع تقلب از جانب سران جریان اصلاحات یک دروغ گویی عمدی با هدف پیش برد پروژه کودتای مخملی بوده است نه شبهه ای که آنها مایل به رفع آن باشند.
3- ‏حذف احمدی‎نژاد به هر قیمت: یکی از استراتژی‏های توافق شده در جلسات محفلی جریان فتنه، این بود که به هر قیمت ممکن مانع تکرار دولت نهم شوند. ادبیات فتنه‎گران در این مورد به گونه ای است که می‎توان از آن نتیجه گرفت هدف نهایی آن‎ها این است که به دولت بسنده نکنند و نظام را به تسلیم در مورد مطامع خود وادار نمایند. در واقع حذف احمدی‌نژاد اساسا به این دلیل به عنوان هدف اصلی انتخاب شد که تصور می کردند حذف او به معنای وارد آمدن یک ضربه اساسی به نظام است. حسین مرعشی در این مورد می‎گوید: «تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد، فقط رأی نیاوردن احمدی‎نژاد است.»‏ تاج‎زاده نیز در گفتگو با ابطحی گفته است: «اگر هیچکدام (کروبی و موسوی) قبول نکردند که به نفع دیگری کنار بروند مهم ‏نیست. ما فقط اگر بتوانیم احمدی‎نژاد را از صحنه خارج کنیم، کار خوبی کرده‎ایم.»‏
4- سیاه نمایی و تخریب کلیت نظام و ارائه فضای یاس آلود توسط کاندیداهای معترض: مهم‎ترین جنبه‎ی این محور از سند تاملات حزب مشارکت این بود که با اتهام‎زنی سازمان یافته و دروغ‎گو خواندن دولت آن را نزد افکار عمومی ناکارآمد و بی اعتبار جلوه دهند و زمینه را برای باور پذیر کردن دروغ بزرگ تقلب- که بنا بود بعدا گفته شود- فراهم آورند. علاوه بر این مطابق مستندات موجود، برخی از چهره‎های شاخص جریان اصلاحات مکررا به میر حسین موسوی القا می‎کردند که دولت را دروغگو خطاب کند تا به تعبیر یکی از آن‎ها (سعید حجاریان) کار به جایی برسد که حتی اگر دولت گفت ماست سفید است هم کسی باور نکند.
5- برنامه‎ریزی منسجم جهت ایجاد جنبش‎های اجتماعی فراگیر و خیابانی‎کردن آن‎ها: این امر با هدف توانمندسازی جبهه معارض نظام و تشدید بحران‎های امنیتی به گونه‎ای که نظام ناچار شود برای مهار آن به مخالفان امتیاز بدهد انجام شد. گواه این مطلب درج مقاله‎ای در روزنامه "کلمه" در تاریخ 6/3/88 با عنوان « آن موج که به هوا خاست» به قلم "محمدرضا تاجیک" است که صراحتا به تایید آشوب‎های خیابانی می‎پردازد. وی در این مقاله و در پوشش بحثی نظری نوشته است: «خیابان جایی است که در آن نظم و نظام مسلط به چالش کشیده می‏شود و مشروعیت و مقبولیت آن مخدوش می‎شود.» اعترافات برخی از طراحان این موضوع نشان می‎دهد باور سران فتنه این بوده است که فقط در صورتی که فضا را امنیتی کرده و حجم زیادی از مردم را به خیابان بکشانند می‎توانند از نظام امتیاز بگیرند لذا بنا داشتند به هر قیمت ممکن این کار را انجام بدهند. تعبیر یکی از بازداشت شدگان در این مورد این است" که بنا داشتیم به هر قیمت ممکن مردم را به خیابان بیاوریم حالا اگر باختیم به بهانه تقلب و اگر بردیم به بهانه جشن." یافته‎های نهادهای مسئول نشان می‎دهد که موضوع مناظره‎های انتخاباتی - اگرچه در آن‎ها خطاهایی رخ داد- فقط یک عامل فرعی بوده و جریان اصلاح‎طلب با اهدافی که به آن‎ها اشاره کردیم بنا داشته به هر شکل ممکن بخشی از مردم را به خیابان بکشاند و آن را به سمت درگیری با نظام سوق دهد.
بر اساس شواهد و اعتراف مستدل متهمین ،کودتای انتخاباتی در ایران کاملا از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته بود به گونه ای که بیش از 100مورد از 198 مورد دستورالعمل های "جین شارپ" برای کودتای مخملی اجرا شده بود. با بررسی جدول کلی جریان فتنه مشخص می گرددیکسری افراد در این سناریو نقش فعال‎تری را ایفا می‎کردند.
یک آمار کاملا مستند موجود نشان می دهد دستگاه های اطلاعاتی و قضایی در چند ماه اوج فتنه 32 عضو موثر نفاق، 12 عضو فعال نهضت آزادی، 15 عضو برجسته بهاییت، 7 چپ مسلح مارکسیست، 9 جاسوس بسیار فعال، 3 عضو گروهک تندر، 2 سلطنت طلب، 3 تروریست مرتبط با رادیو فردا و یک ملی مذهبی را دستگیر کرده اند که همه آنها تاکید دارند به دلیل مناسب دیدن شرایط در اثر اقدامات موسوی، کروبی،
خاتمی و ... دست به ارتکاب جنایت علیه ملت ایران زده اند.
و آخرین نکته تلاش برای برقراری پیوند ارگانیک با خارج از ایران از جانب سران فتنه است. مستندات قطعی اطلاعاتی موجود نشان می دهد موسوی، کروبی و خاتمی در جلساتی که در تابستان 1389 برگزار شده رسما افرادی را به نمایندگی از خود در خارج از ایران معرفی نموده اند و این افراد اکنون در چارچوب تشکلی به نام شورای هماهنگی راه سبز امید در ارتباط مستمر و دائم با سرویس های اطلاعاتی بیگانه هستند.
تشکیک در سلامت انتخابات، دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه بهترین زمینه برای بهره برداری جریان فتنه بود.
"میرحسین موسوی" از عواملی بود که بیشترین نقش را در اجرای فتنه داشت، در آستانه انتخابات طی مصاحبه‎ای با مجله تایم با اشاره به اینکه هدف فراتر از پیروزی در انتخابات است موضع خود مبنی بر عناد با نظام را نشان داد و اعلام کرد: « ... تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت ... درواقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد....» وی هم چنین ادامه می دهد. :« تغییرات مدت‎هاست که آغاز شده است. تنها گوشه‎ای از این تغییرات به پیروزی در انتخابات مربوط می‎شود و بخش‎های دیگر تغییر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب گردی در کار نخواهد بود » موسوی در راستای برنامه‎های از پیش طراحی شده به آبیاری بذر تردید کاشته شده در دل مردم توسط دیگران پرداخت و با هدف القای جعل و تقلب در انتخابات و تشویش اذهان عمومی طبق یک الگوی انقلاب رنگی ، خود را پیروز انتخابات معرفی کرد و هرنتیجه ای غیر از آن را نشان دهنده تقلب مطرح کرد و از هیچ تلاشی جهت آماده سازی اذهان برای درگیری و آشوب فرو گذار نکرد؛آنچنان که در بیانیه ستاد انتخاباتی وی قبل از برگزاری انتخابات آمده است : «پیروزمندان انتخابات آینده نیازی به ایجاد درگیری و تشنج ندارند» همچنین براساس اعترافات بدست آمده از متهمین، مجریان این جریان با اعتقاد به عدم امکان تقلب، از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات خط تقلب در انتخابات را در کانون توجهات خود قرار دادند و به گونه ای زمینه چینی کردند که اگر کاندیدای مورد نظرآنان در انتخابات پیروز نشد این حرکت را یک کودتا در آرای مردم تلقی کنند.
"موسوی خوئینی‎ها"نیز درتصریح هدف از این برنامه بیان کرده است:« ما نباید فتیله ی بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جرزدن لازم می شود.» در این راستا می‌توان به تشکیل کمیته صیانت از آرا توسط "مهدی هاشمی" با هدف اعتمادزدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات و مصاحبه تلویزیونی نزدیکان هاشمی یک روز قبل از انتخابات و غیره اشاره نمود. موسوی بلافاصله بعد از انتخابات به مدد رسانه های بیگانه و اپوزیسیون و شبکه‎های اجتماعی خود، با کوبیدن بر طبل خط امامی بودن با انتشار بیانیه‎های متعدد غیرقانونی و کذب، اقدام به زیر سؤال بردن انتخابات و دولت قانونی، دعوت به ادامه آشوب ها، القای بی اعتمادی به نظام وآموزش و مدیریت شبکه سازی اجتماعی نمود. به نظر می‎رسد یکی از اهداف انتخاب موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم از سوی جبهه طرفدار موسوی - با توجه به تجربه استعفاء موسوی در زمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر مقابله با رهبری- این بود که وی در صورت شکست در پرده آخر، با طرح ادعای تقلب بازهم عده ای (هر چند اندک) را فریب داده و به خیابان‎ها بکشد تا با متشنج کردن اوضاع و کشته گرفتن از مردم بی گناه و مسائل بعدی آن، به بهانه خون خواهی و قیام برای دفاع از مظلوم، اغتشاشات را دامن زده تا به فتنه ای تبدیل شود. سپس از این راه رهبری را تحت فشار قرار داده و در این میان، افراد موجه نیز با نامه‎های سرگشاده و یا سکوت خود، آتش این فتنه را شعله ورتر کرده و رهبری را به پذیرش خواسته‎های خود وادار کنند.
با وجود آنکه موضع محمد خاتمی پیش از انتخابات مبنی بر این بود که" در ایران تقلب ممکن نیست" با اقدامی زیرکانه در راستای تحقق پروژه‌القای تقلب روز جمعه 22 خرداد هنگام انداختن رأی خود به صندوق، یعنی در حالی که هنوز چند ساعت بیش‌تر از آغاز رأی‌گیری نمی‏گذشت ذهن‏ها را برای پذیرش ادعای تقلب آماده کرد:« همه‌شواهد امر حاکی است موسوی انتخابات را برده است اما من پیش‌گو نیستم.» از این زمان به بعد خاتمی، مطابق الگوی رفتاری پیشین خود با وجود پیاده سازی سناریوی غرب، خود را از مظان اتهام دور نگه داشت.وی هیچ گاه در مواضع، سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش از واژه‌"تقلب" استفاده نکرد اما با پیشنهاد تشکیل کمیته بی طرف که بعدها با عنوان طرح "رفراندوم" ارائه کرد بخش دیگری ازاین سناریو را به اجرا درآورد.
پس از حوادث روز عاشورا، که شکست فتنه بر همگان مبرهن گشت، خاتمی با ادبیات متفاوتی سخن گفت: «انشاء الله امسال هم ایرانیان با هر گرایش و موقعیّتی سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی خواهند داشت؛ امری که به طور قطع متعلق به یک جناح یا بخش خاصی از جامعه نیست.» این سخنان خاتمی در حقیقت اجرای یکی از دستورالعمل های ارائه شده در فرمول جین شارپ مبنی بر عقب نشینی بعد از ناکامی فتنه است.
"مهدی کروبی" نیز یکی دیگر از بازیگران اصلی فتنه88 بود گرچه نمی‎توان او را از طراحان اصلی فتنه نام برد ولی وی نقش مهمی در اجرای این سناریو جهت براندازی نرم ایفا نمود.
تا حدود دوماه پیش از انتخابات، کروبی عمده تلاش سیاسی خود را بر مرزبندی با جناح تندرو جبهه اصلاحات قرار داد و تلاش می¬کرد تمایز میان خود و آنها را شفاف کند اما با نزدیک شدن به انتخابات وضعیتی کاملاً متفاوت پیدا کرد و با وجود آنکه خود یکی از کاندیداتورهای ریاست جمهوری دهم بود، در جبهه حامیان موسوی قرار گرفت.
مبارزه کروبی در این جبهه پس از انتخابات شدت گرفت، او که تا هنگام رأی‎گیری هم تاکید بر سلامت انتخابات داشت پس از انتخابات به عنوان یکی از عاملان همیشه در صحنه فتنه، با نامه‎ها و بیانیه‎های خود مبنی‌بر شبهه افکنی وتردیدافکنی درخصوص سلامت انتخابات، القای عدم مقبولیت و مشروعیت دولت و ابطال انتخابات، آتش بیار معرکه شد.علاوه بر این کروبی در طرح کشته سازی فتنه و حمایت از اغتشاشگران بازداشت شده به منظور موج‌سواری بر احساسات مردم به خوبی نقش آفرینی نمود.
بررسی ها حاکی از آن است که تلاش‎های کروبی و برخی اطرافیان وی در حوادث پس از انتخابات، به منظور خروج کروبی از انزوای شدید برآمده از انتخابات (330هزار رای) و نشان دادن این موضوع بود که او همچنان مهم و اثرگذار است.
3- تحلیل محتوای مواضع و اقدامات مجرمانه جریان فتنه و راهبرد آنها:
مجرمانه بودن مواضع و اقدامات جریان فتنه را می‎توان ازطریق مواضع اصحاب فتنه در مطبوعات و بیانیه ها و مصاحبه های ایشان، به اثبات رساند و در این گزارش به چند راهبرد اصلی آنها بسنده می کنیم:
1- راهبرد ابطال انتخابات و اغتشاش‎گری در خیابان‎ها
با پایان یافتن انتخابات و شکست موسوی، این گروه راهبرد ابطال انتخابات را در پیش گرفتند و با استفاده از ترفندها و فشارهای گوناگون از جمله موارد زیر، سعی در رسیدن به خواسته‎های خود داشتند:
1-            تحریک مردم به ادامه اعتراضات خیابانی
2-            تلاش برای گسترش اعتراضات به شهرهای دیگر
3-            تحریک علما و مراجع عظام تقلید و تلاش برای تأثیرگذاری بر نظرات آنان
4-            استفاده از اهرم حمایت برخی دول غربی
2- راهبرد شبکه‎سازی اجتماعی
درادامه مسیر اعتراضی، علیرضا بهشتی از عناصر اصلی گروه مشاوران موسوی، مسئولیت بررسی وضعیت جنبش و تهیه راهبردهای جدید را برعهده گرفته و پس از انجام یک کار منسجم اطلاعاتی جزوه‎ای در 43 صفحه تهیه و آن را در آذرماه سال 88 تحویل گروه می‎دهد تهیه‎کنندگان این جزوه، شبکه‎سازی اجتماعی را بهترین روش ادامه مبارزه عنوان نمودند. جزوه مذکور برای تعدادی از عناصر اصلی گروه مشاوران تشریح در اختیار آنان قرار داده شده و از تمامی روش‎های پیشنهادی در ایام پس از انتخابات استفاده شده است.
به طور کلی کارآمدی شبکه‎سازی اجتماعی ازآن‎روست که اعضای شبکه ارتباط نزدیک برقرار می کنند؛ به همین جهت پذیرش نظرات و اخبار منتشرشده در شبکه بدون در نظر گرفتن درصد صحت آن بسیار آسان است و عمدتا طراحی چنین شبکه‎هایی با اهداف خاص سران آن صورت می‎گیرد.
نوع طراحی و شبکه‎سازی جریان فتنه به نحوی بود که اولا در صورت وجود اخلال در وسایل ارتباطی جریان می‎توانست برای انتشار و بزرگ‎نمایی اخبار از این شبکه استفاده کنند و ثانیا انتشار شایعه پذیرش اخبار در این شبکه به جهت انسانی بودن آن سهل‎تر بود. از آن‎رو که این شبکه با هدف تخریب نظام وکمک به تشنج آفرینی طراحی شده بود، در زمره اقدامات مغایر با قانون قرار می گیرد.
3- راهبرد تداوم اغتشاشات خیابانی
با گسترش اغتشاشات خیابانی، ضرورت تحلیل روند و سازمان‎دهی اغتشاش‎گران و همچنین تحرکات ایذایی آنان، در میان عناصر جریان فتنه دنبال می گردد. در همین ایام"محمد رضا تاجیک" اقدام به تهیه جزوه ای با عنوان "چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما" می‎نماید که در آن جزوه، ضمن بررسی وضعیت جنبش موسوم به سبز در ایام پس از انتخابات، راه‎کارهای متعددی را نیز برای ادامه جنبش پیشنهاد نموده‎است، برخی از مهم‎ترین این راه‎کارها عبارتست از:
1-            پذیرش رهبری متکثر
2-            سامان‎دهی انبوهی از رسانه‎های حقیقی و مجازی
3-            راه اندازی جنگ قرائت‎ها از دین و قانون
4-            سازمان‎دهی افراد و شخصیت‎های موثر سراسر کشور
5-            استفاده از امکانات و مقدورات انسانی و غیرانسانی خارج از کشور
6-            هدایت اعتراض‎های مختلف در یک مسیر
7-            پی‎گیری حقوقی وضعیت زندانیان
8-            راه‎اندازی کمپین امضای میلیونی
9-            ارتباط با مراجع و روحانیون ذی‎نفوذ
10-         خلق مناسبت‎ها و برنامه‎ریزی برای بهره‎برداری از آن
4. اقدامات و فعالیت‎های گروه مشاوران فتنه‎گران
گروه مشاوران "میرحسین موسوی" در ایام منتهی به انتخابات و ماه‎های پس‎ازآن، فعالیت‎های و اقدامات جمعی و مجرمانه مختلفی انجام دادند که از جمله مهم‎ترین این فعالیت‎ها می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:
1-            تشکیل کمیته صیانت از آراء
2-            صدور بیانه‎های میرحسین موسوی
3-            تشکیل کمیته پی‎گیری امور آسیب‎دیدگان حوادث پس از انتخابات با علم به دروغ بودن بسیاری از ادعاها
4-            اقدامات رسانه‎ای با هدف ایجاد اغتشاش
5-            برگزاری جلسات گروه مشاوران با هدف طراحی عملیات ناامنی و فریب
6-            تهیه گزارش موسوم به 370 صفحه ای
این گزارش، توسط گروه دیده بانان سبز انتخابات ، ده‎روز پس‎از سخنان مقام معظم رهبری مبنی براین‎که انتخابات تمام شده است و معترضان نتوانسته‎اند دلیلی برای وقوع تقلب در انتخابات ارائه دهند، تهیه شد. این‎گروه بیش از سیصدو هفتاد صفحه از مستندات خود را در اثبات تقلب و تخلف‎های گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری منتشر کردند
 
4- الگوپذیری فتنه 88 از مدل‎های براندازانه جنگ نرم (فتنه 88، مصداقی از مدل نافرمانی مدنی جین شارپ)
بررسی دقیق و تطبیقی مجموعه سخنان و عملکرد سران معترض به انتخابات ریاست جمهوری سال1388، نشان می دهد الگوی رفتاری آن‎ها از تئوری‎های نظریه‎پردازان حکومت‎ها در غرب برداشت شده بود که از آن به انقلاب‎های رنگی یا مخملی یاد می‏شود. بنابر اسناد و اعترافات متهمین جریانات پس از انتخابات ، در اغلب موارد ‏از 198 دستورالعمل‏ جین شارپ برای مبارزات خشونت پرهیز و نافرمانی مدنی الگو برداری شده است.‏
اسناد درون گروهی حزب مشارکت واقعیت‎های تلخی را روشن می‎سازد. در جلسه کمیسیون تدوین استراتژی حزب که در تاریخ 19 تیر ماه 1378 تشکیل گردید پس از بیان مدل‎های مختلف برای در دست گرفتن قدرت آقای حجاریان با اشاره به مدل «جین شارپ» برای کودتای مخملی با تأکید بر فشار از پایین و استفاده توده‎ای، آن‎را این‎گونه تبیین می‎کند :
«‌این راه که یعنی جلوی" پارک ملت" و این‎طور جاها شلوغ راه بیفتد و کم کم از این گوشه و آن گوشه شروع بشود و یک کارگر بشود رهبر برود با رژیم چانه بزند». آقای تاج‎زاده ضمن برشماری مدل‎های در دست گرفتن قدرت درکشور می‎گوید: «راه چهارم هم سلاح آمریکاست و انقلاب مخملی که من موافق راه چهارم هستم ، تئوری جین شارپ و براندازی نرم خارجی و اینها هم در همین راه چهارم است محمد رضا خاتمی می‎گوید: «در عین اینکه پشتوانه داخلی را حساب می کنیم پشتوانه خارجی را هم حساب کنیم». تاج‎زاده می‎گوید: «این همان مدل چهارم است ، مدلی که در برخی از کشور‎ها به‎صورت مخملی اتفاق افتاد و دو تا کار می کنند یعنی اینکه شما در جامعه چطوری NGO بزنید و دوم اینکه آمریکا چه کمک‎هایی برای گسترش روند دموکراسی خواهد کرد .
علاوه بر این همانطور که گفته شد و مستندات آن در پیوست این گزارش موجود است موسوی در جلسات داخلی خود از سال 1385 روی مدل براندازی مخملی با الگو گیری از انقلاب های رنگی کار می کرده است.
به عنوان نمونه جین شارپ در کتاب "از دیکتاتوری تا دموکراسی" به بیان روش‎های "مبارزه‏های خشونت پرهیز" ‏و روش‏های "براندازی مسالمت‏آمیز" دولت‎ها اشاره می‎کند. تمرکز بر روی تئوری شارپ مبنی‎برضرورت ایجاد همبستگی اجتماعی و تشکیل هسته‌های به‌هم‌پیوسته‌ی حاصل از ‏پیوند خرده جنبش‌های اجتماعی همان موضوعی است که موسوی نیز با رونوشت‌برداری کامل از نسخه‌ی وی در بیانیه ‏شماره 11 خود نوشته است:‏ «اولین قدم در راه حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‌های ‏اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود ‏را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، ... یعنی اگر تا ‏بیش از این هر دو ماه یک‌بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته‌ای دو بار گرد هم جمع شویم. قدرت ‏شبکه‌های اجتماعی ما در این امر است. جمع‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، ‏کانون‌های فرهنگی و ادبی... ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‌های کوچک عضویت داریم ‏‏...تجربه‎های اخیر نشان داد خورده رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند، می‌توانند سریع‌تر و موثرتر از هر ‏رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آنکه ظریفت‌های این شبکه از طریق توافق برروی یک آرمان بزرگ به ‏فعلیت برسد.»‏
آموزش شیوه‎های عملیاتی مبارزه بدون خشونت پیش از انتخابات در سایت‎های ‏متعدد وابسته به فتنه‏گران از جمله گذار، بی‎شمار، ارتش سبز، گرین سوروس و ... و نحوه اغتشاش و آشوب آن‎ها ‏در حوادث پس از انتخابات ، کپی‎برداری آن‎ها از آموزه‎های شارپ در جزوه "198 روش نافرمانی مدنی" را ‏به وضوح نشان می‎دهد.‏
هم‎زمان با تئوری سازی منطبق با براندازی در داخل کشور عده‎ای ضد انقلاب خارج نشین نظیر عطاء الله مهاجرانی، ‏محسن کدیور، اکبرگنجی، عبدالکریم سروش، ابوالفضل بازرگان در مجموعه اقداماتی هماهنگ در راستای پروژه ‏بی‎ثبات‎سازی امنیت داخل کشور سناریویی را مبنی براجماع نهادهای بین‎المللی علیه نظام اسلامی به اجرا درآوردند. در بخش‏هایی از این سناریو صدور بیانیه‏های متعدد دال به وجود خفقان و دیکتاتوری در نظام اسلامی، ‏نقض گسترده حقوق بشر، سلب آزادی عمومی، پایمال شدن حقوق مردم انتخاب نماد رنگی یعنی رنگ سبز در ‏تبلیغات انتخاباتی، پیش بینی وقوع تقلب در انتخابات ، اعلام زودهنگام پیروزی در انتخابات ، اعتراض به نتیجه و ‏ادعای وقوع تقلب در انتخابات ، درخواست ابطال انتخابات و لشکرکشی خیابانی، تقویت شبکه‏های اجتماعی و ‏برهم زدن نظم و امنیت کشور وجود داشت. همگی موارد منطبق با رخدادهای منتهی به وقوع انقلاب‎های مخملی ‏در کشورهای دیگر است که به وضوح گویای پیروی معترضان از نظریات تئوری پردازان براندازی در غرب به ‏خصوص جین شارپ می باشد.‏
نکته کلیدی در این میان آن است که صرف نظر از الگوی شارپ و تطبیق صد درصدی وقایع فتنه 88 با آن، الگوی رفتار فتنه گران با الگوهای کلاسیک کودتای مخملی هم کاملاً تطبیق داشته است. در تمامی نمونه‎های شناخته شده کودتای مخملی یک انتخابات در قلب فرآیند قرار داشته است. در تمامی این موارد کاندیدای مامورکودتای مخملی به کمک عوامل رسانه‎ای و اطلاعاتی غرب از قبل از انتخابات مردم را به خیابان می‎کشاند و اعلام می‎کند که اگر نام کسی غیر از وی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود حتماً در انتخابات تقلب شده است. پس از انتخابات نیز کاندیدای مأمور کودتای مخملی سعی می کند نظام را وادار به خشونت وسیع کند و به این ترتیب زمینه لازم برای حضور بیشتر مردم در خیابان و تبدیل آن به اعتصاب و تحصن فراهم آورد و نهایتاً دولت پیروز در انتخابات را ساقط نماید. این دقیقاً همان فرآیندی است که پس از انتخابات رخ داد و با مستندات موجود می توان مورد به مورد آن را تشریح کرد. تمرین‎های خیابانی هواداران موسوی که در قالب گروه‎های مختلف جذب ستادها شده بودند با فرماندهی ستاد قیطریه و با هدف آمادگی برای آشوب‎های پس از انتخابات در طول دهه آخر منتهی به 22خرداد انجام گرفت . آمار جذب هواداران ستادها حدود 300 هزار نفر بوده است .
5- نتیجه گیری:
بررسی سطح گسترده و عمق حوادث پس از انتخابات بیانگر هدف قرار دادن اسلامیت و جمهوریت نظام و منافع و وحدت ملی است که در رأس آن هدف قرار دادن ولایت فقیه و شخص ولی فقیه می باشد. ماجرای فتنه، شیرینی و حضور مشارکت 80‌درصدی ملت بزرگ ایران در انتخابات سال 88 را به تلخ کامی مبدل کرد. در واقع نظام سلطه و ضدانقلاب و فتنه‌گران از ملت ایران انتقام گرفتند که البته ملت ایران در 9 دیماه پاسخ آنها را دادند.
هرچه به واکاوی این توطئه بزرگ می پردازیم به ظلم عظیمی که در حق اسلام، انقلاب، نظام اسلامی، امام، رهبری، شهدا، مردم، مسلمانان جهان، آزادگان بیشتر پی می بریم که در گزارش مشروحاً به ابعاد آن پرداخته شده. بر این اساس است که حضور هوشمندانه ملت بزرگ ایران در صحنه های مختلف همچون روز قدس، 13 آبان و یوم الله 9 دیماه و 22 بهمن سال 88 معنا پیدا می کند.
یوم الله 9 دیماه یعنی روز بصیرت و وحدت ملت ایران در سایه ولایت.
یوم الله 9 دیماه یعنی تجلی عشق ورزیدن آحاد ملت ایران به امام و شهدا و رهبری و روز میثاق با آنها و اعلان برائت از دشمن، روز فرصت شناسی و دشمن ستیزی ملت بزرگ ایران
جا دارد که از نعمت بزرگ رهبری این سکاندار کشتی انقلاب به درگاه خداوند کریم شکرگذاری نموده و از قادر متعال تا انقلاب حضرت مهدی(عج) برای رهبر فرزانه، حکیم، بصیر و شجاع حضرت آیت الله العظمی خامنه ای طول عمر خواستار باشیم و از خداوند مسئلت داریم به ما توفیق دهد سربازی صادق در رکاب ایشان برای خدمت صادقانه به ملت بزرگ ایران باشیم.
محمدابراهیم نکونام/ رئیس کمیسیون
***************************************************************************

در پایان از تمامی خوانندگان این مقاله تشکر می کنم در صورت داشتن هرگونه سوال می توانید به پایگاه اینترنتی زیر مراجعه فرمایید: www.sarbaz313.ir
آرزوی عمر با عزت و روز افزون برای  مرجع عالیقدر شیعه حضرت امام خامنه ای (حفظه الله) را از خداوند منان مسئلت دارم!
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
                                                                                                        دی ماه  سال 1393


آخرين مطالب ارسالي